داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کون من و کیر پسر عمه

سلام اسم من شیماست و 15سالمه.این اتفاق که می نویسم در 13سالگیم رویداده. من دوتا پسر عمه دارم که یکی از اونا خیلی شهوتیه.یه روز رفته بودم خونه عمم که بهش سر بزنم و تصمیم گرفتم شب اونجا بمونم.شب شد و عمم جامو انداخت.بعد از این که همه خوابیدن پسرعمه شهوتیم اومد تو رخت خوابم

کون من و کیر پسر عمه بیشتر بخوانید »

سکس عالی

با سلام دوستان گلم امیدوارم شاد و سرحال باشین خب بریم سر اصل مطلب من اسمم محمد هست و با یه دختر دوست شدم اسمش بهار بود من قدم 175 و وزنم 65 قیافه هم تقریبا خوبم البته نوجوانی خوشگل تر بودم خودتون میدونید ما وقتی به 18 سالگی یا وقتی که به بلوغ میرسیم

سکس عالی بیشتر بخوانید »

عشق و هوس ملودی

سلام…من ملودی هستم 24 ساله.از یه شهرستان کوچیک..و از یه خانواده بزرگ..تو شهر ما همه خانواده منو میشناسن..برا همین اصن نمیشه هیچ غلطی کرد.تک دختر خانواده هستم..هرچی بخوام برام فراهمه ولی همیشه بابا بهم میگه مواظب اعتبار و ابروی خانواده باش…منم همیشه اسه میرم اسه میام.دختر شیطونی هستم اما همیشه سعی کردم خودمو اروم نشون

عشق و هوس ملودی بیشتر بخوانید »

اولین سکس افسانه

سلام من افسانه هستم الان که این اتفاق زندگیم را مینویسم بیست و هشت سالمه من یک خانواده چهار نفره دارم بابا که شغلش آزاده مامانم که دبیر آموزش و پرورش هستش داداشم که مهندس شده و در یک شرکت دولتی مشاور هستش خودم هم که دانشجوی کارشناسی ارشدم بگذریم   این نوشته من برمیگرده

اولین سکس افسانه بیشتر بخوانید »

درست مثل یه جنده

سلام من اسمم علی البته مستعار دوس ندارم با چرتو پرت سرتونو درد بیارم خاطرمو میگم اگه خوشتون بیاد بیشتر مینویسم قدم خوبه لاغرم آرنولدم نیستم بر خلاف بقیه نویسنده ها با ی دختر دوس شدم البته بیشتر ب میل خودش با شماره دادن حال نمیکنم با ۴ تام بیشتر ننداختم بابامم میلیاردر نیس وضعمون

درست مثل یه جنده بیشتر بخوانید »

من و آبجیم

سلام من بابکم 21 سالمه.من از 14 سالگی علاقم به سکس شروع شد و پسر و دخترم برام فرقی نداشت اون اولا . وقتی 14 سالم بود و سال آخر راهنمایی بودم ی چون مدرسه من و آبجی کوچیکم که اون موقع 17 سالش بود نزدیک هم بود دیگه با هم دیگه مدرسه میرفتم.من که

من و آبجیم بیشتر بخوانید »

شوهر کثافت دوستم

سلام داستانی که تعریف میکنم تابستان 92 اتفاق افتاد   من ساناز هستم سی و پنج سال سن دارم و صاحب دوتا بچه خوشگل ناز هستم من رفته بودم خانه یکی از دوستام تا پارچه ای که براش اورده بودم برای من پیراهن و دامن بدوزه بچه هامو خانه پیش شوهرم نگه داشتم و گفته

شوهر کثافت دوستم بیشتر بخوانید »

زنم گفت چطور كس داده

سلام به همه اين داستان كه براتون ميگم راسته وتخيلى نيست البته مهم نيست باور كنيد يا نه ولى براتون ميگم ماجوا از اونجا شروع شد كه من يك فيلمه سوپر با زيرنويس فارسى به دستم رسيد و چتد وقتى تو خونه بود يك شب كه با زنم بيرون رفته بوديم گفت بريم مزه بگيريم

زنم گفت چطور كس داده بیشتر بخوانید »

بغل کردن عمه

سلام به همه دوستان   تابستان بود و عمه وپسرش که ده سال داشت مهمان ما بودند چند روزی از اومدنشون گذشته بود واینجور نبود که بگیم چند تا اتاق خواب داشتیم و هرکس میرفت تو اتاق خواب.معمولا توی هال تشک پهن میکردیم میخوابیدیم ومن یه گوشه ای دراز کشیده بودم اولش اصلا توی این

بغل کردن عمه بیشتر بخوانید »

منو خواهرم با هم عروس شدیم

سلام اسمم مرضیه هست 16 سالمه قدم 160 وزنم 65 یکم تپلم. روز عروسی خواهرم بود همه فامیل ها خونه ما بودنند تا با هم بریم تالار من با شوهر دختر خالم که اسمش مهیار رفتم تو راهه تالار خیلی من ازش خوشم اومد از صحبتاش از طرز رانندگیش خلاصه رفتیو تالار اول که جشن

منو خواهرم با هم عروس شدیم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا