اعترافات بچه ی همسایه
یه همسایه داریم اسمش رویاست.یه زن چادری قد بلند که جوونیاش شناگر بوده.بدجور حشریم میکنه.شوهرشم سر کاره همش.احساس میکنم اونم بهم پا میده.از نگاهش معلومه شهوت داره رومن.ولی نمیدونم چجور برم جلو سر حرف و وا کنم.زمستون ماشینشو نمیتونست بندازه پارکینگ.رفتم کمکش کنم گفت نمیره.منم برگشتم تو اوج شهوت بهش گفتم رویا خانم بده من […]
اعترافات بچه ی همسایه بیشتر بخوانید »
