من و خواهرزن بسیار زیبا

اسم من امیر حسین و25 سالمه خانم من طی یک حادثه ای فوت کرد ولی هنوز رابطه من با خانوادش محکمه . خانم مان دوتا خواهر و یک برادر داره که همه اونها ازذواج کردن و در اهواز زندگی میکنن یکی از خواهر زنم در زندگی میکنه تا اینکه یک روز پدر و مادر و […]

من و خواهرزن بسیار زیبا Read More »

میترا، خاله قشنگم

سلام یه خاطره دارم از اولین سکس باخاله جیگرم این خاطره بر میگرده به 6 ماهه پیشدر مورد خودم باید بگم اسمم ایمان 27 سالمه دانشجو کامپیوتر هستم تو یه شرکت کار میکنم قد وهیکلم هم بد نیست قیافم هم خوبهدر مورد خالم باید بگم که اسمش میترا یه زن 45 ساله جا افتاده ولی

میترا، خاله قشنگم Read More »

من و خانم کارمند مخابرات

قبل از همه چیز باید بگم این داستان یا احتمالا داستانهای بعدی که توی این سایت میذارم کاملا حقیقیه و خاطرات من با دوست دختر هام یا کسانی هست که به نحوی کارم باهاشون به سکس کشیده.با جزئیات کامل نوشتم و امیدوارم حوصلتون سر نرهمن پایان هستم. 31 ساله از گرگان . از بچگی بسیار

من و خانم کارمند مخابرات Read More »

آیدا و فرنوش

اسم من میثم هستش. 18 سالمه. بیشترپسرا تا یه ماه پیش نتونسته بودم لذت سکس رو بچشم.از بس فیلم سوپر دیده بودم دیگه برام تکراری شده بودو دیگه لذتی که بهم اوایل دست میداد رو نمی داد بخاطر همین خیلی تو کف یه سکس درستو حسابی بودم تا وقتی که پدرم بخاطر وضع مالی خیکی

آیدا و فرنوش Read More »

سکس با همسایه ژاپنی

اون سال پيش دانشگاهيم تازه تموم شده بود. تو اون موقع ها تازه اين ژاپنی ها پاشون به تهران باز شده بود و يه زن و شوهر ژاپنی اومده بودن و نزديک خونه ما يه خونه اجاره کرده بودن. از اونجايی که ما خيلی مسخرشون می کرديم يه بار با شوهرش بود و يکی از

سکس با همسایه ژاپنی Read More »

من مشاوره درسی می خوام

من اسمم کامران 35 سال دارم و مشاور کنکور و مدرس ریاضی هستم. حالا برمیگردم به چند سال پیش. وقتی 22 سال داشتم که در همسایگی ما دختری به نام فریده بود که اونوقت 12 سال داشت و سینه هاش تازه زده بود بیرون و از روی لباسش که رو بدنش میافتاد معلوم بود بدن

من مشاوره درسی می خوام Read More »

قربون کونت زری جون

خاطره ای که میخوام تعریف کنم مال 10 سال پیش ما در محلمون خیلی قدیمی هستیم و با یک خانواده رفت و امد داشتیم که بچه هاش همسن و سال ماها بودند مادر این خونواده زری خانم زمانیی که من 20 سالم بود یه زن تقریبا 38 سالعه یا یک اندام فوق العاده سکسی بود

قربون کونت زری جون Read More »

اولین سکس من و آیلار

این داستانی که میگم تقریبا برای 3 سال پیشه که من داخل یک مغازه سوپر مارکت شریک بودم با توجه به اینکه این جور مغازه ها با مشتری زن و مرد زیادی سر و کله میزنی خب تیکه های خوبی هم پیدا میشه اما خب من سرم تو کار خودم بود و زیاد علاقه ای

اولین سکس من و آیلار Read More »

توهم واقعي

بهرام با دو تا آبجو اومد تو اتاق.منم رو تخت خوابیده بودم لخت لخت. بهرام همیشه دوست داشت که وقتی تنهاییم لخت باشیم . من هم مخالفتی نداشتم . همیشه با هم خیلی راحت بودیم . قبل از ازدواج با بهرام همیشه از ازدواج میترسیدم . صحبتای دخترای فامیل رو که میشنیدم همیشه با شوهراشون

توهم واقعي Read More »

پاهای شکوهمند مهسا

از کودکی این حالت غریب را در خودم احساس می کردم. در برابر دختران احساس حقارت و بی ارزش بودن داشتم. همواره به پاهای قشنگ و باشکوه خانم ها ملتمسانه نگاه می کردم و آرزو می کردم در مقابل آن زیبایی و شکوه شدیدا تحقیر شوم. در خیالم مجسم می کردم که به پایشان افتاده

پاهای شکوهمند مهسا Read More »

Scroll to Top