داستان سکس

داستان سکسی جدید فقط در سایت بزرگ شهوتناک.

جنده ی پیر با ده سانت کیر

سلام به دوستان.   این خاطره که الان مینویسم مال دو سال پیشه و خیلی خاطره خوبی واسم شده.ماجرا مال زمانیه که دانشگاه قبول شدمو خوابگاهم جانداشت و مجبور شدم دنبال خونه بگردم.شهری که دانشگاه قبول شدم سه چهارساعتی با شهرخودمون فاصله داشت و نمیتونستم هرروز برم وبرگردم.خلاصه تنهایی گشتم دنبال خونه و یه چنتایی […]

جنده ی پیر با ده سانت کیر Read More »

مامانم کوسشو فدا کرد

خواهرم سارا دو سال از من کوچکتره 17 ساله بود بقدری خواستگار داشت دیگه بستوه اومده بودیم من دلم نمی اومد سارا زن کسی بشه خودم دوسش داشتم مامان از ترس اینکه من شکم سارا را بالا نیارم اونو راضی کرد تا با پسر عمه ام ازدواج کنه خیلی زود مقدمات عروسی مهیا در کمتر

مامانم کوسشو فدا کرد Read More »

نون زیر کبابتم

سلام سمیرا هستم همین الان دوساعتی میشه به شوهر خواهرم که از من بزرگتره کص دادم الانم خونشونم تا خواهرم با مامانم بیرون بودند شهروز رسید خیلی وقت بود دنبال فرصت بودیم شهروز از عقب منو گرفت کیرشو از رو شلوار راحتی چنان فشار به لای پام داد میخواست شلوار و شورتمو پاره کنه بره

نون زیر کبابتم Read More »

سکس‌های پریسا

سلام با این سایت مدتی است آشنا شده ام ببخشید که زیاد خوب مثل شماها نمیتوانم بنویسم من تا دیپلم درس خواندم توی روستا زندگی می کنیم زود شوهرم دادندهیکلم بزرگ بود چهارده ساله بودم تو کلاس از همه دخترا قدم بلندتر و سینه و کپل هایم بزرگتر بود خانم معلمی داشتیم بنام خانم جهانی

سکس‌های پریسا Read More »

خواهرمو برده خودشون کردن

سلام اسمم محمد یه خواهر دارم به اسم سحر که ۱۹ سالشه یه دختر سانتیمانتال لاغر ریزه میزس این داستانی که میحوام بگم مربوط به چند روز پیشه که خیلی اتفاقی دم خونه خواهرمو دیدم که داره تو کوچه داه میره که از جلوی یه دبیرستان پسرونه رد میشه یهو یکی از پسر های لات

خواهرمو برده خودشون کردن Read More »

بادمجونو کردم تو کوسش

سلام من از وقتی خودم رو شناختم دوست داشتم پسر باشم یه خواهر دارم مهدیه که 4 سال بزرگتر از وقتی ازدواج کرد خیلی دلم میخواست اندام ظریف و سفیدش رو زیر یه کیر کلفت ببینم اما خیلی محجبه و یه روز باهم بعد 2 سال رفتیم حموم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم بهش گفتم

بادمجونو کردم تو کوسش Read More »

کونی خوشبخت

سلام به دوستان خوبم.این خاطره که میگم تقریبا تجاوز حساب میشه به خودم ولی خب برای خودم خوب بود و خاطره ی خوشی شد برام.اینی که میگم مال ۱۵ سال پیشه و اولین بارم هست که خاطره مینویسم.داداشم با دختر همسایمون ازدواج کرده و بود و من هنوز ۷ سالم شده بود.یعنی میرفتم کلاس اول.پسر

کونی خوشبخت Read More »

کاملا میدونه زنشو میکنم

سلام اسمم افشین 35 ساله با یکی از فامیلهایم باشگاه بدنسازی دارم قبلا در شهرستان بودم 17 ساله تهران ساکنم سه برادر و سه خواهریم البته از دو مادر برادرهایم و یک خواهر از یک مادرند منو دو خواهر از یک مادر من از همه کوچکترم مادرم در یک مسافرت خارج با پدرم ازدواج صوری

کاملا میدونه زنشو میکنم Read More »

چه حالی میده بی‌غیرتی

سلام من عمید هستم بیغیرتم از زمانی که عطا دوست دبیرستانم واسه اولین بار اومد خونمون منم چون خواهرم نبود بردمش طبقه بالا که اتاق خواهرم اونجاست چند تا عکس از خواهرم بزرگ به دیواره که لختی کلا خانوادگی تو این مسایل راحتیم یه کمی حرف زدیم چون من سفیدمو کونمم به خونواده مادرم رفته

چه حالی میده بی‌غیرتی Read More »

از اونشب باهاش مهربون شدم

سلام من صدف هستم. یک زن متاهل 30 ساله با قد 170 سینه های بزرگ و کپلهای گنده. بخاطر زیبایی زیادم دائم مورد توجه مردها هستم. تو فامیل اکثر مردها بهم چراغ میدن. تو خیابون و موقع خرید فروشنده ها سعی دارن باهام لاس بزنن. ولی من سرم تو زندگیمه. یک شوهر 40 ساله دارم

از اونشب باهاش مهربون شدم Read More »

Scroll to Top