دوستی‌ پر از عشق

من تو کانادا زندگی‌ می‌کنم، از ۱۰ سالگی اینجا بزرگ شدم.اسمم هم هست شیدا. وقتی‌ رفتم دبیرستان، آن در منطقه‌ای بود که ایرانیها توش زیاد بودند، همه هم دیگر رو میشناختیم، ، از وقتی‌ یادم میاد هیچ وقت از بقیه دخترهای ایرانی‌ که تازه از ایران آمد بودند خوشم نمی‌‌آمد. همه آن‌ها به فکره مود‌های […]

دوستی‌ پر از عشق بیشتر بخوانید »

داستان سکس آرش و شیرین

اسم من آرش و 26 سال سن دارم.داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم مربط به 4سال پیشه.داستان ازاون جایی شروع شد که من دوران دانشجوییم رو توی اهوازمی گذروندم.و به همراه چند تا از دوستان یه خونه اجاره کرده بودیم. یکی از هم خونه ایها که اسمش محمد بود به تازگی با یه

داستان سکس آرش و شیرین بیشتر بخوانید »

خیاط, یه مرد حشری

سلام اسم من نازنین هستش من خیلی شهوتی هستم توی شهرمون یه خیاط مرد داریم که شب تا صبح وصبح تا شب توی خونشه و فقط واسه خانوما لباس میدوزه اینو بگم من خوش اندام و خوشگل هستم که جشم همه تو خیابون دنبال منه حتی بی ارایش هم واقعا خوشگلم یه روز خیلی شهوتی

خیاط, یه مرد حشری بیشتر بخوانید »

مامانم و پسر عمه ام

زنگ آخر معلم نداشتيم و زود تر تعطيلمون كردن.يكي دو تا از دوستام گفتن بيا بريم فوتبال ولي من چون شب قبلش دير خوابيده بودم و خيلي خوابم ميومد نرفتم و رفتم خونه كه تا مدرسه پنج دقيقه بيشتر راه نبود.رسيدم خونه و درو باز كردم و از پله ها رفتم بالا و رسيدم دم

مامانم و پسر عمه ام بیشتر بخوانید »

سه سال شب و روز کون میدادم

سلام . من آرش هستم الان 32 سالمه . داستانی که میخوام بگم مال 10 -12 سال پیشه . یه دوستی داشتم بنام علی که 4 سال از خودم کوچکتر بود و اون منو کونی کرد . از بچگی کون میدادم ولی لذت نمیبردم ولی علی مادرجنده همچین منو میکرد که من لذت میبردم و

سه سال شب و روز کون میدادم بیشتر بخوانید »

عشق خانم استاد

من کسری 27 سالمه این داستانی که مینویسم واسه دو ساله پیشه من سال 89 وارد دانشگاه شدم و در یک کلاس من اکثرا مسن ترین فرد میشدم و نمیتونستم با کسی گرم بگیرم چون همه با من تفاوت سنی زیادی داشتن سعی میکردم خودم باشم و خودمچون سالهای زیادی بود از درس دور بودم

عشق خانم استاد بیشتر بخوانید »

حرمت

سلام آقای آذریسرم پایین بودو بی توجه جواب دادم_سلام خانم_ببخشید من یه کم دیر رسیدم میتونم یرم سر کلاس؟_خانم کلاس یه ربع دیگه تموم میشه_میدونم به خدا تو ترافیک موندمحوصله بحث کردن نداشتم ولی تن صداش مجابم میکرد ادامه بدم_به هر حال انشاالله واسه جلسه بعد میتونید درس تون رو بگیریدصدای زنگ موبایلش واسم آزار

حرمت بیشتر بخوانید »

سکس ، دوست ، سنگ

موقع پیاده شدن از ماشین گفت: من تا به حال همچین کاری نکردما، هوای منو داشته باش. نفهمیدم دقیقا منظورش چی بود اما گفتم: باشه حواسم هست.پیش خودم گفتم حتما فکر میکنه میخوام یه بلایی سرش بیارم. با همین فکرا رفتم تو خونه و زنگ زدم که خبری نیست بیا.در آپارتمانو نیمه باز گذاشته بودم.

سکس ، دوست ، سنگ بیشتر بخوانید »

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم

سلام.من محسن هستم اولین باره می نویسم و حتی غضو سایت هم نیستم.اگه خوب ننوشتم به بزرگیتون ببخشید . داستانم یه خورده طولانیه. من ۲۴ سالمه قضیه بر می گرده به ۱۹ سالگیم.که من تازه یه خط ایرانسل خریده بودم که یه روز یه خانومی به من زنگ زد و خیلی هول بود و گفت

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم بیشتر بخوانید »

فراموش شده

حالا که رفته ای …. دل دلیل می اورد و عشق گریه میکند…. با این همه … جای خالیت پر نمیشود …نه با خیال و نه با خاطره…………..حالا که رفته ای …برای پنجره فرقی نمیکند … باران ببارد … باران نبارد…بارن….باران…باران******به صفحه برفکی تلویزیون خیره بودم …. پتو را از روی شانه هایم برداشتم. باورم

فراموش شده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا