زوری کردنم

من شیما 29 سالمه اهل شیراز هستم قدم 173 وزنم 108 و سینه های بزرگ و کون تپلی دارم البته فقط سفت و گوشتیه از روی شلوار خوشکله. ماجرا بر میگرده به زمانی که یزد دانشجو بودم. من توی دانشگاه با پسری به نام ادریس آشنا شدم یه مدت با هم بودم ادریس دو تا

زوری کردنم بیشتر بخوانید »

نماز خون حشری

سلام رسول هستم شیش ساله با پرستو زنم عروسی کردیم زن من از اول محجبه و فوق العاده مذهبی و نماز خون بود اما من خیلی حشری و فانتزی زیادی داشتم که یکی کیرشو تو شرت قرمز پرستو گذاشته و میخواد باهاش سکس کنه بعد از دوسال از زندگیمون تصمیم گرفتم تو سکس در میون

نماز خون حشری بیشتر بخوانید »

حشری تر از همیشه

سلام من امیدم ۳۵ ساله از یکی از شهرهای شمالی خانومم لیلا چهار سال ازم کوچکتره قد ۱۷۲ وزن ۸۰ و چشای درشت و باسنی برجسته اغلب مانتو تنگ میپوشه که هر موقع برا قدم زدن بیرون بریم اکثر آقایون چشاشون به باسن لیلا دوخته میشه . یه روز که توسایت داستان دستمالی خانومی رو

حشری تر از همیشه بیشتر بخوانید »

هم خودشو کردم هم دختر خالشو

سلام . میلادم سی سالمه یه روز سر ظهر داشتم تو فردیس کرج کسچرخ میزدم که دیدم یه خانم خوشگل وایساده نبش یه کوچه بی اختیار وایسادم و پیاده شدم رفتم جلو دیدم داره دور میشه سرعتمو بیشتر کردم تا بهش رسیدم نه دادم نه گرفتم گفتم سلام خانم کار میکنین گفت چه کاری گفتم

هم خودشو کردم هم دختر خالشو بیشتر بخوانید »

ثواب مضاعف

سلام دوستان، من علی هستم 36 سالمه، خونه مجردی دارم وعاشق کردن زنان و دختران محجبه چادری هستم، از اونا که جوراب ضخیم میپوشن، پوست سفید دارن و زیر چادر یه دنیا شهوت… یک روز موقع خروج از پارکینگ وقتی جلوی در پارکینگ بودم دیدم یه خانم چادری قد بلند با چادر ساتن، خوش تیپ

ثواب مضاعف بیشتر بخوانید »

کون دادن به دکتر پزشکی قانونی

من زهرا 42 سالمه وزنم 72 و قدم 170  من پرستار بیمارستان هستم شوهرم اعتیاد داره و علاقه ای به مسائل جنسی نداره. ماجرا از اون شب شروع شد که از بیمارستان زنگ زدن که پسرم تصادف کرده پسرم مهدی سوار به موتور بوده که با یه سمند تصادف کرده بود خوشبختانه اونو به بیمارستانی

کون دادن به دکتر پزشکی قانونی بیشتر بخوانید »

همشون منو کردن

سلام، اول از همه خودم و معرفی میکنم من ایلیام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به شونزده سالگی من. من تو شهرمون تو منطقه ی بزرگی تقریبا زندگی میکنم که همه ی ده تا محله همدیگرو میشناسن، من از سیزده سالگی تو منطقه یه اسمی روم گذاشتن به نام عروس مثلا شهرک (

همشون منو کردن بیشتر بخوانید »

سکس داغ در جنوب آفتابی

تازه لیسانسم رو گرفته بودم. چند ماهی دنبال کار بودم و خسته از بیکاری و بی پولی اون هم تو این سن. به پیشنهاد رضا هم دانشگاهیم برای کار به یکی از شهرهای کوچیک جنوب رفتم. سه روز بعد رسیدم اونجا و فرداش با رضا به شرکتشون رفتم و همون روز هم مشغول به کار

سکس داغ در جنوب آفتابی بیشتر بخوانید »

عجب روزی عجب کسی‌

سلام، اسمم مهرداد 32 ساله اصالتا شمالی،7سالی میشه ساکن تهرانم،قدم 180 قیافه معمولی و چشمای درشت و مشکی،موهای مشکی پر پشت کمی فر و مج دار و پوست کمی سبزه و روشن تعریف از خود نباش کمی هم خوش استایل و ورزشکاری و به تیپم میرسیدم،داستان من بر میگرده به 12 سال پیش موقعه ای

عجب روزی عجب کسی‌ بیشتر بخوانید »

تجربه متفاوت من از سکس

سلام، اسم من مهتاب هست، 33 ساله هستم، داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به چند ماه پیش و تجربه متفاوت من از سکس هست، قبل از همه لازمه بگم که من حدود 9 ساله که با این سایت آشنایی دارم و هر بار از خوندن داستانهایی که منتشر میکنه لذت میبرم … داستان

تجربه متفاوت من از سکس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا