اونشب تا صبح چند نفر منو گاییدن

این داستان مال چند سال قبله که ۱۶ سالم بود .خونه ما اهواز بود .هوا هم تا دلت بخواد گرم تو سایه ۵۰ درجه ولی افتاب ۶۲ تا ۶۳ از خونه نمیشد بیای بیرون.

 

کسبه از ظهر تعطیل میکردن تا ساعت ۵ وبعضی ۶ همه تو مغازه کولر داشتن ولی کولرم تو اون گرما جواب نمیداد .امتحانات سال سوم رو داه بودم .بابام یکماه برو تهرون پیش عموت که ی هوائی تازه کنی گرچه تهرونم گرمه ولی بهتر از اینجاست با بچه های عموت هم بازی میکنی سر گرمی .گفتم باشه .خلاصه برام بلیط قطار گرفت تا ایستگاه هم منو اورد .یک ساک برداشته بودم که چند تکه لباس توش بود وسایل شخصی .چند کیلو هم رطب که بابام خرید گفت ببر سوغات .وقتی رفتم تو کوپه که ۶ نفره بود دو تا خانواده بودن با پنج شش تابچه ریز و درشت جا نبود بشینم ‌.

 

ساعت ۵ بعد از ظهر بود که قطار حرکت کرد و نیم‌ساعت بعد رئیس قطار برا چک کردن بلیطها در کوپه مارا باز کرد .وقتی بلیط تکی دادم دستش گفت تنهایی مقصدت تهرانه ولی پسر خوش شانسی نیستی این کوپه خیلی شلوغه ساکت رو بردار بیا ببرمت ی کوپه خلوت تر .ولی صبر کن من کارم تموم بشه میام دنبالت گفتم خیلی هم ممنون رفت و ی نیم ساعت بعد برگشت گفت بیا دنبالم گفت کوپه ها همه پرن بیا تو کوپه خودم .منم غافل از اینکه چه نقشه ای برام کشیده دنبالش رفتم در ی کوپه را که تو واگن اول بود وپشت لکوموتیو باز کرد و دوتایی رفتیم تو گفت میتونی اینجا راحت باشی .بعد نشُت پهلوی من و صحبت که چند سالته کارت چیه چرا تنها میری تهران بابات چکاره است .از این حرفها .خوشم ی مرد چهل ساله نسبتا قوی با ی قد متوسط بود .گفت تو قطار خیلی اتفاقها میافته بیشتر برا پسرای کم سن و دخترا .پاشد گفت برم بوفه خوراکی بگیرم بیام رفتو بیست دقیقه بعد برگشت یکم پسته و بیسکویت و ی شیشه که بعد فهمیدم مشروبه ..

 

نشست دوتا لیوان گذاشت رو میز جلو صندلی پرشون کرد از او مشروب گفت نم نم بخور گفتم نه مشروب نمیخورم تاحالا هم نخوردم گفت مردی شدی از یکجایی باید شروع کنی .بخور حال خوبی بهت میده گفتم نه گفت بهت میگم بخور .زیاد اصرار کرد منم کمکم شروع کردم خوردن خودشم میخورد و پسته باز میکرد میگذاشت دهنم .کمکم ی حس رخوت و سرگیجه امد سراغم و شل شدم گفت چشات خمار شده داره خوابت میگیره لباساتو در ار که راحت بخوابی منم در میارم .پشت لباساشو دراورد تا رسید به شورتش که درست روبروی من ایستاد و کشید پائین که کیر کلفت نیمه راستش جلوم بود ولحظه به لحظه کلفت تر و سیخ تر میشد نمی دونم چیشد که از کیرش خوشم امد سرمو انداختم پایین ولی زیر چشمی نگاه میکردم گفت بقیه مشروبتو بخور چیه مثل اینکه کیرم نظرتو گرفته میخوای بگیرش تو دستت منم که شل شده بودم کیرشو گرفتم تو دستم مثل سنگوسفت شده بود گفت ی ساک مشتی برام بزن منم سر کیرشو گذاشتم تو دهنم شروع به مکیدن کردم

 

سرمو با دو دستش گرفت و کیرش و تا تو حلقم فروکرد و نگهداشت هم عقم نشسته بود هم نفسم بند امده بود خودش سرمو شل کرد و کیرشو کشید بیرون که ی نفس عمیق کشیدم گفتم نمیخام خیلی اذیت شدم گفت اولش عق میزنی ولی سر کیر توحلقت باشه عادت میکنه و دیگه عق نمیزنی خلاصه کیرشو دوباره وارد حلقم کرد و شروع کرد به تلمبه زدن گفت در میارم ولی دهنت باز باشه بریزم توش که اذیت نشی منی بخوری کیرت کلفت تر ودراز تر میشه منم همینکارو کردمو اب کیرش رو ریخت تو دهنم گفت قورتش بده برات خوبه .

 

گفت حال شلوارتو در ار ی کون مشدی بهم بده ما زندگیمون تو قطاره کم میشه خونه باشیم نیازمون رو پسرا و دخترای مسافر تو قطار بر طرف میکنن حالا امشب قسمت تو بود .گفتم اصلا من اینکارو نمیکنم .گفت کون مهمتره یا دهن کون مجرای فاضلابه تو که کیر رفته تو دهنت واب کیرم خوردی دیگه نباید از کون دادن واهمه کنی .پاشو پسر خوبی باش راحت کون بده لذتشم ببر یکبار امتحان کنی کونی میشی .خلاصه خیلی اصرار کرد منم که مشروب شلم کرده بود وادام شورت و دراوردم زانو زدم رو صندلی انهم سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم

 

چه گرمای لذت بخشی داشت گفت میخام خشگاخشگ بکنمت یکم دردش بیشتره ولی لذتش بیشتره ناله هم خواستی بگن تو صدای لکوموتیو گم میشه .گفتم بگن زودتر تمومش کن گفت تمومی که نداره تا صبح باید کون بعد من نوبت پلیس قطاره و بعد اونم بوفه چی و …..گفتم نه نمیخوام گفت بزار من بگامت خودت کیر بیشتر میخای که کیر خشگو فرو کرد تو کونم جیغم رفت بالا

 

گفت ای جون جیغ بزن بنال لذت کون دادن به دردشه بزور کیرشو تا ته کرد تو کونم شروع کرد به تلمبه زدن کم کم لذت جای دردو گرفت ی ۲۰ دقیقه ای تلمبه زد تا منیشو خالی کرد تو رودم داغ داغ بود میسوزوند کیرش تو کونم نبض میزد چه احساس خوبی بود بعد کیرشو کشید بیرون چندتا کلنیکس داد بهم گفت کونت پاک کن لباساتو بپوش بریم بوفه شام بخوریم بعدم نفرات بعدی بیان بگانت که همینطور هم شد اونشب تا صبح چند نفر منو گاییدن .

 

مسافرت خوبی بود حسابی بهم خوش گذشت

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

3 دیدگاه دربارهٔ «اونشب تا صبح چند نفر منو گاییدن»

  1. تو مادر زاد کونی زائیده شدی .وگرنه ازدیدن کیرش لذت نمیبردی سرتو بندازی پائین بقول خودت زیر چشمی نگاه کنی وقتی بهت گفت برام ی ساک مشدی بزن دهنت و باز نمیکردی راحت کیرشو تا بیخ بکنه تو حلقت که راه نفست بسته بشه و عق بزنی .منیشم که تا قطره اخر خوردی .نوش جونت کار خوبی کردی چون خوردن منی کیرو کلفت میکنه .پوستتم نرم و لطیف میکنه .خوب میگیم رئیس قطار ناخواسته گائیدت چرا به پلیس قطار و مهماندار کون دادی پس دات کیر میخاست که دادی ولی خودتم خبر نداشتی .شاید باباتم میخواست گل پسرش کونی بشه که تنها با ی قطار که ۵۰۰ نفر ادم توشه فرستادت تهران ..سعی کن هرسال چنتا از این مسافرتها به تنهایی داشته باشی که بتونی رآحت کون بدی و کیرت کلفت و کلفتر بشه .کون دادن دوتا خاصیت داره که تمام پسرهای سن تو باید حتما تجربه کنن .یکیش همون کلفت شدن کیره و یکی دیگم اینه که راه و رسم کون کردن و از بکنات یاد میگیری فردا که زن گرفتی از کون میکنیش و لذت کون دادن را زنت میچشه و کونیت میشه .البته اگر قبلش به دوست پسراش کون نداده باشه وپردشو نزده باشند امروز یکطوری شده که دخترا صدی نود وقتی میرن خونه شوهر پلمپ مقعدشو قبلا شکستن

  2. مسافرت خوبی بود بهم خوش گذشتت !! پسر تو مادرزاد کونی بدنیا امدی ولی خودت خبر نداشتی .نوشتی رئیس قطار وقتی جلوت کیرشو دراورد خوشت امد و سرتو انداختی پایین وزیر چشمی نگاه میکردم ! ازت خواست براش ساک مشدی بزنی توهم بی تعارف شروع به ساک زدن کیر کلفتش کردی میتونستی مقاومت کنی دهنتو باز نکنی ولی راحت کیرشو بلعیدی اب کیرشم خوردی پسری که کیر میره تو دهنش دیگه کونشو راحت در اختیار صاحب کیر و کیرهای دیگه میگذاره .برا همینم گذاشتی تا صبح چند نفر دیگم بگانت .اینارو نوشتم که بدونی مادر زاد کونی به دنیا امدی .کار خوبی کردی که کون دادی سرزنشت نمیکنم تشویقتم میکنم چون هم کیرت کلفت میشه هم خودت یپا کون کن میشه بعدم که ازدواج کردی زنتو از کون میکنی و احساسشو درک میکنی ‌.من جای تو بودم هرسال با قطار مسافرت میکردم و خاطره شیرین کون دادنم و تجدید میکردم

  3. چطور بابات حاضر شد تو رو تنها انهم با قطار بفرسته تهران .ی پدر میدونه تو یقطار که ۵۰۰ نفر مسافر داره اتفاقات زیادی ممکنه برا پسر جوان بیافته .حالا خوبه پسر بودی یکم چینهای دور مقعدت باز میشه و سوراخت گشاد میشه ونهایتش کونی میشی .‌ولی اگر دختر بودی بکارتت رو بر میداشتن و پردت و میزدن و ابستنت میکردن .شایدم هدف بابات همین بوده که پسرش کونی بشه و کیرش کلفت بشه .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا