هم کون کردم هم کون دادم

سلام امیدوارم از داستانی که مینویسم خوشتون بیاد….تقریبا 2 هفته پیش بود که با یکی از دوستای قدیمیم(شهرزاد) که توی چت باهم سکس داشتیم حرف میزدم که بهم گفت سینا دوست نداری کون بدی؟تا حالا کون ندادی؟اولش یکم ناراحت شدم و گفتم نه من عمری همه رو گاییدم حالا خودم بدم؟؟؟گفت مگه چیه؟اشکالی نداره بدی […]

هم کون کردم هم کون دادم بیشتر بخوانید »

سارا کس تپل

سلام اسم من حامده و 26سالمه و بجه تهرانم این 
ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به عید بارسال که همراه با چند تا از دوستام رفته بودیم تو یکی از پارکها همین طوری که رو صندلی نشسته بودیم ی خانوم خوشگلو خوش هیکل نظرمو به خودش جلب کرد همین طوری که داشتم

سارا کس تپل بیشتر بخوانید »

کیر ترسناک

سلام هانيه هستم و اهل شمال و 19 سالمه دختري كه خيلي زود حشري ميشم نه اينكه سكسي باشم ولي زود داغ ميشم. اگه از خودم بخوام بگم قد 165 وزن 55 يكم تپل صورت خوش فرم سينه سايز 70. قرض ازمزاحمت يه خاطره ميخوام تعريف كنم از اولين سكسم. بابام تعمیرکاره واز اونجايي كه

کیر ترسناک بیشتر بخوانید »

نگار نازنین

تقریبا دو سالی میشد با این دختر دوست بودم. اسمش نگار بود. تو یک دانشگاه درس می خوندیم. ظرف یکی دو ماه اول با همدیگه سکس داشتیم.خیلی دختر هاتی بود. کمر باریک و کون گنده و سبزه. خوشگل نبود ولی صورتشم حشری بود. لبای درشت و سکسی. خیلی با همه نمی جوشید. از اینا بود

نگار نازنین بیشتر بخوانید »

ماجرای من و مینا

این ماجرا هم مثل قبلی خیلی طولانی نوشتم و اگر کسی حوصله خوندن جزئیات داستان رو نداره، از بعد از خط چین شروع به خوندن کنه. (دلیل طولانی بودنش اینه که قصدم نوشتن یه ماجرای صرفا سکسی نیست. واسم فرقی نمی کنه تو این سایت بزارمش یا یه سایت جدی. صرفا دوست دارم بنویسمش. و

ماجرای من و مینا بیشتر بخوانید »

سکس من و مینا

20 سالم بود. تا اون وقت تو زندگیم یه دوست دختر هم نداشتم. نه که گاگول بوده باشم، یا جانماز آب بکشم. راستش هیچ وقت نگاه جنسیتی به دخترا نداشتم. شاید به خاطر این که همیشه دور و برم دختر زیاد بود و با همه شون رابطه دوستانه و صمیمی داشتم و نمی خواستم به

سکس من و مینا بیشتر بخوانید »

سکس با خاله عزیزم

سلام بر همه دوستان من در حال حاضر 35 سالم هست این داستان که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به 16 سال پیش که من رفته بودم خونه خالم اینها که خالم 20 سال از من بزرگتر هست و ساکن یکی از خانه سازمانی های دولتی هست که شوهرش فوت شده بود و خالم بجای

سکس با خاله عزیزم بیشتر بخوانید »

سكس با خاله جونم

من مهردادم 20سالم و تنها فرزند خانواده و از بچه های شیرازم. داستانی که می خوام براتون تعریف کنم بر می گرده به امسال عید ، ما هر سال عید و تابستون می ریم ویلای پدربزرگم. مادر من دو تا خواهر دیگه غیر خودش داره که خاله بزرگم که سر زندگی خودشه ولی خاله کوچیکم

سكس با خاله جونم بیشتر بخوانید »

آسیاب به نوبت

من اشکان 17 ساله پسر و بچه بزرگ یه خونواده پنج نفره هستم . مادرم معلمه و بابام هم بازاریه . یه خواهر دارم به اسم آرا که دوسال ازم کوچیکتره و یه داداش هم دارم به نام اردشیر که 4 سالشه . تا چند وقت پیش عادت داشت شبا پیش بابا مامانم می خوابید

آسیاب به نوبت بیشتر بخوانید »

مینا خانم همسایه عزیز

داستان از آنجا شروع میشه که ما به منزل جدید نقل مکان کردیم که اسم من در این داستان سیامک است . پدر و مادر من کارمند و من دانشجو و خواهرم خانه شوهر ……….در همسایگی ما خانواده ای بودند که خیلی مرفه و به قول خودمون با کلاس بودن ( که توپ تکونشون نمیداد

مینا خانم همسایه عزیز بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا