کوسشعر ناب

تریسام در شهرستان

سلام اسم من سعید ۳۷ سالمه میخوام داستان سکس خودمو دختر برادر زن و خواهر زنمو براتون بگم خلاصه میگم که حوصله تون سر نره   من خواهر زن آخریم که از همه کوچیکتره اسمش میترا هسته که از بچگی اسمش روی پسر عمه اش بود و همه میگفتن که این دوتا مال هم هستن […]

تریسام در شهرستان Read More »

هزار کوستان

ادمین: یکی‌ این کوستان رو ترجمه کنه مثلاً هواپیمای مترو! و بقیه کوسشعرجات. ممنون   هواپیمای مترو با غرش خود را به ایستگاه رساند و با باز شدن درها، موجی از جمعیت داخل و خارج شد. شاهین، پسر مجرد ۳۳ ساله‌ای که تنها زندگی می‌کرد، نگاهش با بی‌حوصلگی در میان انبوه چهره‌ها می‌گشت که ناگهان

هزار کوستان Read More »

جق سرپایی

سلام. اصغر هستم پسر اکبر. من الان ۴۸ سالمه و تهران زندگی میکنم.   این داستان برای وقتی هست که مجرد بودم  یعنی خواهر و برادرهایم همه ازدواج کرده بودند و فقط من خونه بودم و با پدر و مادرم زندگی میکردم ولی وقتی کاری نداشتم و چون تنها بودم روزهای تعطیلی میرفتم خونه خالم

جق سرپایی Read More »

داستان سکس پژمان جمشیدی

داستان سکس پژمان جمشیدی چیه؟ هیچی‌! یه هنرجیشه ی کونی‌ خایه مال نظام به دستور خود رژیم چوسلامی یه فیلم جدید راه انداخته که بازم حواس شما رو از مشکل اصلی‌ مملکت پرت کنه وگرنه یکی‌ مثل پژمان جمشیدی که خودش کونه چیکار به این کارا … چه تجاوزی چه کشکی… الانم داره به کوس

داستان سکس پژمان جمشیدی Read More »

کیرخوری با فحش اضافه

سلام من افسانم، یه ترنس هستم و اصطلاحا بهم میگن شیمیل. البته به طور سنتی بهم کونی‌ و اوبی هم میگن که باعث افتخاره.آخه رنگین کمانی بودن یعنی‌ افتخار کامل. یوهو… انی وی این داستانی که براتون مینویسم مربوط میشه به اولین رابطم بعد از مهاجرت. اما قبلش باید یچیزی بگم. من این داستان و

کیرخوری با فحش اضافه Read More »

جایزه ی فایزه

فرشید هستم 25 ساله قدم 185 وزنم 79 تیپم جذاب, ما 6 برادر و یک خواهر در تبریز زندگی می‌کنیم شش سال پیش داداش‌بزرگم بر اثر سکته مغزی فوت کرد زنش گوهر که 43 ساله و کارمند آموزش پرورش بود بیوه شد من 17 ساله بودم خونه‌ اونا از خونه پدریم دور بود بچه هاش

جایزه ی فایزه Read More »

یکی از یکی‌ الاغ تر

دو روز از ۱۷ سالگیم میگذشت چه خاطره ای برایم رقم خورد! مامان که همیشه از دیابت و درد پا و سنگینی تنش شکایت داشت و مینالید تا اومدم خونه گفت: پژی (پژمان) پسرم دلم کیک یزدی خواست برو بخر ( خوب آخه خرس ماده، تو با این همه مشکل بازم میخوای شکر و کربوهیدرات

یکی از یکی‌ الاغ تر Read More »

Scroll to Top