کس خواهر زن یعنی‌ عسل

٢سال بود كه از ازدواجم ميگذشت، اوايلي بود كه رابطه خواهرزنم و شوهرش شكراب شده بود، اين دعواهاشون آخرش كار رو به جاي باريك رسوند جوري كه تصميم به جدايي گرفتن خواهر زنم نسرين كه ٣٤سالشه و از من و زنم ٦سالي بزرگتره، يك زن تمام عياره،قد متوسط و لاغر اندام، با سايز سينه ٨٠

کس خواهر زن یعنی‌ عسل بیشتر بخوانید »

زهره حشری

سلام من زهره هستم ۳۹ سالمه و سه ساله طلاق گرفتم یه پسر ۱۰ ساله دارم که پیش باباشه هفته ای دوبار میبینمش پارسال طلاق گرفتم چون شوهرم نسبت به قبل خیلی سرد شده بود و بر عکس من هرشب میخواستم که فهمیدم یه دوست دختر داره خیلی ضربه خوردم من واسش همه کار میکردم

زهره حشری بیشتر بخوانید »

کون سفید

سلام.من ۱۸سالمه و محل زندگیمون تهرانه.تعریف از خود نباشه ولی من پسری خوشگل و خوش فرم با کونی سفید هستم.جوری که بیشتر همکلاسی هام میخوان بهشون بدم.این داستان سکس من بر میگرده به یه ماه قبل . یه همکلاسی دارم که بدجور دلش میخواد من رو بکنه ولی من بهش پا نمیدادم .تا اینکه یه

کون سفید بیشتر بخوانید »

سکس اول با جنده ای به نام آیناز

اسمش آیناز بود. خودش اینطور میگفت. مشخص بود که زنی تو اون سن و سال نمیتونه همچین اسم ژیگولی داشته باشه. اما من باور کردم. اینطوری سکسی تر به نظر می رسید. تو یکی از ایستگاه های مترو دیدمش. حسابی حشری بودم و مدام چشم چرونی میکردم تا ببینم کی کس و کونش میخاره و

سکس اول با جنده ای به نام آیناز بیشتر بخوانید »

سه تا پسر دبیرستانی به خواهرم تجاوز کردن

من اسمم ميلاد هستش و يه خواهر دارم به اسم خاتون من 26 سالمه و خواهرم 29 سالشه و دوتامون ليسانسمون رو گرفتیم اول از خواهرم بگم که قدش حدود 165 هستش وزنش هم شصت و خورده‌ای هيکلش کاملا فيت و سينه هاش فوق العاده سکسي و تو پر کونش هم خوش فرم که وقتي

سه تا پسر دبیرستانی به خواهرم تجاوز کردن بیشتر بخوانید »

سوراخ باز شده ی کسم

چونه ام رو با دستش گرفته بود و سرم رو بالا نگهداشته بود… انقدر نزدیکم بود که توی بلندیِ صدای موزیک هم صدای نفساش رو میشنیدم و گرماشونو روی صورتم حس میکردم…بوی تلخِ مطبوئی توی نفسهاش بود…بوی خوبِ سیگاری که هردومون میکشیدیم… بی حرکت بودم اما قلبم به سریع ترین حالت ممکن میتپید، لبهاش رو

سوراخ باز شده ی کسم بیشتر بخوانید »

عمه ی حشری

سلام عمم 30سالش هست اسمش فائزه هست (یک کون تپل و ژله ای و ممه های 85 به بالا )و یک بار طلاق گرفته من امیر هستم وچهار ده سال سن دارم نسبتاً هیکل خوبی دارم و قیافه خوب و یک کیر کلفت و دراز چونکه از بچگی جق میزدم یکروز رفته بودم خونه ی

عمه ی حشری بیشتر بخوانید »

زمستون با طعم لز

هوا از صبح ابری بود اما تازه همین الان شروع به بارش کرد کریستال های برفی که از اسمون می بارید منظره خیابونو از پشت شیشه دیدنی تر میکرد سعی داشتم جلوی خودمو بگیرم و حدقل تا فردا صبر کنم بعد برم بیرون اما نتونستم نتونستم بشینم و بارش برفو تماشا کنم میخواستم از نزدیک

زمستون با طعم لز بیشتر بخوانید »

گی‌ها در ناصر خسرو

رامین هستم ، نویسنده لذت بی نظیر و میخوام یه داستان دیگه براتون بنویسم که مربوط میشه به خرداد ماه امسال : هوای بهاری مطبوعی بود و من اطراف بازار کار داشتم ، برای رفع خستگی رفتم پارک شهر تو یکی از آلاچیق نشسته بودم که دیدم یه پسر جوون حدود بیست ساله اومد گفت

گی‌ها در ناصر خسرو بیشتر بخوانید »

شوهر زن من

من از شهرستان اومده بودم تهران و با تحصیلات بالا در یک شرکت دولتی کار گرفته بودم و بعد با دختری بنام شهین که او هم مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه بود ازدواج کردم. بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی سریع آب به پوستش افتاد و روز

شوهر زن من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا