روزهای نگار

توی تاکسی درب و داغونی نشسته بودم و صدای خوش بنان و بوی موندگی سیگار و غذا نخوردن ۲۴ساعته چشمام رو خمار کرده بود! یادش به خیر همیشه می‌گفت “نگار تو تو خمارترین حالت ممکن تازه چشمات شبیه آدمهای عادی میشه!!! ” و من عجیب لذت می‌بردم از این تعریفش. از خستگی زیاد دلم میخواست

روزهای نگار بیشتر بخوانید »

احساس ممنوعه

سلام من ی پسر ۱۸ ساله از ی شهر کوچیکم و عاشق رابطه با همجنس خودمم ی سال بود که عاشق ی پسر شده بودم اون تو تو شهر ما زبان زد خاص و عام بود از خودم بگم من ۱۸۹ قدمه و ۷۰ وزنم و به طور حرفه ای والیبال و شنا کار میکنم

احساس ممنوعه بیشتر بخوانید »

نوکر و غلام مادرزن

مادرزنم ، کاملا من رو نوکر و غلام خودش کرده بود! بعد از ازدواج تا خونه ایی مناسب پیدا کنیم یکی دوماهی طول کشید که این مدت ماهم عقد بودیم و داشتیم مقدمات مراسم و …رو اماده میکردیم ، وتا خونه پیداکنم دوماه قبل از جشن عروسیمون خونه پدرخانمم اینها مستقر شدیم تا …. .

نوکر و غلام مادرزن بیشتر بخوانید »

پسرخاله ی متجاوز

من فقط ۸ سالم بود… نزدیک عروسی داییم بود همه برای خرید جمع شده بودیم خونه خالم .از صبح همه رفتن خرید فقط من و پدربزرگم و پسرخالم خونه موندیم پسرخالم مازیار ۲۳ سالش بود من برای بازی رفتم تو اتاقش همیشه اون برام از کامپیوتر بازی میاورد اون روزم رفتم توی اتاق و گفتم

پسرخاله ی متجاوز بیشتر بخوانید »

لذت فانتزی ها و ضربدری های ما

با سلام خدمت دوستان و اعضای محترم سایت من افشین و همسرم نفیسه (مستعار) یک زوج خوشبخت و عاشق از تهران هستیم و توی زمانی که روابط فانتزی رو شروع کردیم زندگی مون عاشقانه تر و روابط بین خودمون پر هیجان و لذت بخش تر از قبل شده. من مدتی بود که در ضمینه تعمیرات

لذت فانتزی ها و ضربدری های ما بیشتر بخوانید »

ویلای محمود

محمود از دوستای قدیمی منه که به نظر من یکی از پولدارترین آدمای ایرانه و آدم خیلی هوسبازی هم هست. از کارهاش بگذریم ولی باید در رابطه با خونهء ویلاییش توضیحی بدم تا مطلب دستگیرتون بشه. تو این ویلا که تو یکی از دورافتاده ترین محله های شمال ساخته شده چیزهایی اتفاق می افته که

ویلای محمود بیشتر بخوانید »

کیری که میخواستم

من اسمم سياوشه(مستعار) ٢٢ سالمه تهرانم و گى هستم پوزم معمولا سافت تاپه اما تو بعضى شرايط بات هم ميشم و عاشق گى با مرداى سن بالام خاطره اولين سكس من با اين مورد برميگرده به دو سال پيش اول از خودم بگم كه قدم ١٧٨ و وزنم ٦٠ لاغرم و پوستم سبزس ولى پوست

کیری که میخواستم بیشتر بخوانید »

اول کتک خوردم بعدش کس دادم

2 فروردین ساعت 4 صبح یه مریض روانی زنگ زد خونه، تا گوشی رو برداشتم شروع کرد قربون صدقه کس و کونم رفتن!!! از ترس اینکه شوهرم تو اون سکوت صداشو بشنوه سریع قطع کردم اما غافل از اینکه شنیده بود ولی چیزی نگفته بود، فرداش که از سرکار اومد بحثمون شد و کار به

اول کتک خوردم بعدش کس دادم بیشتر بخوانید »

به جای کرایه ماشین کون دادم

از صبح زده بودم بیرون زیدم گیر داده بود برم پیشش اصلا حال نداشتم خداییش ولی میدونستم نرم میخواد قهر کنه ولی چاره ای نبود حتی پول زیادیم نداشتم مجبور بودم برم تا خونشون و ی گلی براش بخرم پولم در همین حد بود گفتم ولش کن میرم ولی عوضش اعصابم راحت راه افتادم رفتم

به جای کرایه ماشین کون دادم بیشتر بخوانید »

ولنتاین در باقر آباد

سلام من امیر هستم این داستان برمیگردد به سه سال قبل موقعی که 17 سالم بیشتر نبود قدم متوسط چشمام مشکی پوستم سبزه و 55 کیلو وزنم بخاطره ورزش (از 8 سالگی رزمی کار کردم ) اندام خوبی دارم. داستانم با فطمه دختر عمم ک دوسال از من کوچکتره. ی دختر با 160 قدش چشماش

ولنتاین در باقر آباد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا