سروان کون پسند

سلام اسمم “بماندکه چی” هست من اهل سنندج هستم دوسالی بود که از دانشگاه افسری فارغ شدم محل کارم نیروگاه هسته ای بوشهر بود تازه داشتم اونجا جا می افتادم رسته من توپچیه اونجا دور تادور نیروگاه پراز مواضع توپه که کارشون محافظت از اسمان نیروگاست که مبادا هواپیمای دشمن حمله کنه یا آر پی […]

سروان کون پسند Read More »

خاله گولم زد ساک به دولم زد

سلام این خاطره ای که میخوام تعریف کنم برای 14 سال پیشه که 12 سالم بود، اسمم علیرضا،ساکن قم. داستان از اونجایی شروع میشه که ما بخاطره یه سری مشکلات نمیگم از زندگی پادشاهانه نه، ولی از یه زندگی خوب مجبور شدیم بریم یه محله ی پایین شهر پره لات و لوت …. و از

خاله گولم زد ساک به دولم زد Read More »

اووووف چه کونی

کیوان هستم.۳۵سالمه چند سالی بود تو یه پاساژهای معروف شهرمون مغازه داشتم اکثر جنسام لباس زنانه بود.آخه فروش لباس زنانه بیشتره تقریبا از اول فروردین تا اواخر دیماه تنها بودم و ۳ ماه آخر سال را یه کمکی میگرفتم از اونجایی که لباس زنانه بود بهتر بود اون نیروی کمکی خانم باشه… ۵ سال بود

اووووف چه کونی Read More »

زمانی برای مستی و لذت

گفتم که بعد از اینکه پی بردم زنم از من خیلی سر تر و سکسی تر هستش و من واقعا در سکس با او زود تحریک میشدم که هنوز کیر کوچکم را داخل نکرده آبم میومد و شهین بیچاره که روز به روز زیباتر و خوش بدن تر میشد همچنان ناکام میماند.تا اینکه متوجه توجه

زمانی برای مستی و لذت Read More »

کونم فدای کیر شوهرم

آنال شوهر سلام خدمت همه دوستان من ژاله ام ۲۷سالمه. شوهرم علی ۳۰ساله و قد بلند و خداییش خیلی خوشگل و جذابه ۴ساله عروسی کردیم زندگیمون رو به راهه البته اگه گرونیا بزاره شوهرم خیلی خوش اخلاق و خوبه فقط تنها موردی که فکرمو در گیر کرده بود این بود که علی خیلی به کونم

کونم فدای کیر شوهرم Read More »

کون دادنم به دکتر شیفت

سلام من زهرا هستم 34 ساله من در بیمارستان کار میکنم یه شب که شبکار بودم و اتفاقا شب جمعه بود وقتی اومدم سرکار خیلی بیمارستان خلوت بود و مراجعه کننده کم بود منم توی گوشیم افتادم و رفتم توی سایت های سکسی و هندزفری تو گوشم بود و غرق نگاه کردن فیلم سکسی بودم

کون دادنم به دکتر شیفت Read More »

ساک زدنو امتحان کردم

سلام اولین و آخرین باری که ساک زدنو امتحان کردمو براتون تعریف میکنم امیدوارم خوشتون بیاد. یه روز چت شهوتناک با یه پسر آشنا شدم و نمیدونم چطور شد که قرار گذاشتیم. رفتم خونشون و قرار شد که برا هم ساک بزنیم. هر دو شروع کردیم به لخت شدن و وقتی شورتم رو درآوردم دیدم

ساک زدنو امتحان کردم Read More »

برده ای به نام یلدا

واسه اولین باره که دارم این خاطره رو جایی تعریف می کنم…. من سعید هستم 25 ساله…. بر خلاف همه اونایی که خاطره هاشونو خوندم هیچ وقت حس برده بودن ندارم … شاید موقعی که بچه بودم یه چیزایی مثل ارباب بودن حس میکردم… اما یه خورده که حالیم شد فهمیدم که هر چیزی یه

برده ای به نام یلدا Read More »

مریم کوس طلایی

من ماهان هستم 28 ساله و دارای قیافه و هیکل معمولی مثل اکثر جوونا . مادرم سال 76 و در سن 35 سالگی به دلیل بیماری سرطان فوت کرد و پدرم بعد از مدتی با زنی که 20 سال از خودش جوونتر بود به نام مریم ازدواج کرد . مریم اهل یکی از شهرهای غرب

مریم کوس طلایی Read More »

گاییدن بهترین کس دنیا

با سلام به همه دوستان. محسن هستم خاطره گاییدن بهترین کس دنیا رو براتون تعریف میکنم ؛وقتی بهم پیام داد تو رو خدا شروع کن،باورم نمیشد اینقدر حشری باشه که بعد پنج دیقه از ورودش به خونه طاقتش تموم بشه و روبروی خودم بهم پیام بده،رو کاناپه نشسته بود،آرایش ملایم ،خیلی بهش می اومد،رفتم نشستم

گاییدن بهترین کس دنیا Read More »

Scroll to Top