داستان سکس

داستان سکسی جدید فقط در سایت بزرگ شهوتناک.

موطلایی شهر ما

سلام زنداداشم که شباهت خیلی زیادی به جوونیای پوری بنایی داره از حرکاتش حدس می زدم منو طوری دیگه دوس داره حدود شیش سال پیش یک روز که از عروسی دوستم می اومدم نگو خونه کسی جز سمیرا نیست با دستش زد در باسنم گفت عجب تیپی اگه دختر بودی خوش بحال مردی که این […]

موطلایی شهر ما Read More »

کیر کلفت من و کوس تنگ مهری

بیش از دهسال بود مهری در دودمان ما دل منو می لرزاند مهری عروسی جوان (15 ساله) درست از شبی که در یک سمت کرسی خوابیدیم و پستی و بلندی های تنش جفت پستی بلندی های من در بغلم قرینه شد دهها و صدها بارم بیشتر بغلم جا گرفت و نشد کام بگیرم و اتشم

کیر کلفت من و کوس تنگ مهری Read More »

غیرتی‌های حشری

من علی هستم قدم ۱۶۰ وزنم ۶۰ ک منو پسر خالم باهم عین برادر میوندیم و من هم روی مامانم قیرت داشتم هم روی خالم و از انجایی که پسر خالم قیرتش مثل باباش کیری بود خالم با تاب شلوارک میه مد رو بالکن با نیم استین میه پیش دوستای شوهر خالم ۶..۷ بارم کرده

غیرتی‌های حشری Read More »

چرا زودتر شروع نکردیم ؟

سلام خانواده من از بنیه مالی نسبتا خوب برخورداره پدرم تولیدی مبل و کابینت داره مامان کارمند بانک ملی است معاون شعبه است من و خواهرم هردو دانشجو هستیم منو درسا دوقلو هستیم متولد 78 هر دو خیلی شبیه به همیم کپ مامانیم بابام چش ابرو مشکی است مامان کاملا بلوند منو درسا هم مثل مامان

چرا زودتر شروع نکردیم ؟ Read More »

سامرا جنده ی بیریخت

سلام دوستان اسم من اراد واین داستان برای وقتی هست که تازه رفته بودم کلاس ششم وشیش سال میشد که توی یک مدرسه بودم و درسم به شدت خوب بود هیچوقت دبیر ها یا مدیرا بهم گیر نمیدادن و لات مدرسمون بودم ولقبم اراد گریزلی بودحالا بریم سر اصل داستان وقتی که رفیقم محمد رضا

سامرا جنده ی بیریخت Read More »

ضربدری و سکس با زوج آمریکایی

سلام دوستان، من کتی هستم. من ازدواج کردم و امروز می خوام تجربه اولین سکس ضربدری خودم را براتون تعریف کنم. در توضیح باید بگم که سکس ضربدری یکی از انواع سکس هست که دو یا چند زوج، زن و شوهراشون رو با هم عوض می کنند. ایده این کار را شوهرم وقتی که در

ضربدری و سکس با زوج آمریکایی Read More »

ماساژ سکسی و سکس

سلام سی شهریور 89 بود وسطای هفته بود یادمه رفتم خونه زنداداش داداشم شیراز بود بخاطر طلبی که از یک شرکت پل سازی داشت رفته بود مونده بود بگیره بیاد زنداداش تازه پنج ماهه حامله بود هنوز هیچ شکمش تغییر نکرده بود شایدم بخاطر قد بلندش معلوم نبود میدونستم تو واحدشون تنهاست چون مامانش بخاطر

ماساژ سکسی و سکس Read More »

اپیلیدی

زمستان 82 بود از جزیره کیش رسیدم تهران خواهرم سفارش بندانداز و اپی لیدی داده بود دیدم قیمتش مناسبه دو جفت خریدم و مقداری سوغاتی برای بچه هاش و مامان و خواهر کوچکم که 10 سالش بود ساعت 22 بود داشتم اماده بشم برم با اتوبوسهای مسیر قزوین سوار شم که زن برادر زاده ام

اپیلیدی Read More »

زدن آمپول به زنداداشم

سلام حبیب هستم از خرم اباد 22 ساله خیلی رشید و هیکلی زنداداشم مریض بود داداش نبود بردمش دکتر دکتر فکر کرد زنمه کلی باهاش لاس زد گفت خانمت را ببر پیش زنان زایمان واژنش و رحمش مشکل داره ادرس دکتری را داد و نامه ای سفارشی نوشت که مریض من هستن فامیل هستیم (زنداداشم

زدن آمپول به زنداداشم Read More »

راز کوچیک دختر عموم

سلام امیر حسین هستم ۲۱ تهران یه چهره کاملا معمولی دارم و قد بلند من یه دختر عمو دارم که ۳ سال ازم کوچیک تره و از بچگی هم بازی بودیم و همیشه بهش حس خواهری داشتم تا این که این اواخر هی بهم گیر میداد و نمیزاشت باهاش شوخی کنم و وقتی بهش میگفتم

راز کوچیک دختر عموم Read More »

Scroll to Top