سکس داغ با مادر زنم

سلام به همه اسمم مانی هست ۳۰سالمه قدوهیکل معمولی دارم ۵ساله ازدواج کردم وزندگیم از همه لحاظ خوبه حدودا دوسالی میشه که دنبال فرصت واسه سکس با مادرخانمم بودم رابطمون خیلی صمیمی هستش چون شهرستان زندگی میکنیم هر دوسه ماه همدیگرو میبینیم اما همیشه باهاش تو تلگرام در ارتباط بودم اسم مادر خانمم رعنا هست

سکس داغ با مادر زنم بیشتر بخوانید »

کون در مقابل نان

من میثمم اون موقع بیست سالم بود با هزار زور دانشگاه کرمانشاه قبول شدم و برای تحصیل رفتم اونجا پدرم خرج خواهرام رو میداد و کمرش تو تهران زیر اجاره خونه و خرج خواهرام خورد شده بود و فقط ماهی دویست برام میفرستاد با وجود این به زور میگذروندم اما یهو اعلام کردن که تا

کون در مقابل نان بیشتر بخوانید »

طرفداران کیر من

الهام دختری با قد كوتاه كون كنده سینهای درشت صورت معمولی ولی كون گنده ش بد توی چشم بود رفت و امدش خودش و مادرش خونه ی ما زیاد بود از انجایی که چشم بد گرفته بودش از هر فرصتی برای دست مالیش استفاده میكردم اونم نه نمیگفت بعضی وقتها تا میومد در خانه توی

طرفداران کیر من بیشتر بخوانید »

کارمو ساخت

سلام من میلادم ۲۱ سالمه و استان فارس. نمیدونم چجوری بنویسم یا داستان نویسی کنم. یکی از خاطراتمو میخوام تعریف کنم… من جنوب استان فارس زندگی میکنم. شرایط این منطقه خاصه و سخت میشه گی کرد. ی مدت توی گروه های گی تلگرام دنبال یه کیس میگشتم تا اینکه یه مرد ۴۵ساله شیرازی باهاش آشنا

کارمو ساخت بیشتر بخوانید »

فقط یه بار جندگی کردم

با شوهرم دعوام شده بود . برای اینکه کش پیدا نکنه زدم بیرون . عصر یک روز اخر هفته ی بهاری بود . البته خرداد ماه . هوا دیرتر تاریک میشد و میتونستم یک دوری تو بازارچه بزنم و برگردم . نه تیپ زده بودم نه آرایش داشتم‌ غمگین و تو فکر بودم و فکرشم

فقط یه بار جندگی کردم بیشتر بخوانید »

بچه خوشگل

اسمم … سنمم ۲۱ ساله ولی به هیچ عنوان قافه ام به سنم نمیخوره و خیلی کوچیک تر ازسنم نشون میدم همه فکر میکنن ۱۶ سالمه و تو یکی از شهرستانا زندگی میکنم. از تعریف از خود خوشم نمیاد ولی واقعیت رو میگم قیافه ام جوریه که چند تا پسر تا حالا واقعا عاشقم شدن

بچه خوشگل بیشتر بخوانید »

چی‌ شد که خواهر نازمو کردم

سلام،من داستان نویس خوبی نیستم اما سعی میکنم قشنگ بنویسم که لذت ببرین.هر وقت داستانهای سکس با خواهر رو میخونم،قشنگ حس میکنم که چه لذتی داره چون منم برام اتفاق افتاده.خب بریم سر اصل ماجرا.. این داستانم برمیگرده به حدود هفده هجده سال پیش.من دو تا خواهر دارم وپنج تا داداش.من پسر و بچه ی

چی‌ شد که خواهر نازمو کردم بیشتر بخوانید »

تا ته کرد تو کس زنم

اسم زن من سارا هست قدش 165 وزنش 65 سینه هاش 85 خیلی خوشگله جوری که هروقت میرسم بازار همه نگاهش میکن. ماحرا ازانجاشروع شد که من برا یه دوره ادراری دوماه رفتم شمال که در نبود من سارا با دوستم سینا حسابی قاطی شده بودن .وقتی من برگشتم سینا از قبل بیشتر بهم نزدیک

تا ته کرد تو کس زنم بیشتر بخوانید »

فقط کاش دوستاشم بیاره

من زهره 41 سالمه قدم 170 وزنم 70 توی بیمارستان کار میکنم یه پسر دارم بنام مهدی که اهل رفیق بازی است یه روز که عصرکار بودم خیلی خسته بودم مرخصی ساعتی گرفتم اومدم خونه. گفتم یه دوش میگیرم میرم میخوابم به خونه رسیدم لباسامو در آوردم رفتم زیر دوش، میدونستم مهدی خونه است اما

فقط کاش دوستاشم بیاره بیشتر بخوانید »

بازیهای ظهر تابستون

سلام اسم من شاهدول هستش 20 سالمه و اولین باری هستش که داستان مینویسم… من از بچگی سکس و تجربه کردم و می خوام یه خاطره از بچگیم بگم …بچگی دوران خوب و پر خاطره ای واسه من بود ،انگار همین دیروز بود ، از صبح که بیدار میشدیم فکر بازی بودیم تا شب که

بازیهای ظهر تابستون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا