خوشههای کون
توضیح: این داستان قبل از به گا رفتن نویسنده نوشته شده و نویسنده ی این خاطره هم اکنون در سمت غلمان مشغول سرویس دهی به کیر بلال حبشی میباشد. *** فردای اون روز عروسیم بود و خیلی استرس داشتم. دوتا داداش بزرگتر از خودم داشتم که خیلی به لحاظ جنسی مریض بودن. به هیچی رحم […]
