جاکشی من برای دایی رضا

سهیل هستم… 22 ساله از مشهد..یه مجرد بدبخت تو کف.. نه دوست دختری ..نه صیغه ای.. فقط کف دستی و بازم کف دستی… یه دایی دارم 30 ساله که اونم مجرد بود و خوش تیپ دختر کش که لامصب از هر انگشتش یه دوس دختر میریزه هر هفته هم یکی جدید رو میکنه.. چون با

جاکشی من برای دایی رضا بیشتر بخوانید »

شوهر خاله ی نامردم زد زیر قولش

جندگی های من برای شوهر خالم و پسرخاله هام قسمت سوم شوهر خاله ی نامردم زد زیر قولش… فیلم کردن کونم توسط شوهر خالم، از طریق پسرخاله هام واسه پسرای فامیل فرستاده شد، پسر داییم که متاهلم بود و سنش 35 بود، با دیدن گاییده شدن کونم تو اون فیلم عاشق کونم شده بود، پیش

شوهر خاله ی نامردم زد زیر قولش بیشتر بخوانید »

یه خواهر دارم از جندگی نظیر نداره

سلام.   من یه خواهردارم که شش سال ازمن بزرگتر ، وقتی من دوازده سالم بود اون دانشجو شد ، خواهرم اسمش سمیه است، دختری خوش اندام،سفیدرو باموهای مشکی وچشم وابروی مشکی، بسیارزیباوتودل برو، قدصدوهفتاد ، خلاصه میکنم که سریع برم سراصل داستان، مدتهابودکه به رفتارخواهرم شک کرده بودم ، آرایش غلیظ میکرد و به دانشگاه

یه خواهر دارم از جندگی نظیر نداره بیشتر بخوانید »

مالیخولیا به توان سه‌

سلام دوستان اینی که میخوام براتون تعریف کنم داستان نیست خاطره ی واقعیه!! نیازیم ندارم که دروغ بگم!!! تو سایتی که کسی منو نمیشناسه توش!!!! اما از خودم بگم من اسمم امیره و ۲۵ سالمه و ۹ ساله بدن سازی کار میکنم طوری که هرکی میبینه منو آب از لب و لوچش آویزون میشه مخصوصا

مالیخولیا به توان سه‌ بیشتر بخوانید »

وقتی کرد توم فهمیدم خیلی‌ کثافته

سلام. من یه دخترم که تو بچگیم بهم تجاوز شده امیدوارم از سرنوشت من عبرت بگیرین و اگه بچه دارین به بچه‌هاتون یاد بدین هر کی‌ دستمالیشون کرد زود بیان بهتون خبر بدن… *** اون موقع ک مدرسه نمیرفتم ( 5 6 سالم بود) تازه بابام کامپیوتر خریده بود و چون من و برادرم اصلا

وقتی کرد توم فهمیدم خیلی‌ کثافته بیشتر بخوانید »

گی‌ با دوست عزيزم در دبي

سلام من اسمم مسعوده مي خوام يه داستان توپي بهتون بگم راجع به سكس من با دوست عزيزم در دبي اول از بذارين از خودم بگم من پسري سفيد با كوني سفيد و بزرگ كه هر پسري منو ببينه سيخ مي كنه… *** الان مي خوام راجع به سكس خودم با دوست كير كلفتم امير.

گی‌ با دوست عزيزم در دبي بیشتر بخوانید »

سکس گروهی من و مامان و زندایی و پسرداییم

سلام من آرین (18ساله) هستم میخوام سکس من و پسر داییم با مامانم و زانداییم رو براتون تعریف کنم امیدوارم لذت ببرید. *** اسم زنداییم سانازه (36سالشه) و اسم مامانمم هم الهه ست (38 سال) و اسم پسر داییم شایان (17ساله) است بابام و داییم با هم همکارن و هفته ای دو سه روز ماموریت

سکس گروهی من و مامان و زندایی و پسرداییم بیشتر بخوانید »

برای شادی روح اون کون درگذشته صلوات

سلام   اسمم میلاده (مستعار) 25 سالمه و اهل نیشابور(خراسان رضوی) هستم. یک دوست داشتم که اسمش پوریا بود… من با این پوریا که 4 سال از خودم کوچیکتر بود ، از سن 18 یا 19 سالگی تو یکی از مجمع های مذهبی شهر آشنا شدم و تا خیلی باهاش سکس داشتم اما دست تقدیر

برای شادی روح اون کون درگذشته صلوات بیشتر بخوانید »

مالیدن خواهرزن نازم تو خواب

چند وقت بود سکس خوبی نداشتم. دنبال این بودم که خانمم رو چند روزی بفرستم مشهد خونه مادرش شاید حالی بکنم. اما پسرم مهیار که کلاس اول بود امتحان داشت و نمی شد. کم کم رو مخ زنم رفتم و قبول کرد بره وقتی مشکل بچه رو مطرح کرد زبونم بند اومد که یکدفعه خودش

مالیدن خواهرزن نازم تو خواب بیشتر بخوانید »

سکس ساده با دخترخاله

من و دختر خالم از بچگی باهم بزرگ شدیم ، از همون بچگی هم تو نخش بودم .. این تو نخ بودنه تا جایی رسید که من شدم 15 ساله و دختر خالم شد 14 تقریبا دیگه هردومون از سکس و این چیزا حالیمون میشد .. اینکه چجوری مخشو زدم بماند چون اون خودش داستان

سکس ساده با دخترخاله بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا