استاد کردن کون

سلام دوستان من اسمم امير٢٥ اصلا اهل داستان نويسي نيستم يعني بلد نيستم ولي دوس داشتم يه خاطره كوتاه از خودم واستون تعريف كنم… *** راستش چند وقت بود يه حسي درونم به وجود اومده بود كه دوس داشتم تجربه يه بار دادن حس كنم علتش نميدونم شايد بيشتر به خاطر اين بود بدنم خيلي […]

استاد کردن کون بیشتر بخوانید »

رفتیم بکنیم ولی کردنمون

با سلام و خسته نباشید اسم من محموده یه رفیق دارم به  اسم اسفندیار .ما دوتا خیلی تو تلگرام و شبکه های مجازی میچرخیم و کلا اونجا پلاسیم و تا حالا کس از نزدیک ندیده بودیم.روز ها همین طور میگذشت و زیر چشم ما سیاه تر از دیروز میشد.تا اینکه این رفیق ما یه پیام داد که

رفتیم بکنیم ولی کردنمون بیشتر بخوانید »

یه مشاوره ی عالی‌

باسلام 19سالمه و پشت کنکوری ام و قضیه مربوطه ب چند روز پیش…واسه همین دنبال یه مشاور میگشتم تا اینکه یکی از معلمای که فامیلم بود یکی از همکاراشو که زن بود و دکترا داشت رو بهم معرفی کرد… یه مکانی که جای علمی بود و کوچیک بود که خیلی ب اونجا میرفتیم برای برگزاری

یه مشاوره ی عالی‌ بیشتر بخوانید »

دیدم مامانم چجوری به دامادمون کوس میداد

سلام.من محدثه هستم.چهارده سالمه.دوست داشتم از سکس خودم با آقا فرهاد،بابای نگین،همسایه طبقه پایینمون بگم ولی این قضیه همیشه منو به اون لحظه می‌بره و جالبه.من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که اسمش مریمه.بابام راننده اتوبوس هست و اکثرا سرویس میبره اینور اونور.مامانم هم مهناز خانم،خوشگل منه،دوست دارم بزرگ میشم سینه هام مثل مامانم

دیدم مامانم چجوری به دامادمون کوس میداد بیشتر بخوانید »

همین روزاس که منو بکنه

سلام.من سولماز هستم.واقعا از هرچی نامرده متنفر هستم.میخوام بگم بعضی داستانا باور کردنی نیست ولی با توجه به چیزی که خودم دیدم،دیگه فکر می‌کنم نکنه همه واقعی هستن.من چهار ساله ازدواج کردم.شوهرم سجاد اسمشه و پسر ساکتی هست ولی بجاش باباش از همون اول غیر عادی بود.خونه پدرشوهرم دوطبقه اس که ما واحد همکف میشینیم.مادرشوهرم

همین روزاس که منو بکنه بیشتر بخوانید »

مرسی که منو به آرزوم رسوندی

سلام.من مهرداد هستم و میخوام اتفاقی که چند روزپیش برام اتفاق افتادو براتون تعریف کنم… *** من الان 39 سالمه و چند سال پیش با امیر که هم همکار بودیم و هم صمیمی رابطه خانوادگیمون شروع شد.خانمم زهرا زود با سحر خانم همکارم صمیمی شدند و بیشتر وقتا که منو امیر سرکار بودیم اونا با

مرسی که منو به آرزوم رسوندی بیشتر بخوانید »

کوس و کون فریبا

فریبا بچه نداشت. با شوهرش شدیدا اختلاف داشت و در شرف جدایی از شوهرش بود. یک دختر قد بلند با پوست سبزه و چشم های درشت. می گفت منو دوست داره و برا ازدواج می خواد من هم کوس و شعر ها یی از همین دست رو تحویلش میدادم… در تمام بیست و سه سال

کوس و کون فریبا بیشتر بخوانید »

بهترین سکسم بعد از شوهرم

نگار هستم ۲۲سالمه .۱۷سالگی نامزد کردم ۱۸سالگی ازدواج… *** من تو زندگیم زود به همه چیز رسیدم تو یه مدرسه ی غیر انتفاعی معلم شدم دارم لیسانس میگیرم و زود هم ازدواج کردم . ازدواج اجباری . شوهرم. امیر مرد خوبی بود ده سال ازم بزرگتر بود. همه جوره درک و حمایتم میکرد ولی ب

بهترین سکسم بعد از شوهرم بیشتر بخوانید »

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام

من اسمم ساراست، 24 سالمه، خیلی خوشکلم قدم 150 وزنم 55 سینه هام 75 اهل تهرانم، پاییز 95 واسه دانشگاه یه ترم قزوین پیش خالم اینا بودم، شوهرخالمو پسرخاله هام که یکی 22 و یکی 16 سالشه، کیر اولی 20 و کیر دومی 18 سانت بود.قبل رفتن خونه خالم اینا با هیچکی رابطه نداشتم، تا

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام بیشتر بخوانید »

سکس توپ با هانی

ترم سه بود که تو قسمت ثبت نام دانشگاه برام یه کار جور شد…مسئول بخش ثبت نام باهم تماس گرفت و گفت قراره که از فردا با ما کار کنی صبح ساعت هشت اینجا باشی…فردا صبح زود بیدار شدم طبق معمول اول دوش گرفتم صورتمو اصلاح کردم و یه خط ریش شکسته که به گفته

سکس توپ با هانی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا