کردن دختر عموی حشری

سلام خدمت دوستان من یه یک هفته ای هست که تو این سایت دایتان میخونم و بدم نمیاد خاطره خودمو بنویسم تو این سایت خیلی از این داستانا دروغه شک نکنید این داستان واقعیته که برام مهم نییت که باور کنید یا نه از خودم بگم یه پسر 19 ساله قیافه و هیکل عادی قد

کردن دختر عموی حشری بیشتر بخوانید »

شانس اوردم و گرنه حالا حالاها بکنم بود

من الهامم 37 سالمه این داستان واسه تابستون سال قبله … فوق لیسانس دارم و کارمند هستم مجردم از بابام یه باغ بزرگ بهم ارث رسیده و من واسه رسیدگی به باغم همیشه کارگر میگیرم یه سرایدار ثابت داشتیم از قبل که بعد بابام هم اون به باغ میرسید که یه مدت مریض شد بعد

شانس اوردم و گرنه حالا حالاها بکنم بود بیشتر بخوانید »

کس دادم به خاطر پول

توی سن کم به خاطر یه سری مشکلات خانوادگی مجبور شدم صیغه ی یه مرد 37 ساله بشم. چند سال پیش بود  17 سالم بیشتر نبود.دختره خوشگلی بودم و خاطر خواه زیاد.ولی من تمایلاتم با بقیه هم سنام فرق داشت دلم میخواست هر روز یه لباس یه کفش داشته باشم و خانوادم جوری نبود که

کس دادم به خاطر پول بیشتر بخوانید »

رهایی از زنجیر‌های غیرت

سلام. وقتی با شهین ازدواج کردم یک جوان شهرستانی و قوق العاده متعصب بودم و به نجابت زنم که نزدیک یکسال زیر نظر داشتمش ایمان داشتم.اونموقع شهین هم مثل خودم بدنی لاغر و کم گوشت داشت اما خیلی زود متوجه شدم که خیلی حشری میباشد. وقتی بچه اولمون رو زایید بعد داز مدتی انگار استخوان

رهایی از زنجیر‌های غیرت بیشتر بخوانید »

کیر دوجنسه عالی‌ بود

با سلام من آروین هستم الان 23سالمه.قدم 180 و وزنم 90 هستش.توپولم و سفید و همیشه مو های بدنمو میزنم چون واقعا دوست ندارم.یادمه حدودا از 15 16سالگی به مفعول بودن علاقه مند شدم.ولی خب زیاد حسی به پسر ها با اندام های مردونه و پشمالو نداشم واسه همین افتاده بودم دنبال زنپوش ها و

کیر دوجنسه عالی‌ بود بیشتر بخوانید »

مسیح نجات دهنده

یک ربع بود که منتظرش ایستاده بودم… درست و واضح همه چیز یادمه.اوایل بهمن ماه بود و تهران زیر برف سنگینی محو شده بود هفده سالم بود و با قد متوسط و هیکل توپر(شاید من دوست دارم کلمه ی توپر و استفاده کنم ولی یکم اضافه وزن داشتم) موهای لایت های بلوند روی زمینه ی

مسیح نجات دهنده بیشتر بخوانید »

سینا و مبینا

اسمم سیناست متولد ۷۵ اهل ارومیه‌ام و ۲ سالی میشه تو دانشگاه انکارا دانشجوی پزشکی‌ام قدم ۱۸۸ و وزنم ۸۰ میشه گفت خوش هیکلم. *** یه هم کلاسی داشتیم اهل شیرازه و اسمش مبینا هست با هم خیلی صمیمی بودیمو زیاد به خونه همدیگه میرفتیم یعنی اخر هر هفته باهمیم.امسال که واسه ثبت نام دانشگاه

سینا و مبینا بیشتر بخوانید »

سیک و داشاق و آمجیخ

سلام به همه دوستان اسمم امینه 25 سالمه ارنولدم نیستم تیپ و اندامم کاملا معمولیه یه همسایه داریم به اسم سیما پرستاره خودش شوهرشم نمیدونم شغلش چیه فقط میدونم که همش ماموریته و یک ماه دو ماه یبار میاد اونم واس چند روز رابطه من با این سیما خانوم در حد یه سلام علیک بود

سیک و داشاق و آمجیخ بیشتر بخوانید »

گذاشت تو کس عادله

من حمید هستم و داستانی که دارم روایت میکنم مربوط به همین چند وقت پیش هست که اتفاق افتاد … *** من کارمند هستم و به لطف خانواده ام یک ازدواج سنتی و یک واحد آپارتمان دارم یک زندگی آروم و کاملاً برنامه ریزی شده داشتم و زنم که اسمش عادله هست خیلی اهل هیجان

گذاشت تو کس عادله بیشتر بخوانید »

مزخرفات سکسی من

کلید نداشت … درو می کوبید. بیدار شدم . درو میزد و آروم اسمم رو صدا میکرد. صدای غژ در و سلام گفتن پر خط و خش من که تازه بیدار شده بودم. نگاهش کردم . لبخند مصنوعی مغرورش رو تحویلم داد و در اومد که: – خواب بودی؟ موهاشو ببین. گفتم سلام. حوصله نداشتم

مزخرفات سکسی من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا