سکس زن شوهردار با مرد غریبه

سکس زنهای شوهردار با پسرای جوون و کص دادنشون به بکن‌های تازه کار و کیرکلفت.

شهوتیم چیکار کنم خوب

من نرگس هستم ۳۲ ساله و همراه شوهرم فرزاد در یکی از شهرهای شمال زندگی می کنیم.زندگی خوب و عادی داریم ولی فرقمون اینه که من خیلی شهوتی هستم ولی فرزاد عادی و معمولیه هفته ای یکی دو بار سکس میخواد.۷ ساله که زندگی میکنیم ولی توی یکی دو سال اخیر بدجور هوس سکس با […]

شهوتیم چیکار کنم خوب بیشتر بخوانید »

مادرشوهر ساکت

سلام مهناز هستم یه زن پنجاه و پنج ساله با یه جثه کوچیک ۴۲ کیلویی پوست سفید موهای بلند و عینکی و ممه‌های کوچیک.خیلی ساکت و صلح جو هستم و اصلا دنبال دردسر نیستم. یه پسر و عروس دارم که با هم زندگی می کنیم. عروس خوشگلم اسمش آتناست و پسرمم علی. تازه با هم

مادرشوهر ساکت بیشتر بخوانید »

انگار هورنی شده بود

سلام اسمم نیما و ۳۵ سالمه بعد ۷ سال زندگی با سمانه یه چت تو تلگرام خوندم ازش که پشمام فر خورد ، تو پیامهاش با خواهر من نوشته بود که از دست من خسته شده 🙁 نوشته بود اصلا بهش توجه نمیکنم و نه سکسی نه محبتی فقط اسممون زن و شوهره ،گفته بود

انگار هورنی شده بود بیشتر بخوانید »

کنده کار

برای اولین بار بود از افغانستان اومده بودم ایران.تنها چیزی که داشتم یه گوشی ساده بود و لباس تنم و امیدوار بودم یه کار خوب پیدا کنم که هم جای خواب داشته باشم و پولی در بیارم…یک هفته بعد از رسیدنم از طریق یکی از دوستانم که خیلی وقت بود ایران بود برام کار پیدا

کنده کار بیشتر بخوانید »

مجبور شدم

من عرفانه هستم 45 سال سن دارم و متاهل و دوتا بچه دختر بزرگم 19 سالشه و دانشجو دختر کوچیکم 9 سالشه و کلاس سوم ابتدایی ما خانواده آرومی هستیم و کاری به کار کسی نداریم قضیه اینه که چند سال پیش یکی از فامیلای شوهرم خیلی مزاحمم شد تا بتونه مخمو بزنه ولی من

مجبور شدم بیشتر بخوانید »

ساختمان پرماجرا

ساختمان پرماجرا سلام و وقت بخیر خدمت تمام دوستان نسرین هستم میخوام اتفاق هایی که تو ساختمون ما افتاده رو براتون تعریف کنم تو چندتا قسمت من متاهلم و یک دختر 12ساله دارم و همسرمم کارمند یکی از ادارات دولتیه من42سالمه و قیافم خوشگل و هیکلم ورزشکاری چون ورزش میکنم چندساله.   شروع اتفاق ها

ساختمان پرماجرا بیشتر بخوانید »

مچ گیری از خانومم

سلام من مردی چهل و پنج ساله و زنم سارا با اسم مستعار 38ساله با بدنی خوش فرم و سینه هفتاد و پنچ و بدنی سفید ازایلام ودوستش مهدی که سیستم فروشی داره مخ زنمو میزنه و باهم قرار میزارن برن بیرون صحبت کنن توماشین ولی باهم رفته بودن خونه من به زنم شک داشتم

مچ گیری از خانومم بیشتر بخوانید »

اسب سوار چالاک

بیست سال پیش شوهرم حمید که کارش تاسیساته گفت آماده شو برای سارا لباس و پوشاک زیاد وردار کاری در یک شرکت بزرگ دور از شهر و چند خونه‌ی ویلایی نزدیک اون گرفتم بریم اونجا تو ویلای مدیر شرکت که زن و شوهر جوانی هستن تازه خانمش فارغ شده بمونیم کارهامو انجام بدم شرکت و

اسب سوار چالاک بیشتر بخوانید »

شوهر عوضی

شوهر عوضی *** سلام به همه من الهام هستم 40ساله از تهران متاهلم و دوتا بچه دارم شوهرم مغازه داره و وضع مالی خوبی داره و بخاطر همین همیشه خانم بازی میکنه و با منم بسیار بد رفتار میکنه و منم بخاطر بچه هام مجبورم تحمل کنم من تو زندگیم حتی یک دوست پسرهم نداشتم

شوهر عوضی بیشتر بخوانید »

ارزنده‌ترین زینت من کیر لاپام است

از بچگی با من بود. یک چیز جدانشدنی که دلبستگی بهش داشتم. چادرم رو میگم… هر چی که قد میکشیدم و بزرگتر میشدم این چادر هم برای من مهم و مهمتر میشد. نه برای تظاهر یا راضی نگه داشتن خانوادم، بلکه یه قانون بود برای خودم. شخصیت من با چادر سیاهم آمیخته و شکل گرفته

ارزنده‌ترین زینت من کیر لاپام است بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا