سکس با هدا

هدی و من سه سال است ازدواج کرده ایم.او اکنون ۲۰ سال دارد و من ۲۸ سال.وقتی‌ من دانشگاه را تمام کردم او را که همسایه ما بود برای زندگی‌ انتخاب کردم.دوران نامزدی کوتاه بود وهدی زود به خانه من آمد.از همان شب اول سکس برای او یک چیز وحشتناک و دردناک بود.بعد‌ها هم اصلا […]

سکس با هدا بیشتر بخوانید »

بدنسازها

من و زنم حدود سه‌ سال است ازدواج کرده ایم.زندگی‌ سکسی‌ ما خیلی‌ معمولی‌ بود و دو سه‌ بار در هفته با هم سکس داشتیم.گاهی برام ساک میزد اگه تو مودش بود حسابی‌ میخورد و بعد من میکردمش.من ۲۸ سال دارم و زنم ۲۱ سال.همیشه می‌خواستم طوری بکنم که دردش نیاد.اما نمی‌شد و حس میکرد

بدنسازها بیشتر بخوانید »

چشمای بسته

جمیله و من ده ماه بود ازدواج کرده بودیم و بیشتر روابط ما کامل و خوب بود.سلیقه ما در موسیقی و فیلم و ورزش مثل هم بود و تفاهم جالبی‌ داشتیم. سکس هم همیشه کامل بود و هیچ مشکلی‌ در روابط رختخوابی ما نبود. البته من همیشه حس می‌کردم او کاملا لذت نمیبرد و ارضا

چشمای بسته بیشتر بخوانید »

استخدام

تصادفی توی خیابون دوستم امین رو دیدم و با هم رفتیم شرکت اونها، مدیر عمل شده بود و کلی‌ کارمند حسابداری و برو بیا داشت.باورم نمی شد این همه دختر وزن جوان زیبا زیر دستش کار کنند. برایم تعریف کرد که همیشه معیار استخدامش زیبایی زنها بوده واینکه حال وهوایی به دفتر کارش می دهند.زنم

استخدام بیشتر بخوانید »

بازی استقلال وسکس گروهی با زنم

من ۳۲ سال دارم و مدت ۱۲ سال است که در شرکت کار می‌کنم. روابط کاری خوبی‌ با رئیسم دارم و این دوستی‌ ما سال‌هاست که ادامه دارد. تا حدی که هر هفته جمعه در یک سال قبل دور هم هستیم و هر بار خانه یکی‌ از ما بساط مهمانی هست.این صمیمیت کاری ما به

بازی استقلال وسکس گروهی با زنم بیشتر بخوانید »

زن برادرزنم

مهناز زن رضا برادر زن من خیلی‌ خوشگل بود. توی عروسی‌ لباس نیمه لخت پوشیده بود که من تا قاچ سینه هاش رو میدیدم.تو مهمونیای فامیل همش چشمم بهش بود ودنبال فرصتی بودم تا ببینم راهی هست بکنمش یا نه. اون ورضاهمیشه با هم بودن ومن شب عروسی رضا کلی‌ شوخی‌ کردم باهاش.گفتم نمی تونی

زن برادرزنم بیشتر بخوانید »

تجاوز به زنم در انبار شرکت

حدود یک ماه قبل اتفاقی‌ افتاد که طرز فکر من رو نسبت به زنم عوض کرد. زنم تو شرکت ما کار می‌کنه و لیست انبار رو بر می‌داره. از روزی که اون مسئول حسابداری انبار شرکت شده تغیرات زیادی انجام شده. خوبی‌ زن من اینه که بسیار جدی هست تو کارش و با کارگر‌های انبار

تجاوز به زنم در انبار شرکت بیشتر بخوانید »

بابک و زنم

دوستم بابک و من همیشه آخر هفته‌ها با هم مشروب میخوردیم.گاهی هم زن هامون با ما میخوردن. اما خیلی‌ کام. ماه قبل من و بابک بعد از خوردن حسابی‌ ماست و پاتیل با هم سحرت و پرت میگفتیم.سارا زن من تا یه لیوان بخور میخوابه و به زحمت بیدار می‌شه. فرداش هم سر دردای بعدی

بابک و زنم بیشتر بخوانید »

زنم رو دوستام کردن

از این ماجرا دو سال می گذره. از زمانی که دوستام نقشه کردن زن منو کشیدن تا زمانی که واقعا اجرا شد.مریم همیشه با همه لاس میزد و وقتی‌ با دوستانم می‌رفتیم بیرون حسابی اونودستمالی میکردند.اولش از عروسی‌ ما شروع شد که زمانی که عکس دست جمعی میگرفتیم همه میچسبیدن به اون. وقتی هم که

زنم رو دوستام کردن بیشتر بخوانید »

زنم سوژه عکاسی حرفه ای شد

حدود یک ماه قبل تلفن من زنگ خورد و دیدم دوستم بهروز بعد از ده سال شماره من رو از بچه ها گرفته و زنگ زده بود. بلافاصله دعوتش کردم شام بیاد خونه ما. من تازه ۳ ماه است ازدواج کردم اما بهروز ۷ سال قبل عروسی‌ کرد تو کیش و حتی منو دعوت کرد

زنم سوژه عکاسی حرفه ای شد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا