هم مامانمو گاییدن هم آبجیمو

سلام. من اسمم امیره و 19 سال سن دارم. مامانم اسمش زهراست و45 سالشه. قدش متوسطه و بدن توپری داره.  یه آبجی هم دارم که اسمش آذره. آبجی آذرم قدش نسبتا کوتاهه یه کم توپوله. حموم ما سقفش تو پشت بومه و یه هواکش داره که از کنار هواکش تو حموم کاملا مشخصه و من […]

هم مامانمو گاییدن هم آبجیمو Read More »

جبران کمبود‌های زن عمو

سلام اون موقع ها مجرد بودم،پدربزرگم زمین کشاورزی داشت که کل تابستون میرفتم روستا کمکشون کنم. عموی کوچیکم چند روزی بود ازدواج کرده بود و یه دختر دبیرستانی شهری براش گرفته بودن. به محض اینکه عمویی زن میگرفت میومد شهر تا جا برای بعدی باشه و به این ترتیب همه کارهای خونه توی روستا روی

جبران کمبود‌های زن عمو Read More »

اینجوری شد که دو سال کون دادم

سلام میثم هستم 18 سالمه می خوام خاطره یکی از بزرگ ترین اشتباه های زندگیمو تعریف کنم. این ماجرا از دو سال پیش شروع شد… *** من چند باری با پسر داییم که تقریبا هم سن هستیم کون داده بودم مزه کون دادن تجربه کرده بودم اما به خاطر اینکه اخلاق پسر داییم عوض شده

اینجوری شد که دو سال کون دادم Read More »

جنده ی خانوم معلم شدم

سلام. این داستان تو فرانسه اتفاق افتاده ولی اسم‌ها تغییر کردن چهارده سالم بود از همون موقع به خاطر سفید بودنم همیشه تو چشم بودم زیاد اعتماد به نفس نداشتم اما بیش از حد سفید بودنم باعث میشد بعضیا منو خوشکل بدونن برای یکسری از درس ها به خونه ی خانم معلمم میرفتم و باهام

جنده ی خانوم معلم شدم Read More »

دبی دبی بریم دبی

سلام. حمید هستم 35 ساله که سه ساله با شبنم که 30 سالشه ازدواج کردم.داستان برمیگرده به سفری که پارسال به دوبی داشتیم. اینم بگم که قبل این سفر من وشبنم چهار سفر به خارج از کشور داشتیم ازجمله سفر به ریودوژانیروی برزیل که یه ساحل ازاد داشت که اگه اشتباه نکنم اسمش ایبانما بود

دبی دبی بریم دبی Read More »

دختر مهربون

سلام خدمت دوستان نمی دونم چی بگم و از کجا شروع کنم گاهی یه اتفاقاتی تو زندگی هر شخصی می افته که می تونه روال زندگی اونو تغییر بده اره خوب یا بد بودنشم دیگه مهم نیست چون تموم شده و گذشته ولی می خوام بگم به دوستان به دختر خانم هایی که تو سن

دختر مهربون Read More »

جندگی برای مامان جندم

سلام دوستان من مهدی هستم 22 سالمه در حال حاضر بیکارم ولی مدتی توی فروشگاه پیک موتوری بودم از بچگی روی پای خودم بودم و هیچکسی رو نداشتم که حمایتم کنه؛ پدر من عمرشو روی ویلچر گذروند و سه سال پیشم از دنیا رفت الانم خونه پدریم در کنار مادربزرگم و دو تا عموهام زندگی

جندگی برای مامان جندم Read More »

ماساژ با طعم سکس

سلام من اسمم رها ست و میخوام یکی از سکس هامو واستون تعریف کنم *** من چند ماه پیش نیاز ب شغل داشتم و توی دیوار اگهی ها رو نگاه میکردم ک بیشتر مدنظرم حسابداری یا منشی بود ولی لای اگهی ها یکی دیدم ک چشممو گرفت نوشته بود اموزش ماساژ و استخدام با حقوق

ماساژ با طعم سکس Read More »

پرواز در شهوت

یه ظهر تابستونی بود هوای گرم اعصابمو داغون کرده بود تنم گر گرفته بود رفتم داخل مغازه دنبال یه نرم افزار برنامه نویسی سی شارپ بودم وقتی وارد شدم چشمام دیدش لعنتی مغازه کوچیک بود و گرم و من میتونستم به راحتی بوی تنشو که با عطر ملایمی مخلوط بود تشخیص بدم چشمام ازش جدا

پرواز در شهوت Read More »

داماد حشری و مادر زن خوش شانس

سلام دوستان من شیرین هستم ۴۰ سالمه *** مدتی هست که از کمر درد رنج میبرم و گاهی انقدر دردش زیاده که میوفتم تو رخت خواب .یه روز زمستونی وقتی که از درد کمر حال نداشتم کارامو بکنم دراز کشیدم کنار شومینه . اونشب دامادمم اونجا بود .آقا فرزاد خوشگلم ! بعداز شام به دخترم

داماد حشری و مادر زن خوش شانس Read More »

Scroll to Top