یه فرصت طلأیی
۵.۶ ماه از دوستیمون میگذشت تو این مدت رابطمون محدود شده بود به کافی شاپ و گاهی دور زدن با موتور تو خیابونا جفتمون یه چیزی بیشتر ازین میخواستیم۳.۴ روز از سال نو گذشته بود خونوادش رفته بودن مسافرت وقتی وارد خونشون شدم یه حال بزرگ بود که پله می خورد و اتاق خوابا بالا
