تغییر جنسیت و زندگی دوباره
از زمانی که یادم میاد دنبال این بودم تا خونمون خالی میشد و توی تنهایی خودم قرار میگرفتم و بعد فکرای زیادی که از سرم میگذشت سر کمد لباسای مادرم و خواهرام میرفتم و اونایی که خوشم میومد تنم میکردم و خودمو توی آینه نگاه میکردم و توی خیالم به آرامش میریسدم چقدر لحظه های
تغییر جنسیت و زندگی دوباره بیشتر بخوانید »
