مزاحم

ساعت از 8 گذشته بود به بیرون یه نگاهی انداختم اول پاییز بود گرمای هوا تازه فروكش كرده بود با این همه تازه شده بود مثله بهار ایران خودمون قربونت برم وطن كه اینجا سرماش هم فرق داره! گفتم برم بیرون یكم تنوع بشه شام هم بیرون بخورم. 1 ساعت بعد روی صندلی حصیری رستوران […]

مزاحم بیشتر بخوانید »

سکس توی آرایشگاه زنونه

تو اینترنت داشتم چت میکردم…. نمیدونم دنبال چی بودم اونجا(سکس ، دوست دختر، وقت گذرونی …. ولی یه مدت بود که همه منو میشناختن… اسممو گذاشته بودم “پسر شیطون” ….واسه همینم چند دقیقه یهبار پیام میدادن: چرا شیطونی ؟ مثلا چجور شیطونی یی؟ و از این سوالا… که هر بار با یه جوابی سر حرفو

سکس توی آرایشگاه زنونه بیشتر بخوانید »

نبض عشق لای پای تارا

اولین بار که به شرکت پدرم رفتم هفده سالم بود.همون روز اول بین همه ی کارمند های شرکت، مدیر فروش و حسابدار امین بابام با رفتار مودبانه و مهربونی که داشت من رو به خودش جذب کرد.آقا بهنام بیست و هشت سالش بود و ارشد حسابداری خونده و تازه استخدام شرکت بود. بابا می گفت

نبض عشق لای پای تارا بیشتر بخوانید »

بهترین کس دادن زندگی ام

من یه دختر حشریه پر هیجانم.شاید باورتون نشه ولی اگه ولم کنن دوست دارم روزی صدبار بدم .کس سفید ، تنگ و پرآبی دارم.هرپسری یه بار منو می کنه دیگه دست از سرم برنمی داره.می خوام بی پرده همه چیزو واستون بگمتقریبا به همه پسرای خوب فامیل یه دور دادم.همشونم تقریبا هفته ای دوبار بهم

بهترین کس دادن زندگی ام بیشتر بخوانید »

(دوران سربازی و سکس نیمه کاره (طنز

سلام دوستان.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیت.دست راستم بالاست دارم قسم میخورم که جزحقیت چیزی ننویسم.یادمه اون روزااواسط خدمتم بودم تواهواز خدمت میکردم یک روزکه باهزارتادوزو کلک مرخصی شهری گرفتم تابرم بازار فقط برای وقت گذرونی.خوب که توشهر گشت زدم اومدم فلکه چهارشیر اهوازگفتم 5دقیقه ای میشینم بعدمیرم چنددقیقه ای نشسته بودم

(دوران سربازی و سکس نیمه کاره (طنز بیشتر بخوانید »

عشق و عرق سگی

سلام سامان هستم 23سالمه و توي یکی از محلات خلاف و بسیار معروف شیراز زندگي ميكنم…جيزي حدود 3_4 سال بيش بود كه مطابق معمول همراه جوانان بچه باحال علاف تو محل وايساده بودیم كه ديدم يك بسر مزاحم يك دخترشده كه دختره وقتي ديد دارم نگاهش ميكنم برگشت گفت ببخشيد ميشه به اين آقا بسر

عشق و عرق سگی بیشتر بخوانید »

گاییدن زنداییم با دختر حشریش

این داستانی رو که میخوام براتون بگم ماله 2 سال پیشه که اون موقع داییم 1 سال و چند ماه بود که فوت کرده بود.بعد از مرگش ما رفت و امدنمون رو بیشتر کرده بودیم یعنی در اصل من بیشتر میرفتم خونشون.راستی اینو نگفتم که زن داییم 42 سالش بود و یه دختر20 و یه

گاییدن زنداییم با دختر حشریش بیشتر بخوانید »

مرد من

سلام من یه دختر23 سالم لیسانس حسابداری دارم و از نظر قیافه معمولی اما هیکلم بدک نیست شاد و پرحرفم اما فقط با آشناها ،خیلی مغرورم و کلا به کسی بابت سکس و این حرفا رو نمیدم. همیشه یه چیزی برام خیلی جالب و زجر آور بود اینک آقایون خودشونو آزاد میدونن هر کاری بکنن

مرد من بیشتر بخوانید »

مهناز

سلام اسم من آریاس ، 22 سالمه،فوق دیپلم علوم سیاسی دارم و به دلایلی از ادامه دادن درسم صرف نظر کردم و مشغول به کار کردن تو سوپر مارکت پدرم شدم…من تنها فرزند این خونوادم واین داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به یه سال پیش،تابستان سال 89.اولین بارمه داستان مینویسم ، اگه اشتباهی

مهناز بیشتر بخوانید »

استخر و ماجرای کون دادن من

من میخام خاطره اولین کون دادنم رو براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیادمن R.B هستم اسم خودمو میزارم نیما الان 19 سالمه این ما جرا وقتی 12 سالم بود برام اتفاق افتاد.بزارین از خودم بگم من پسری هستم کمی تپل سفید با کونی تقریبا تاقچه ای و بدون مو من مادر زادی کم مو هستم .

استخر و ماجرای کون دادن من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا