تو سربازی کونم بگا رفت

سهراب هستم. قد ۱۷۵ سرخ و سفید و تپلی. موها و چشمای خرمایی و بدن بدون مو. همه میگن باید دختر میشدم… بعد دیپلم کنکور دادم ولی قبول نشدم گرچه پدر ومادرم ناراحت بودن ولی به روم نمی اوردن .بابام میگفت برو سربازی بعد یکاری میکنی .میتونی یکجا مشغول کار بشی ضمن کارکردن درسات و مرور کنی و برای کنکور بعدی اماده بشی…

 

منم خودمو به حوزه معرفی کردم اموزشی افتادم پادگان فرح اباد .این پادگان شرق تهرانه .وقتی وارد شدیم اول موهای سرمونو از ته زدن و ی دست لباس کار وی جفت پوتین و یک کلاه ی یغلوی و ی قاشق بهمون دادن پادگان چندتا گردان داشت تو هر گردان دوتا گروهان از لیسانسیه ها و سه تا گروهان دیپلم بودن .فرمانده گروهان ما ی سروان بود و یک استوار حدود ۴۰ ساله و سه تا گروهبان .گروهان ما ۱۳۰ نفر بودیم وارد اسایشگاه شدیم تختهای دو طبقه هرکی یک تختو مال خودش کرد .

 

فرمانده گروهان مقداری صحبت کرد که باید با نظم و ترتیب باشین .۴ ماه تو این پادگان هستید بعد تقسیم میشید تو کل کشور .به نوبت باید کف اسایشگاه را برق بندازید از تخت که پائین میاد رختخواب باید انکادره باشه که گروهبآنها یادتون میدن .صبح باشیپور بیدار باش از خواب بلند میشید دست وصورت شسته لباس میپوشید و به صف تا برید میدان صبحگاه انجا مراسم بر افراشتن پرچام وسرود شاهنشاهی را میخونید بعد نوبت رژه از جلوی جایگاهه ومقابله فرمانده پادگانه .بعد نوبت اموزشه .

 

حالا برید اسلحه خونه ی تفنگ بگیرید باید باز وبستنو تمیز کردن تفنگ و یاد بگیرید هرکی هر تفنگی بهش دادن تا پایان دوره همون تفنگ را باید بگیره که شمارش روی قنداق هست …بعد از میان همه اشاره کرد بمن که برم دفترش .رفتم تو اتاقش گفت اسمت چیه چندسالته بچه کجا هستی که گفتم تهرانی هستم .ولی خودش لحجش به اصفهانیها میخورد.گفت یکی از سربازها تا پایان دوره گماشته فرمانده گروهان میشه .یعنی میره خانه فرمانده گروهان کارهای ان خانه را انجام میده .دیگه تقسیم نمیشه که مثلا بیافته سرمرز و دور از خانواده .یا غذای بد پادگان وبخوره .هرچی ما خوردیم توهم میخوری .لباس سربازی هم لازم نیست بپوشی من تورو انتخاب کردم حاضری گماشته من بشی علاوه بر حقوق سربازی خودم هم ماهانه ۱۰۰ ت بهت میدم .گفتم حالا چرا میان همه من و انتخاب کردی گفت دیدم پسر زیبایی هستی وهیکل خوبی داری .گفتم قبول گفت حالا برو ظهر که خواستم برم باهم میریم .

 

 

خلاصه باهاش رفتم خونش .من و به خانمش معرفی کرد گفتن اسم خانمم سیمینه توهم که اسمت سهرابه .به خانمش گفت اقا سهراب را می پسندی خانمش گفت ظاهرش که خوبه خوشگله باید دید موقع کار چند مرده حلاجه ..‌سروان که اسمش گودرز بود گفت ببین من و سیمین ۵ ساله ازدواج کردیم ولی بچه دار نشدیم تو باید خانمم را ابستن کنی .البته درعوض منهم تورو میگام که بی حساب بشیم .جاخوردم باورم نمیشد .گفت موافقی از خجالت سرمو انداختم پایین گفت ی چیزی بگو اگر نمیخای میتونی بر گردی پادگان ویکلام در این مورد با کسی صحبت نمیکنی .ولی یادت باشه تو پادگان حلوا خیر نمیکنن ولی اینجا زندگی خوبی خواهی داشت .گفتم باشه میمونم گفت پس برو حمام لباس نو خانم بهت میده بپوش بیا ناهار بخوریم .

 

 

موقع نهار خوردن خانمش همش چشم تو چشم من بود گاهی ی چشمگ ریز بهم میزد .نهار که تمام شد سروان گفت برو ماشین منو بشور و حیاطم بشور بعد بیا اتاق من ..یکساعتی این کارها رو کردم که سروان صدا زد اقاسهراب بیا اتاق من .رفتم گفت لباستو در ار لخت مادر زاد شو ببینم سایز کیرت چند سانته یکم کیرمو با دستش فشار داد که فوری سیخ شد خط کش اورد اندازه زد گفت خوبه ۲۰ سانتی هست کلفتیشم بد نیست فکر کنم خانمم بپسنده .کون خوبی هم داری سفید وتپله تاحالا کون دادی گفتم نه گفت چطور کون کنا این کون و رو هوا میزنن حالا خودم پلپمشو میشکنم حالا بیا کیرمو ساک بزن امادش کن خودش نشست لب تخت ومن جلوش رو زمین گفت بخور دیگه چرا معطلی امدش کن برا کون خوشگلت .

 

 

منم ناچار کیرشو که از کیر خودم کمی بزرگتر بود کردم تو دهنم شروع به ساک زدن کردم گفت نباید دندانهات بهش بخوره وتا حلقت بره تو .کم کم کیرش تو دهنم سیخ شد سرمو گرفت تو دستش فشار میداد تو حلقم میخواستم عق بزنم واستفراغ کنم راه نفسم بند میامد کار سختی بود بهر تقدیر ۱۰ دقیقه کیرشو ساک زدم گفت ساک بسه حالا دمر بخواب رو تخت من یک ی فیلم بزارم کون دادن رو یاد بگیری که کامپیوتر رو میز رو روشن کرد دوتا مرد داشتن ی پسر  را میکردن.

 

منم خوابیدم مشغول دیدن فیلم بودن لای کونمو باز کرد گفت خوبه از چینای دور سوراخت معلومه یا کون ندادی یا کم دادی ولی حالا جبران میشه .یک تف انداخت روسوراخم سر کیرش و گذاشت روی سوراخم فشار داد دادم رفت هوا گفت میخای کرم بزنم ولی خشکاخشک بیشتر کیف میکنی برا منم اسان نیست خشک بکنم پوست کیرم کنده میشه ولی برا اینکه تو بیشتر کیف کنی خشگ میگامت هر بار کون بدی یکی از چینای دور مقعدت باز میشه سوراخت گشادتر ولی باید تحمل کنی حالا فیلمو نکاه کن .

 

شروع کرد به تلمبه زدن وفحش دادن بمن گفت می بخشی من لذتم در اینه که بطرفم فحش بدم ناراحت نشو بچه کونی ‌پسرا مثل تو رو باید گایید تا مرد بشین کون کردن و یاد بگّیرین ‌لبام و میبوسید میگفت شبها مال منی صبحها مال سیمین هر کاری دوست داشتیدباهاش بکن …البته سیمین هم اولش با دیلدو کمری منو کرد بعدش رو کیرم سوار شد که اگه دوست داشتین براتون تعریف می‌کنم.

 

نوشته: شاهکون

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا