سکس با فامیل

سکس با عمه عمو دایی و سایر وابستگان حشری و اهل حال.

شق درد

سلام  محمد امین هستم, تین ایجر. من یه خواهرزاده دارم اسمش فاطمه ست زیاد خونه ما میومد چون خواهرمو شوهرش شاغل بودن و پیشش نبودن پس بیشتر میزاشتنش پیش ما ، من اصلا تصور سکس باهاش نمیکردم اینو بگم واقعا نسبت به سنش همین الانم اندام بزرگی داره اون موقعه هم همینطور مخصوصا کونش خیلی […]

شق درد بیشتر بخوانید »

شهوت رانی گروهی ضربدری و تریسام

زنداییم 15 سالش بود که زن داییم شد و من یک سال ازش بزرگتر بودم .   آنقدر ازم خواست که براش یه لپتاپ برای درس و دانشگاهی بگیرم و چون من کارم کامپیوتر بود و سردرنمیاورد از لپتاپ تا گفتم باشه راهنماییت میکنم که چه مدل و برندی با چه هزینه ای بخری که

شهوت رانی گروهی ضربدری و تریسام بیشتر بخوانید »

من جونمو واسه این کص میدم

درود به همه. میخوام تجربه اولین کصلیسی خودمو بگم براتون. سامان هستم 21 سالم هست. یه پسر نرمال مثل بقیه پسرا نه خیلی خوشگل و دختر بازم نه خیلی زشت. ماجرا برمیگرده به زمان 17 سالگی من. من نه دوست دختر داشتم نه سکس کرده بودم. فقط سرم تو کار خودم بود و خیلی زیاد

من جونمو واسه این کص میدم بیشتر بخوانید »

از امشب من میشم زن دومت

سلام. من فرشته ام ۳۷ سالمه و متاهل هستم تو خانواده ی فوق العاده فقیر و ضعیف ما واسه خواهرم نازی یه خواستگار خیلی خیلی پولدار پیدا شده بود اصلا همه ما انگشت به دهن مونده بودیم چجوری نازی تونسته همچین پسر پولداری رو تور کنه آخه حقیقتا نازی یه مقداری از نظر عصبی نا

از امشب من میشم زن دومت بیشتر بخوانید »

تو رو خدا بدتون نیاد

تو رو خدا بدتون نیاد نگید خیانت کردم بخونید بعد قضاوت کنید… نزدیک یکساله ازدواج کردم از اولین برخورد شوهرم حس کردم ناتوانی جنسی داره اولا استرس گرفت چند شبانه روز که مسافرت هم بودیم کیرش بلند نشد رفتیم مشهد سوئیت اجاره کردیم بالاخره بعد از چهار شب که خواب بودم و پشتم بسمتش بود

تو رو خدا بدتون نیاد بیشتر بخوانید »

تریسام با زندایی و دوست جندش

سلام دوستان. من داوود هستم ۲۹ سالمه پیش شرکت ساختمانی داییم کار میکنم اسم دایی من موسی هستش تقریباً یک سالی هست که ازدواج کرده اسم زندایی من مریمه خیلی اختلاف سنی داشتن زندایی ۲۵ سالش بود ولی دایی ۳۵ سالش بود مطمئن بودم به خاطر پول دایی باهاش ازدواج کرده بود زندایی مریم یک

تریسام با زندایی و دوست جندش بیشتر بخوانید »

گاییده شدن زیر آسمون پر ستاره

سلام دوستان میخوام یه خاطره براتون بگم.   دهه شصت بیشتر خانواده ها عادت داشتن یا رو‌پشت بوم میخوابیدن یا تو حیاط چون تابستونها هواش خنک بود من یه پسر دایی داشتم که بیشتر مواقع خونه ی ما بود چون همسن داداشم بود و با هم همبازی بودن من اونموقع کلاس سوم راهنمایی بودم و

گاییده شدن زیر آسمون پر ستاره بیشتر بخوانید »

معجزه‌ ی اسپنک

سلام محمد هستم از تهران ۴۳ ساله مربی شنا در یکی از ارگانهای کشوری که خونه‌ام تهران سمت تهران نو است نیمه های اسفند ۴۰۲ از ناحیه‌ی گردنم آسیب شدیدی دیدم بعد از ام‌آر‌آی و سی تی‌اسکن و بستری شدن اواخر اسفند بمدت دو ماه استراحت پزشکی دادند.   عید ۴۰۳ خونه ام شد محل

معجزه‌ ی اسپنک بیشتر بخوانید »

الهام و کیر شوهر عمه

سلام اسمم ابیه چند ساعت برای زنم رفتم لباس بخرم خانمم حمام بود خونه برادرش بودیم گفت بدنم همسایز الهام دختر داداشمه با اون برین سلیقشم خوبه! الهام هم سایز عمشه فقط یه کمی باسنش بزرگتر از عمشه این دو تو طایفه زنم خوش استایل ترینن شوهر الهام مریضه مدتی تو بیمارستان روانی بستری بود

الهام و کیر شوهر عمه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا