نگار و برادرش

این ماجرا حدود 3 سال پیش اتفاق افتاد. یه برادر دارم سه سال از من بزرگتره. اسمش حمیده. من بیست و یک سالمه و عادت دارم که همیشه در خانه دامن کوتاه بپوشم. همین باعث میشه هر کی منو میبینه تحریک بشه. یه شب در حالی که دمرخوابیده بودم از خواب بیدار شدم دیدم یکی […]

نگار و برادرش بیشتر بخوانید »

من و با کلاس ترین استاد دانشگاه

وقتی اون روز صبح رفتم دانشگاه اصلا تصور نمیکردم چی ممکنه منتظرم باشه و چه اتفاقاتی اون روز قراره برای من بیفته. راستش من مهتاب هستم.اون زمان 28 ساله بودم و دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه های تهران.از بچگی همیشه بچه ی درس خونی بودم و خیلی کم به اطرافیانم میرسیدم طوری که اکثرا

من و با کلاس ترین استاد دانشگاه بیشتر بخوانید »

بهترین زندایی

از همون اول دوسش داشتم از همون وقتی که دیدمش از همون روز که رفته بودیم خواستگاریش اره برای داییم رفته بودیم خواستگاری و من 10 سالم بود نمیدونم چرا اما منم با خودشون برده بودن من یه بچه ی شیطونو بازیگوش بودم و اون موقع ها زیاد این چیزا حالیم نبود که برا چی

بهترین زندایی بیشتر بخوانید »

سوگل و شهاب تو ماشین

سلام.من سوگل هستم.24 سالمه .یه دختر سکسی و هات.البته تا حالا تجربه سکس انچنانی نداشتم .لااقل با غریبه نه.از خودم بگم که قدم 170وزنم 78 کمی تپلم اما اصلا وزنم رو نشون نمیدم.سایز سینه هام 80 یه باسن گنده و از همه مهمتر اونی که تو اولین برخورد به چش میاد لبامه!!دوستام بهم میگن انجلینا.امامن

سوگل و شهاب تو ماشین بیشتر بخوانید »

سکس با عروس خاله

تازه از سربازی اومده بودم و دنبال کار می گشتم که پسر خالهم بهم گفت بیا در مغازه من که دست تنهام و شب عید بود پسر خالم طلا فروشی داشت یه روز یه چک داد من بردم بانک و چون صاحب چک تو حسابش پول نبود برگشتم به کیوان ( پسر خالم ) گفتم

سکس با عروس خاله بیشتر بخوانید »

ماجرای کس دادنم به داداشم

دیدن عکسهای مجله سوپری که از دوستم تو مدرسه قرض کرده بودم کافی بود تا حشریم کنه.تواتاقم پشت میز بودم و در رو بسته بودم و مجله رو گذاشته بودم رو میز و داشتم نگاه میکردم و دستمو برده بودم تو شرتم و سعی میکردم با کوسم ور برم. دیدن کیرهای به اون گندگی و

ماجرای کس دادنم به داداشم بیشتر بخوانید »

مامان مهری جنده

من پیمان 23 ساله هستم.تا چند سال پیش علاقه زیادی به زنهای سن بالا نداشتم تا این که یک صحنه ی شگفت انگیز کاملا نظرمو عوض کرد و من عاشق خانمای سن بالا و چاق شدم.5 سال پیش وقتی از مدرسه زود برگشتم وارد خونه شدم و طرف اتاق خودم رفتم که چیزی نظرمو جلب

مامان مهری جنده بیشتر بخوانید »

دختر همکار مامانم توی اردو

سلام خدمت دوستان عزیز.من سعید هستم و 20ساله هستم.این ماجرایی که می خوام بتایپم براتون بر می گرده به پارسال تابستون. درضمن این اولین داستانی هست که می خوام اینجا بنویسم البته مدت طولانی هست که به این سایت میام و .. تا چند روزی موفق شدیم یه کارایی کنیم.خلاصه سرتونو درد نیارم.پارسال تابستون بود

دختر همکار مامانم توی اردو بیشتر بخوانید »

کردن کس یک دختر والیبالیست

زمانی که دانشجو بودم رفته بودم از تلفنهای همگانی که اون زمون سکه های ده تومنی کار میکردند به خونمون زنگ بزنم تا رسیدم دم کیوسک تلفن دیدم یک دختر خانوم قد بلند قد 178 با چادر مشکی که جلوی چادرو ول داده بود وایستاده تو نوبت یک لحظه چشمامون تو هم گره خورد من

کردن کس یک دختر والیبالیست بیشتر بخوانید »

سکس من و پدرشوهرم

نمی دونم دخترا با پسرا چه جوری با هم آشنا میشن، دوست میشن ویا اصلا چه جوری و به چه اعتباری دوران دوستیشون به سکس منتهی میشه. خوب من تو شرایطی بزرگ شدم که زن عموهام جلوی برادر هام چادر تو خونه سر میکردند یا مثلا شیوا(یکی از زنداداشام) برای 2 سال فقط با برادر

سکس من و پدرشوهرم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا