معصومه و جندگیهای تطهیر شده
همین که رسیدم خونه دوشی گرفتم و رفتم توی اتاقم که چرتی بزنم، ولی دیدم معصومه پیام داده: حبیب بیشعور، من تازه یادم اومده، کثافت بیشعور تو چرا یک صیغه نخوندی؟! شوخی نبود. خانم دو دست کُس داده و کلی خرج گذاشته رو دست من تازه یادش افتاده که صیغه نخوندیم! بعد از فرستادن کلی […]
معصومه و جندگیهای تطهیر شده Read More »
