کون دیوانه کننده

سلام من پدرامم ۲۵ساله یه پسر قد بلند لاقر و خوش فورم قدم یک و نود وزن هفتاد پنج حدودا یک سال پیش کلاس شنا میرفتم و همون وقتا بود که یه دفعه زندگیم عوض شد آره یه هم جلسه ای تازه اومد بینمون اسمش سعید بود من از همون دفعه اولی که دیدمش دلم

کون دیوانه کننده بیشتر بخوانید »

کون به کیر آشنا

  وقتی سودابه داشت از تو صف بازرسی فرودگاه برام دست تکون میداد زورکی لبخندی تحویلش میدادم، اما هم من و هم اون میدونستیم که این ابراز علاقه کردنها دروغی بیش نیست. سودابه دختر عموم بود. 45 سال پیش با هم ازدواج کردیم. زمان شاه. نه من و نه اون دخالتی در ازدواج نداشتیم. از

کون به کیر آشنا بیشتر بخوانید »

جنده ی حاجی

خاطره ی شب حجله ی شیرین *** عزیز همیشه میگفت؛ دختر كه رسید به بیست باید به حالش گریست، وقتی اخمام میرفت تو هم با خنده ادامه میداد حالا تو چرا اخم میكنی مادر تو كه شوهر داری. آره راست میگفت؛ تازه هنوزم به بیست نرسیده بودم،هفده سالم شده بود و نشون كرده بودم. اون

جنده ی حاجی بیشتر بخوانید »

نقطه جى

اين داستان در باره اولين سكسى هست كه من بدون ابنكه به كيرم دست بزنم و فقط با كرده شدن آبم اومد . اسمم كامبيزه ٢١ سالمه و از ١٣ سالگى همجنسگرا هستم . يك شريك جنسى دائمى داشتم كه همكلاسيم بود و بعدها بهترين دوست هم شديم . تا حالا خيلي مفعول واقع شدم

نقطه جى بیشتر بخوانید »

تنبیه وحشیانه

  در خونه بسته شد… باید تنبیهت کنم ک ادم شی آبرومو بردی، نشست رو کاناپه مجبورم کرد حالت سگی بشم. از پشت شلوارموشورتمو کشید پایین و کمربندشو در آورد ب کونم ضرب ک میزد،احساس میکردم آتیش گرفتم هربار تند تر و محکم تر میزد منم جیغ میکشیدم ببخشید دیگه تکرار نمیشه! هلم داد زمین

تنبیه وحشیانه بیشتر بخوانید »

کون درد

  سلام دوستان من افسانه هستم(مستعار) میخام خاطرات بدترینو سخت ترین روز زندگیمو براتون تعریف کنم.الان ۲۲ سالمه خاطره مال ۵ سال پیشه…   من اونموقع خیلی حشری بودم خیلی همش تو رویا بودم خودمو درحال دادن فرض میکردم خیلی فیلم پورن میدیدم داستان میخوندم منتها میتونستم خودمو کنترل کنم بخاطر همین اگه میرفتم خونه

کون درد بیشتر بخوانید »

گوهر ناب

مادرم هفده سالش بود که به یه مرد سی و پنج ساله ی پولدار، که میشه پدر من، دادنش و اون تموم جوونیشو پای من ریخت. بزرگم کرد و مثل یه دوست همیشه کنارم بود. هیچوقت رابطه ی عاطفی با پدرم نداشت و پدرم هم هیچوقت پدری نکرد واسم. در واقع بعد از بازنشستگیش، اون

گوهر ناب بیشتر بخوانید »

تسلیم در استخر

هنوز بعد از گذشت ۱۵ دقیقه داشتم نفس نفس میزدم و احساس میکردم از بدنم اتیش بلند میشه گرمم بود ولی هیچ میلی و توانی برای بلند شدن از روی تخت نداشتم زیر چشمی نگاهش کردم که همونطور برهنه داشت چیزی رو از توی یخچال کوچیک توی سوییت بیرون میکشید . شیشه ابجو رو بالا

تسلیم در استخر بیشتر بخوانید »

دوست داشتم دو کیره کرده بشم

سلام ، من سعیده هستم ،قدم صدوهفتادسانت،سفیدوباموهای قهوه ای حنایی و لاغرتقریباباربی وباسنم به پایین کمی تپل . قضیه ازآنجاشروع میشه که من ازبچگی تومحل بادخترای همسایه لی لی بازی میکردم تومحلمون یک پسرشیرین عقل بنام مختاربود که همیشه بادوستام دستش مینداختیم و مختارهم که کمبود ذهنی داشت بعدازاینکه ازمافاصله میگرفت ازراه دور بمافحش میدادو

دوست داشتم دو کیره کرده بشم بیشتر بخوانید »

اسمش حمیده خوبم کون میده

  سلام . نوید هستم .   از ۱۸سالگی تا حدود بیست ویک سالگیم با خیلی از پسرا و مردای اطرافم سکس کردم . بعضیهاشون خیلی هات و باحال بودن بعضیهاشون اما فقط ظاهرشون خوب بود ینی میدیدمشون میگفتم جووون این حتما کیرو کمر توپی داره اما تو سکس واقعا اون چیزی نبودن که فکرشو

اسمش حمیده خوبم کون میده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا