من و رعنا

تو یه خونه آپارتمانی زندگی میکردیم که 4 طبقه داشت. تو طبقه چهارم یه خونواده زندگی می کردن من از همون اولش که اینا اومدن اینجا به زنی که تو اون خونه بود علاقه پیدا کردم. یه زنه حدودا 28-30 ساله که یه اندام قشنگ داشت که هر مردی رو تحریک میکرد. خیلی دوست داشتم […]

من و رعنا بیشتر بخوانید »

زن داداش

۲۰ ساله بودم ودانشجو، اونسال وقتي از دانشگاه اومدم فهميدم داداشم بچه دار شده بهشون سر زدم خيلي خوشحال شد چون ميخواست فردابه مأموريت شهرستان برود از من خواست تا اومدنش خونشون بمونم دفعه اول نبود منم قبول کردم. فقط چون زنداداشم جلوي من روسري سر ميکرد ميدونستم براي شير دادن معذب ميشه. با اينکه

زن داداش بیشتر بخوانید »

پاره شدن کون فریبا

یه روز یکی از مشتریامون به من گفت البته خانوم بود. گفت که دوست داری دوست دخترت برات چی بخره؟ منم گفتم من فعلا با کسی دوست نیستم و تو این خطا نیستم . راستش چشمم خودشو گرفته بود قیافه نداشت اما سینه های خوبی داشت منم که عاشق سینه هستم .خلاصه چند روزی گذشت.

پاره شدن کون فریبا بیشتر بخوانید »

شب پریچهر و آقای دکتر

خیلی به داستانای دنباله دار علاقه ندارم اما داستان قبلیم “به پریچهر بگو منو ببخشه” کشید به مطب دکتر بهرام شیرزاد. البته سعی کردم طوری بنویسم که با نخوندن داستان قبلی هم بشه این داستانو خوند. به هر حال امیدوارم ادامشو هم دوست داشته باشین. بعد از یک هفته از بیمارستان مرخصم کردن. شکل روح

شب پریچهر و آقای دکتر بیشتر بخوانید »

تجاوز به من در باغ

امروز تصمیم گرفتم اتفاقی که حدودا 10 سال پیش برام در سن 12 سالگی افتاد و تعریف کنماون زمان ما هر جمعه با همه فامیل که کلی پسر و دختر داشتن باغ پدربزرگم میرفتیم و همیشه من و بچه ها تو باغ درحال بازی و شیطونی بودیم( یک جورایی بین درختها گم و گورمیشدیم .پدربزرگم

تجاوز به من در باغ بیشتر بخوانید »

اولین آنال سکس نازنین

سال اول تو آمریکا خیلی بهم فشار اومده بود.مسکن، کار، دانشگاه به علاوه ی تنها و ناآشنا بودنم. حقیقتا زندگی تو آمریکا به اون آسونی که تصور کرده بودم نبود. غرورم هم نمیذاشت اینو به خونواده و دوستان اعتراف کنم و ازشون کمک بخوام. تصمیم گرفتم حداقل برای یه مدت درس رو بذارم کنار.رفتم لوس

اولین آنال سکس نازنین بیشتر بخوانید »

اولین بار… شاید هم نه

اسم من بهاره ستو فیسبوک فرندای حشری زیاد دارم… اون موقا که هنوز سابسکرایب و این چیزا نبود یکی به اسم علیرضا ریکوئست داد که هیچ فرند مشترکی نداشتیم. من آدم گیری بودم اون موقعا ولی وقتی یه کم سرک کشیدم تو عکساش خوشم اومد. پسر خوشکل و بانمکی بود. من رو گردن مردونه خیلی

اولین بار… شاید هم نه بیشتر بخوانید »

اولین سکسم با رها

اسم من رامینه و اسم اولین دوست دخترم رها بود.من الان 19 سالمه ولی این داستان مال یک سال پیشه .من با رها تو راه مدرسه به خونه آشنا شدم.هیکل رها خیلی خوب بو یعنی من عاشق هیکلش بودم.168 قدش 58 کیلو هم وزنش.بدن سفیید وسینه ها و کون بزرگی هم داشت.یه 2 سالی بود

اولین سکسم با رها بیشتر بخوانید »

اودکلن

سلام من مها هستم قبلأ دو تا داستان براتون گذاشتم بابت نظراتتون ممنون قبل از این که داستان و شروع کنم یه خواهش ازتون دارم لطف کنید به خانواده ام فحش ندید چون اینها صرفأ تخیلات ذهنی من هستن و دوست ندارم به خاطر یه داستان خانواده ام فحش بخورن مخصوصأ که پدرم هم فوت

اودکلن بیشتر بخوانید »

همکلاسی

این یه خاطره واقعی هستش . من اسمم بهنام و به نظر خودم و بقیه پسر خیلی خوشگل و خوش اندامی هستم . سینه های تقریبا برجسته ای دارم ، باسن بزرگ و خوش فرم و در کل صورت خیلی زیبایی هم دارم . البته من اینا رو از خودم در نمیارم همه راجع به

همکلاسی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا