2013

سکس عاشقانه یا انتقام جویانه؟

  سلام من محمدرضا مشهد زندگی میکنم و 19 سالمه. این اولین خاطره سکس منه.کاملا واقعی و اولین بارییه که دارم داستان مینویسم. آشنایی منو سحر تو آواکس شکل گرفت.اون عکسمو دید و خوشش اومد شمارشو خودش برام فرستاد.بعد از مدتی بهش وابسته شدم و خیلی عاشقش بودم و اصلا فکر سکس به مخم نمییومد.تا […]

سکس عاشقانه یا انتقام جویانه؟ Read More »

زنی در نزدیکی

  میلاد دوستم بود همیشه وقتایی که به خونه خالی احتیاج داشتم هوای منو داشت اون روز میخواست زنی رو که باهاش دوست شده بود ببره خونه، از من خواسته بود مواظب کوچه باشم منم قبول کرده بودم، قرار بود زنه رو که برد خونه من برم و مواظب باشم، اما مامانش قبل اومدن اون

زنی در نزدیکی Read More »

کون کن

  در این نوشته همه ی اسامی مستعار هستند. اسم من حمید هست و الآن حدود 40 سال دارم . 15 سال پیش درست چند ماه بعد از پایان خدمت سربازی به شهر اهواز مهاجرت کردیم . برای من که تمام زندگی ام را در شهر دیگری بودم و هیچ دوستی توی اهواز نداشتم روزها

کون کن Read More »

تست سرپرستي

سلام اسم من حميده و داستاني كه ميخوام براتون بذارم مربوط ميشه به سكس من با مدير توليد شركتمون… حدود 3 سال پيش من تو يه شركت توليدي كار مي كردم كه كارش توليد قطعات الكترونيك بود. اون زمان من با سرپرست بخش مونتاژ كه اونجا كار مي كردم حسابي كنتاكت داشتم و يه جورايي

تست سرپرستي Read More »

برده‏

اوضاع فرق داشت. این بار مرد عشق را بوسیده بود و کنار گذاشته بود. بالأخره ایستادند. دختر بالا را نگاه کرد و دیوار سیاهچالش را دید. صدای دسته‏کلید آمد و به دنبال آن، صدای باز شدن قفل‏ها، یکی پس از دیگری، در سکوت زیرزمین پیچید. در با سر و صدا باز شد. مرد برای اوّلین

برده‏ Read More »

زن مطلقه مستاجرمون

  سلام موضوع برمیگرده به سال 90مامستاجرگرفته بودیم یه زن وشوهردخترسه سالشون یه شش ماهی مستاجرما بودن که مرده اززنش طلاق گرفت بچشم برد دلیلشم این بود زنش معلم بود به بهانه اردوی چند روزه مدرسه با دوست پسر زمان مجردیاش رفتن شمال که شوهرش فهمید طلاقش دادو رفت پدرم گفت گناه داره جایی نداره

زن مطلقه مستاجرمون Read More »

این زندگی که به دردم نخورد…

  چهارم دبیرستان می خوندیم..آخه اون سالها نظام قدیم بود..اما قاسم هنرستان درس می خوند..چندباری تویه باغ باهم به درس خوندن مشغول بودیم که بلند شدن کیرشوزیر شلوارش حس کرده بودم..درسهامون بقدری زیاد بود که وقت این حرفهارو نداشتیم ..چندباری شنیده بودم که قاسم آلتش یه چیز دیگه است تا اینکه یه روز وحید خونه

این زندگی که به دردم نخورد… Read More »

هرکسی کسی دارد (طنز)

  با سلام ب شما مخاطبین گرام.خونندگان عالیقدر امروز روز نویی برای من بود.ازآن رو یاد خاطره ای افتادم ک گمان کردم نوشتنش واسه من.و خوندنش واسه شوما خالی از الطاف نباشدی! اون روز نیز روز نویی بود.من بودم و عمو سعید و خدایی ک درین نزدیکیاس ی پرانتز وا کنم:این عمو سعید دوست ماس.عموی

هرکسی کسی دارد (طنز) Read More »

مادر ناتنی

  یه سالی بود که مادرم و از دست داده بودم و مشکلات زندگی و غم نبود مادر بدجور من و منزوی و ناتوان کرده بود اصلا فکر داشتن یه مادر دیگه جز مادر خودم نمیتونستم بکنم .. اما پدر با یه سنگدلی عجیبی فکر گرفتن زن دیگه ای تو سرش بود و اصلا نمیتونست

مادر ناتنی Read More »

چطور شد که گی شدم

  سلام به همه دوستان من اسم علی 26 سالمه ساکن یکی از شهرستان های ایران. اکثر داستان های شما دوستان رو خوندم هر کدومشون به نوبه خودشون جالب بود. این داستانی که میخوام تعریف کنم واقعیه و عین حقیقته این خاطره اولین سکسمه که با پسر داییم(حمید) داشتم. یادم میاد اون موقع 9 ”

چطور شد که گی شدم Read More »

Scroll to Top