منم مادرمو خواهرمو میمالیدم

منم مادرمو بالای ۵۰ بار کردم .قدیما میومدم اینجا نظراتو میخوندم و فکر میکردم کسوشعره ..از بچگی هم به خواهرم فکر میکردم بالای ۲۰ بار فقط شبا میرفتم دستمو میزاشتم روی کونش ،و با یه دست هم کیزمو میمالیدم تقریبا از ۱۰ سالگیش تا ۱۷ سالگیش برنامه همین بود دوماه یه بار سه ماه یه بار شبا میرفتم سراغش ،اون موقع پیش مادرو پدرم میخوابید و توی اتاق پذیرایی و منم اون شب به بهونه ی تلویزیون میومدم کنارش میخوابیدم میمالیدیم…

 

سری های اخر کمی پیشرفت داشتم ،شلوارو میکشیدم پایین لاپایی میزاشتم حس میکردم بیداره و لذت میبرد،،یه شب بعد یکی دوسال توی ۱۷ سالگیش توی اتاقش خواب بودو رفتم سراغش کونو مالیدم کسم مالیدم دیدم خییس شده و دیدم نفس کشیدنش عوض شد ،منم چون کیرمو همزمان میمالیدم با این صحنه ابم سریع اومد ،تپش قلبم رفت روی ۱۰۰۰ گفتم خب پس پایه هست،فردا شب میرم قشنگ تر انجامش مبدم،فردا شبش شد اومدم مالیدم کسشو اما نمیدونم چرا اصرار داشتم که باهاش حرف هم بزن،یه سره میگفتم وای ارزو داشتم این حس پ رو تجربه کنم ،واقعا کست فوق العاده هست یکم حرفیدم،کسشم باد کرد اما یهو بیدار شد و با پرخاشگری حرفیدو گفت برو وگرنه صدا میکنم مامانو و منم رفتم سال ها بود توی فکرش نبودم تا اینکه ۳،۴ ساله پیش دوباره اومدم توی ذهنم

 

 

من ۳۳ سالمه،تا دلت بخواد دختر گاییدم ،فیس دارم اوکی ام باهمه کمبود سکس اصلا ندارم ولی این،یه نوع گرایشه و خیلی ها دارن کافیه توی گوگل سرچ کنی real fucking mom و ویدیو های واقعی رو بررسی کنی جملات و صداهای انگلیسی رو گوش کنید که طرف بار ها توی سکس اسم مادرشو میاره میحرفه ووکلا طبیعیه مخصوصا امریکای جنوبی،بعد سرتو درد نیارم ۳،۴ سال پیش خیلی بیشتر گرایش پیدا کردم و شبا من فقط توی اتاق حال میخوابیدم خواهر دست شویی ک میخواست بره باید از اتاق میومد بیرون منم اکثر شبا کیرو میمالیدم و خودمو میبردم توی هوس تا بتونم توی اون تایم و توی اون لحظه هوسم بالا باشه تا کیرم قشنگ نشونش بدم ،ابمو نمیاوردم فقط کیر سیخ و میمالیدم،واقعا خیلی شبا بود ابمو نمیاوردم و میزاشتم شب بعد واقعا عزمم رو جزموکرده بودم ،،،

 

بعد یه شب کیرم مست مالیدم هواسم نبود که مادرم درو باز کرده،دیدم کیر سیخم بیرون و لخت بودم زیر پتو که،لخت لخت و از قصد لخت میشدم که خواهرم ببینه،،،بعدش هواسم نبود مامانم منو دید و از فرداش دیدم رفتارش یکم عوض شده و انگار نه انگار که منو لخت دیده ،گفتم خب شاید پیش خودش گفته جوانه و طبیعی بوده،،،از اون جا با یه خوشو بش بیشتر مادرم شد ملکه ی ذهنم و کل گرایشم از خواهر چرخید به مادرم ،،،واقعا هیکل خوبی داره،نمیدونم الان شما ها چه درکی دارید فکر میکنید لابد ما کس ندیده ایم نه داداش،هم دستمون به دهنمون میرسه هم به اندازه ایی که عشق کنیم اینو اونو گاییدیم ولی من دیگه هیچ حسی به هیچ زن دیگه ایی ندارم,

 

 

اقا خلاصه این رفت توی ذهنم و شروع شد تکو توک شبا که مادرم میرفت دستشویی کیرو بیرون میزاشتم،و خودمو یکی دوبار اول بعد از صحنه ی یهویی زدم به خواب ولی کیر بیرون بود اما بعدش کلا بیدار و جشم توی گوشی و کیر توی دست،کم کم رفتم سراغ شورت هاش موقعی که شورت هارو با ماشین میشست و پهن میکرد روی بند من میرفتم و شورتم رو مینداختم روی شورتش یا گره ی ساده میزدم چون تردید داشتم بازم تا اینکه یه شب با پدرم بحث میکنه و میاد توی حال میخوابه کنار من،وای اوایل گفتم خیته الان میترسم اما بعد ۵،۶ شب کم کم وقتی میرفت زیر پتو کیر رو میاوردم بیرون طوری میخوابیدم که اگر اون دوست داشت از زیر پتو خواست ببینه ،بتونه بیینه،و همینم شد،چند باری با تکان خوردن و مثلا چرخیدن توی خواب کیرو میدید،بعد گذشتو من بعد ۵ ۶ شب ادامه دادن این فرمول یه شب برای ده ثانیه باسنش رو لمس کردم ،و باز فردا شب همینطور اما مدت زمانو بیشتر کردم،بعد دوربار فردا شب بعدی همینطور ،و زمان شد یک دقیقه و میمالیدم،بعد شب سوم که باسنو مالیدم بیدار شد و گفت اگه اذیت میشی میخوای یه جا دیگ بخوابم راحت باشی گفتم نه نه مشکلی نیست

 

به روم نیاورد و منم به روم نیاوردم تا اینکه رسیدیم به فردا شبش،باورتون نمیشد ساعت ۳ شب که من همیشه بیدار بودم تا این تایم ،اونم بیدار بود اما خودشو به خواب زده بود از ساعت ۱۲ شب رفته بود توی جاش ولی بیدار بود تا من بیام شب توی رخت خوابم و بخوابم،همین که پنج مین توی رخت خواب اومدم و دراز کشیده بودم اون یه تکونی به خودش داد و یهو گفتم بغل کن بخوابم،،،،یه لحظه قلبم ایستاد،گفتم اوک به بهونه بغل مادر پسری بغلش کردم پنج مین دستم یه جا بود و تکون نمیخورد،اما گفتم الان که خودش گفته پس وقتشه،اروم با انگشتام مالیدم،خیلی خیلی اروم ،فقط با یه انگشت،نزدیک پنج مین فقط به اندازه ی یه بند انگشت از روی بونشن رو با همون انگشت میمالیدم یعنی دست هنوز تکان جدی نخورده بود و بعد از پنج مین بیشتر کردم،بیشتر و بیشتر،یه انگشت شد دوتا ،بعدش سه تا و بعد با سه انگشت فقط بالای سینه رو میپالیدم تقریبا زیر گردن هنوز به چاک یا سینه نرفتم،داشتم میمالیدم گفتم خب وقتی خودش گفته بغل کن و الانم نزدیک ده مین شد،دارم میمالم و هیچی نگفته

 

درست سینه نبود ولی بالای سینه بود و مالیدنه طبیعی شده بود و گفتم الان وقتشه یا رومی رومی یا زنگی زنگی،و شروع کردم اومدم سمته سینه شاید باورتون نشه تپش قلبم رفت روی هزار ،اونایی که دفعه اول شردع کردن میفهمن چی میگم وقتی رسیدم روی سینه و سینه رو مالیدم و وقتی با کف دست قشنگ سینه رو میمالیدم به خودم گفتم وای پسر به بهشت خوش اومدی و توی قلبمم به مادرمم گفتم توهم به بهشت خوش اومدی،وقتی هر دونفر میخوان پس بزرگترین لذته،که این لذت شروع شد و از همون سینه و ده مین مالیدن سینه کار به جایی رسید که دستا قشنگ رفته بود توی سوتین و سینه بدون سوتین کف دستم بودم انگار دنیارو بهم دادن،بعد ده مین دست رفت روی شکم رفت پایین و پایین تر

 

گفتم پس مامان میخوای واقعا واقعا که حتی نفستم به شمارش افتاد و جور دیگه صدا بیرون میومد،و بعد دست رفت روی کس،واییییییییییییی شاید باورت نشه وقتی رسید روی شورت و رفت داخله داخله خیسی رو قشنگ حس کردم انگشتا خیس خیس و من بدون اینکه اصلا کیرمو بمالم ابم اومد اینقدر تپش قلبم رفته بود بالا و این داستان از اینجا شروع شد،میگم وقتی میومدم داستانارو میخوندم قدیما ،فکر میکردم دروغه،تا امروز ک برای خودمم پیش اومد و تازه میفهمم نه همه ی داستانا دروغ نیست،دیگه دستم خسته شد،من داستان نویس نیستم رفقا،،،،ولی دوست داشتید راهنماییتون میکنمو خواستید باهاتون میحرفم.

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا