هیچی‌ مثل دیدن گاییده شدن زنم حال نمیده

سلام. اسمم سعیده الان که دارم براتون مینویسم 37 سالمه خب از همین اول تم داستان رو بگم که هرکی دوست داره بخونه هرکی هم دوست نداره وقتشو تلف نکنه خب من از قبل ازدواجم به سایتهای سکسی زیادی سر میزدم و کلی عکس و فیلم خارجی میدیدم و با سایت اویزون اشنا شدم که

هیچی‌ مثل دیدن گاییده شدن زنم حال نمیده بیشتر بخوانید »

خواهر کوچیکه ی زنم

از وقتی با سحر ازدواج کردم و پام به خانواده اش باز شده بود و خواهر کوچیکش بد جور رو مخم رفته بود . من سعید هستم 40 سالمه و خیلی شهوتیم ، قبل از ازدواجم با سحر با ده دوازده تا زن سکس داشتم قد و هیکل متناسبی دارم 180 قدمه 90 کیلو وزنمه

خواهر کوچیکه ی زنم بیشتر بخوانید »

زورگیر کردن پوریا

سلام من آرمين هستم شونزده سالمه و اين داستان مال هفته پيشه.اول از خودم بگم من 183قدمه و نزديك 80كيلو هم وزن دارم.اين داستان كردن كون همكلاسيم پورياس.پوريا يه پسر سفيد خوشگل با كون برجسته پوست نرم طوريه كه هر بار ميبينمش شق ميكنم واقعا كردنيه.من گى نيستم و تنها پسرى كه دوست دارم بكنمش

زورگیر کردن پوریا بیشتر بخوانید »

روزمرگی‌های یک جنده

کمر سفت تری نسبت به بقیه دوستاش داشت. چند دقیقه ای بود که بدون وقفه تلمبه زدن رو ادامه می داد. دست هامو آروم روی بدنش می کشیدم و پاهامو دور کمرش حلقه کرده بودم ، اینطور تلمبه های محکمش لذت بیشتری به هردومون میداد. گاهی سمت لب هام می اومد و محکم لب هامو

روزمرگی‌های یک جنده بیشتر بخوانید »

ماجرای خرید عید امسال

سلام من زهرا 34 ساله هستم من پرستار بیمارستان هستم و متاهلم حتما با من و داستانام آشنا هستین امروز از خودم یه عکس هم میذارم که بیشتر حال کنین ماجرا بر میگرده به چند روز پیش که من شب کار بودم عصر رفتیم واسه خرید عید، شوهر من معتاده و خیلی کم حوصله است

ماجرای خرید عید امسال بیشتر بخوانید »

حسن مامانمو نکن حسن

سلام من پسری پانزده ساله ،تو خانواده چهار نفری ساله ساکن تهران هستم و مدتی هست که با سایت شهوانی آشنا شدم و وقتی خاطره هایی که تو سایت بودو خوندم با خودم گفتم منم میتونم رازی که تو زندگیم هستو به شما بگم من از خیلی وقت پیش با سکس آشنا شدم وقتی که

حسن مامانمو نکن حسن بیشتر بخوانید »

راضیه به کص دادن راضیه

سلام به همه من راضیه هستم ۲۸ سالمه قد ۱۶۹ و وزنم ۷۵ هست و یه ساله که طلاق گرفتم. اوایل خیلی ازین وضع ناراحت بودم با اینکه زیاد ازدواج خوبی نداشتم ولی کم کم به این وضع عادت کردم و بیشتر ازش خوشم اومد… این خاطره ای که براتون میگم اولین سکس بعد از

راضیه به کص دادن راضیه بیشتر بخوانید »

اولین کوستان سال

سلام اینم یکی از داستانای سکسی منه خونه ی ما 3طبقه یه طبقه هیچکی نیست یه طبقه ماییم یه طبقم یه خانواده که باهم یه نصبت فامیلی داریم من حدود 13سالم بود و از اون زمان1سال که میگزره یه روز مامانمو همین فامیلمون رفته بودن عروسی به مامانم گفتم من نیمونم خونه دیگه کاملا حواسم

اولین کوستان سال بیشتر بخوانید »

دوست دخترم به همه میداد

یروز نشسته بودم سفره خونه یکی از دوستا که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم گفتم کسشعر

دوست دخترم به همه میداد بیشتر بخوانید »

اولین آبکیری که تو کونم ریختن

سلام دوستان وقت بخیر من سینا هستم و داستان های کون دادنم رو تو این سایت میذارم که کاملا واقعی هستن و اتفاقات روزمره زندگی یه بچه شهرستانیه که تو محل خوشگل تره و مورد توجه البته الان ۲۵ سالمه و جذابیت سکسی خاصی ندارم حتی اگه بخوام کون بدم هم بعید میدونم کسی بخواد

اولین آبکیری که تو کونم ریختن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا