ریحانه و کیر پسر خواهر

اسم من ریحانست و 20 سالمه . من هیچ وقت تجربه سکسی نداشتم و توی دوستامم بچه مثبته بودم ولی کم کم با دیدن فیلمای سوپر ه توی گوشیدوستام بود خیلی دوست داشتم سکس داشته باشمهمیشه تو خونه خودمو تحریک می کردم و همیشه دوست داشتم یکی ی هویی ظاهر میشد و با من سکس […]

ریحانه و کیر پسر خواهر Read More »

حق السکوت

با سلام خدمت دوستان عزیز اسم من سیناس 22 سالمه و تا حالا با بیشتر از 20 تا زن و دختر سکس داشتم الانم میخوام اولین خاطره ی سکسمو که تو 16 سالگیم با دختر عمه ام بود رو براتون بگم.اگه نظر بدین و دوست داشته باشین دوباره بنویسم.من یه دونه پسر عمه دارم (پرهام

حق السکوت Read More »

سکس در عهد قجر

درود بر شما داستانی در این نگاره به رشته تحریر در می آوریم باشد که مورد پسند شما قرار بگیرد و ما را با پند ونقد های خود مورد عنایت قرار دهد هر کس بگوید حرف زشت جایش نباشد در بهشت.در حجره خود نشسته بودیم و داشتیم چپق میکشیدیم که ضعیفه ای وارد شد و

سکس در عهد قجر Read More »

کس دادن مامانم به دوست دائیم

ماجرايي که ميخوام براتون بگم مربوط به 4سال قبله که توخونه دايي اينا يک مهموني بود و همه فاميل و چند تا از دوستاي دايم هم با خونوادهاشون اونجا بودن.يکي از اين دوستاي دايم اسمش منصور بود.اين منصور خان يکي از خاستگارهاي پر و پا قرص مامانم بوده که ديگه مامانم راضي نميشه و زن

کس دادن مامانم به دوست دائیم Read More »

کامی‌

سكس من با جمال از وقتي شروع شد كه من 11سالم بود و جمال تقريبا20سال داشت. من پسري درسخوان، ظريف، زيبا و در عوض جمال نقطه مقابل من يعني يك جوان هيكلي ، بلند قد با پوستي تيره كه از همان ابتدا قيد درس و كلاس رو زده بود و بيشتر دنبال هوس بازيهاش بود.

کامی‌ Read More »

دوقلوها

من و بهنام دو قلو بودیم . اون فقط چند دقیقه ای بزرگتر از من بود ولی همش می خواست قدرت نمایی کنه . خب پسر بود و زورشم می چربید . منم یه دختر نازک نارنجی مامانی و ترسو بودم . با این که تو خونه مون کلی اتاق داشتیم ولی دوست نداشتم تنها

دوقلوها Read More »

استاد كاراته

من پیمان هستم وكاراته كار ميكنم.من از بچگی به مردها علاقه داشتم و همیشه نقش مفعول را داشتم. یادم می آید که همیشه با بچه همسایمون که یکی دو سال از من بزرگتر بود میرفتیم زیرزمین خونه و بازی مامان و بابا میکردیم من همیشه نقش مامان را بازی میکردم همینکه کیر پسر همسایه را

استاد كاراته Read More »

خاطره از یك انتقام

اگه یكی بیاد بشما بگه میخوام بكنمت چكار باید كنی؟ اگر بگی باشه كه باید بهش كون بدی و میكنه و ممكنه خوشت نیاد ازش یا دیگه هر روز بیا بگه كون میخوام و دوستاشم بیاره.ولی اگه بگی نه چند حالت داره. یا اینكه اینقدر میاد و میخواد كه آخرش بگی باشه و بهش كون

خاطره از یك انتقام Read More »

مخ زنی

یكبار یك چیزی نوشتم در باره مخ زنی. اینم دومین چیزیه كه میگم. شاید مخ زدن نباشه و گول زدن باشه اما وقتی برای من اتفاق بیفته پس برای دیگرانم ممكنه اتفاق بیفته و میشه ازش پیشگیری كرد.دو سه سال پیش بود .اون وقتا زیاد میرفتم چتروم و برای خودم اسم زیباترین پسر دنیا رو

مخ زنی Read More »

مهماندار خارجی ھواپیما‬

این خاطره مربوط میشه به سال 77 که بازار روسها در مشهد خیلی داغ بود و تردد زیادی داشتند . یک روز ‫گرم تابستونی حدود ساعت ۱۲ ظهر شدیدا مشغول کارهای روزمره بودم و فرصت سر خوروندن نداشتم ‫صفورا منشیم در زد اومد تو و گفت آقای شهریاری یا شما کار داره با تعجب گفتم

مهماندار خارجی ھواپیما‬ Read More »

Scroll to Top