فروشنده ی موفق یا فرو کننده ی موفق
ساعت دو ظهر بود و وسط تابستون داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه و دانشگاهمم وسط کویر بود و انقدر درگیر چیزای چرت و پرت بودم توی زندگی که کارشناسی ناپیوسته که باید توی چهار ترم پاس بشه توی ده ترم تموم کردم خلاصه زندگی بد رو مخ شده بود و روزمرگی و بیکاری بد فشار
فروشنده ی موفق یا فرو کننده ی موفق بیشتر بخوانید »
