کردن کون یه چاقال
سلام من کامیار هستم و این خاطره مال تابستون دوسال پیش… ماجرا از وقتی شروع شد که من قصد داشتم یک تیم فوتبال محلی تشکیل بدم که تشکیل هم دادم ولی ما زمین خاصی برای تمرین نداشتیم ولی تو محلمون یک مدسره بود که فراش اون یه برادر زاده داشت که همسن من بود
کردن کون یه چاقال بیشتر بخوانید »
