تسلیم محض شهوت

من تا “اون حد” دیگه جلو نرفته ام با خواهرم اما شیطونیای زیادی کرده ایم با هم الان 30 سالشه و هنوزم وقتی میرم پیشش گهگاهی به یاد نوجوونی یواشکی با هم یه کارایی میکنیم اما شهوت انگیزش اینه که هنوزم هیچکدوم به روی خودمون نمیاریم که مثلا داریم از هم لذت جنسی میبریم.

 

خاطرات زیادی دارم از اولین باری که 15 سالش بود تنها بودیم من توی خونه پاهای سفید و دخترونه شو با تیغ شیو کردم. از خجالت سرخ شد ولی بعدا دیگه بهر بهانه ای میگفت بیا مثلا پشت کمرم یه کم مو داره بزن. من هم مینشستم پشتش سوتینشو باز میکردم پیرهنشو میدادم بالا پشتشو با ژیلت میزدم و کم کم میرفتم پایین شلوارکو شورتشم میدادم پایین قشنگ تا نزدیکای معلوم شدن سوراخ کونش رو شیو میکردم. روش باز شده بود و خجالت دخترونه رو کنار گذاشته بود. بعدها دیگه عادتمون شده بود دراز میکشید با یه دامن کوتاه من کل رون ها و پاها و ساقهای سفیدشو با ژیلت میزدم. روش نمیشد توی چشام نگاه کنه اما علنا داشت لذت میبرد چشمای نازش خمار میشد. اینکارا کم کم کشید به اینکه کیرمو درمیاوردم می مالیدم به ساق های خوشگلش هیچی نمیگفت و حتی یه بار با انگشتای لاک زده و کوچولوش دنبال کیرم از روی شلوار میگشت تا بمالدش.

 

یه بار توی تاریکی داشتم می مالیدمش به پاهاش که رسیدم کیرمو درآوردم پاهاشو گذاشم روش. اولش هیچی نگفت ولی با هدایت من کم کم با خجالت کیرمو با انگشتای پاش میگرفت و ول میکرد همونجوری جق زدم ولی آبمو زود ریختم توی شورتم. ساکت بود من هم پاهاشو بوسیدم گفتم دوستت دارم هیچی نگفت.

 

دیگه خیلی از اینکارا کردیم تا الان که زن بالغ و جا افتاده ی شده. اتفاقا دیروز هم باز پشتشو که می مالیدم آه میکشید من هم هی دستمو میبردم زیربغل های ناز و پشمالوشو می مالوندم هی میرفتم روی سینه هاش از بغل. اولش یه خرده خجات کشید ولی فوری وا داد وسطاش پرسیدم خانوم خانوما خوبه کیف میکنی؟ با شرم زنانه بزور یه آره گفت ولی نفسهاش نشون میداد روی ابرهاست.
واقعا لذت میبرم که جلوی من بعنوان داداشش تسلیم محض شهوته.

 

شهوت توی چشمای خواهرم رو با هیچ لذتی عوض نمیکنم. شما هم امتحان کنید خواهرا عاشق اینن برادرشون بمالدشون. حتی محجوب ترین دخترا جلوی مالیدن داداش و لذت شهوت ناشی از دستهای برادر رو که لای رونهای خوشگلشون حسابی مشغول مالیدنه نمیتونن بگیرن.

 

خواهر من وقتی وسط پاهاش مشغول نوازش و مالیدن رون ها هستم فقط نای اینو داره که گاهی سرشو بیاره بالا با چشای خمار یه نگاه به چشای من و یه نگاه به اون پایین لای پاهاش کنه بعدش از فرط شهوت دوباره سرش میفته روی بالش و آه میکشه.

 

جالبه که بعد هر جلسه مالیدن هیچکدوم به روی خودمون نمیاریم و عادی با هم حرف میزنیم. فکر کنم اونم براش اینطوری شهوت انگیزتره.

هوس مالیدن پاهاشو کردم برم ببینم داره چیکار میکنه! برم زیر دامنش شروع کنم به نوازش و مالش اون رونهای سفید و خوش فرم…

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا