مامانم و پسر عمه ام

زنگ آخر معلم نداشتيم و زود تر تعطيلمون كردن.يكي دو تا از دوستام گفتن بيا بريم فوتبال ولي من چون شب قبلش دير خوابيده بودم و خيلي خوابم ميومد نرفتم و رفتم خونه كه تا مدرسه پنج دقيقه بيشتر راه نبود.رسيدم خونه و درو باز كردم و از پله ها رفتم بالا و رسيدم دم […]

مامانم و پسر عمه ام بیشتر بخوانید »

سه سال شب و روز کون میدادم

سلام . من آرش هستم الان 32 سالمه . داستانی که میخوام بگم مال 10 -12 سال پیشه . یه دوستی داشتم بنام علی که 4 سال از خودم کوچکتر بود و اون منو کونی کرد . از بچگی کون میدادم ولی لذت نمیبردم ولی علی مادرجنده همچین منو میکرد که من لذت میبردم و

سه سال شب و روز کون میدادم بیشتر بخوانید »

عشق خانم استاد

من کسری 27 سالمه این داستانی که مینویسم واسه دو ساله پیشه من سال 89 وارد دانشگاه شدم و در یک کلاس من اکثرا مسن ترین فرد میشدم و نمیتونستم با کسی گرم بگیرم چون همه با من تفاوت سنی زیادی داشتن سعی میکردم خودم باشم و خودمچون سالهای زیادی بود از درس دور بودم

عشق خانم استاد بیشتر بخوانید »

حرمت

سلام آقای آذریسرم پایین بودو بی توجه جواب دادم_سلام خانم_ببخشید من یه کم دیر رسیدم میتونم یرم سر کلاس؟_خانم کلاس یه ربع دیگه تموم میشه_میدونم به خدا تو ترافیک موندمحوصله بحث کردن نداشتم ولی تن صداش مجابم میکرد ادامه بدم_به هر حال انشاالله واسه جلسه بعد میتونید درس تون رو بگیریدصدای زنگ موبایلش واسم آزار

حرمت بیشتر بخوانید »

سکس ، دوست ، سنگ

موقع پیاده شدن از ماشین گفت: من تا به حال همچین کاری نکردما، هوای منو داشته باش. نفهمیدم دقیقا منظورش چی بود اما گفتم: باشه حواسم هست.پیش خودم گفتم حتما فکر میکنه میخوام یه بلایی سرش بیارم. با همین فکرا رفتم تو خونه و زنگ زدم که خبری نیست بیا.در آپارتمانو نیمه باز گذاشته بودم.

سکس ، دوست ، سنگ بیشتر بخوانید »

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم

سلام.من محسن هستم اولین باره می نویسم و حتی غضو سایت هم نیستم.اگه خوب ننوشتم به بزرگیتون ببخشید . داستانم یه خورده طولانیه. من ۲۴ سالمه قضیه بر می گرده به ۱۹ سالگیم.که من تازه یه خط ایرانسل خریده بودم که یه روز یه خانومی به من زنگ زد و خیلی هول بود و گفت

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم بیشتر بخوانید »

فراموش شده

حالا که رفته ای …. دل دلیل می اورد و عشق گریه میکند…. با این همه … جای خالیت پر نمیشود …نه با خیال و نه با خاطره…………..حالا که رفته ای …برای پنجره فرقی نمیکند … باران ببارد … باران نبارد…بارن….باران…باران******به صفحه برفکی تلویزیون خیره بودم …. پتو را از روی شانه هایم برداشتم. باورم

فراموش شده بیشتر بخوانید »

اولین سکس یزدان و مریم

سلام من مریم 31 ساله با قدی تقریبا بلند و قیافه و هیکل جذاب که بیشتراز همه چشمام گیرایی داره وقتی بخوام میتونم با نگاهم طرفمو میخکوب کنم البته اینو دوستام و اطرافیانم میگن. میخوام داستان اولین سکس با عشقم ، یزدان براتون تعریف کنم ولی اول کمی در مورد شروع رابطمون براتون میگم همیشه

اولین سکس یزدان و مریم بیشتر بخوانید »

تابستان پر حشر

سلام من محمدم و 22 سالمه دانشجو رشته نرم فزار كامپيوتر هستم اين داستان مال زمانيه كه من 18 سالم بود و مي خام اولين تجربه اي كه تو سكس داشتمو براتون تعريف كنم راستي (اين يه داستان نيست بلكه يه بخشي از زندگي منه) داشتم ميگفتم من اطلاعات جنسي وسكسيم بالا بود و دوستام

تابستان پر حشر بیشتر بخوانید »

انتقال

اسمم محسنه و در یک شرکت تولیدی در قسمت انبار کالا نزدیک تهران مسئول انبار هستم و تنخواه انبارهای اسلامشهر هم در اختیار من بود. خونه پدری نارمکه و بدلیل نزدیکی به محل کارم یه آپارتمان کوچیک تو اسلامشهر اجاره کردم . ما کارکنان انبار دنیای آزاد خودمونو داشتیم(عصرها دیرتر میرفتم با نفر شیفت انبار

انتقال بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا