پوپک

من محمد هستم میخوام داستان خودم و پوپک رو واستون بگم. من و پوپک به طور اتفاقی تو خیابون باهم آشنا شدیم.پوپک خیلی شوخ بود.روزها و هفته ها گذشت و دلبستگی و دوستیمون ،جای خودش رو به عشق داد.و ما بیشتر و بیشتر بهم علاقه مند و خاطرخواه هم شدیم.اوایل وقتی باهم قرار میذاشتیم و […]

پوپک بیشتر بخوانید »

اينم پارتي رفتن ما

خوبين اين ماجراي که مي خوام براتون تعريف کنم واقعيت داره واتفاق افتاده.من با مامانم خيلي راحتم واو هم با من همينطوره من با او تنها زندگي ميکنم پدر وتنها خواهرمو چند سال پيش توي يک سانحه از دست دادم ومنموندمو مامانم مامانم 42 سال بيشتر نداره وخيلي خوشکله جوري که ديدم خيلي واسه اون

اينم پارتي رفتن ما بیشتر بخوانید »

شراره، اولین شریک جنسی من

سلام دوستای عزیز، من داریوشم 21 سالمه ترم 6 دانشگاهم ، خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 19 سالگیم یعنی اسفند ماه سال 88 وقتی که ترم 2 دانشگاه بودم؛ ماجرای اولین رابطه ی شاید زیاد در مورد سکس نباشه اما بعد دو سال، مرور کردن لحظه لحظش برام شیرینه،

شراره، اولین شریک جنسی من بیشتر بخوانید »

ماجرای اولین حال کردن من

سلام.میخوام واستون از باحال ترین سکسهایی بگم که تا حالا داشتم. اسمه واقعیه من مریمه. من یه مشکل اساسی دارم و اون اینه که خیلی حشری هستم. دست خودم نیست. کافیه یک عکس یا نوشته ای راجع به کس یا کیر و یا کلا سکس به چشمش بخوره. اون موقعست که تا ارضای کامل نشم

ماجرای اولین حال کردن من بیشتر بخوانید »

یه خاطره کوتاه

دو هفته پيش بود تو خونه تنها بودم از بي حوصلگي نشستم فيلم سوپر نگاه کردم حشري شدم رفتم سر يخچال يه سوسيس برداشتم مي مالوندم دمه کسم خيلي حال مي داديکمشو فشار دادم تو خيلي حال داد ديگه کاملا حشري شده بودم که کامل کردم تو کسم من که اصلا با کسي سکس از

یه خاطره کوتاه بیشتر بخوانید »

پریچهر و شام با طعم سکس

این ادامه داستان “سکس پریچهر و مهندس برج زهرمار“ِ که امیدوارم خوشتون بیاد. توی هواپیما وقتی سرم روی شونه پارسا بود و دستام تو دستاش، حس خیلی خوبی داشتم. خیلی آروم بودم. بعد از سینا دیگه هیچ وقت چنین حسی سراغم نیومد. آرامش خاصی که دقیقا حضور یه نفر بهت میده. شونه هایی که حس

پریچهر و شام با طعم سکس بیشتر بخوانید »

راحله زن همسایه

سلام من امیر علی20 سال دارم این اولین داستانه منه اگر کمو کسری داشت به بزرگی خودتون ببخشین دیگه.ما ساکن اهوازیم از اون جایی که اهوازیا به کیره بزرگشون و دخترای خوشکلو خوش اندام معروفن امیدوارم داستانم واستون جذاب باشه سرتونو درنیارم برم سره اصل مطلب : این داستان مربوط به 1نیم سال پیش هست

راحله زن همسایه بیشتر بخوانید »

سکس من با مامان نگین

اسم من شایانه و 18 سال سن دارم.ما ساکن کرجیم و خانواده ی 4 نفری برادرم 2 سال از من بزرگتره و توی اصفهان مهندسی میخونه.بابام هم کارمند بانکه.من یه مامان دارم که 40 سالشه.اسمش نگینه و فوق العاده اندام سکسی داره.کم کم به سرم زد که چرا من مامانمو دید نزنم؟؟؟ بعد افتادم تو

سکس من با مامان نگین بیشتر بخوانید »

یک روز معمولی

اول بگم این داستان فتیشه (ارباب و برده) اگه خوشتون نمیاد نخونیدو حالا داستان: از سر کار اومدم خونه، بهاره از توی هال صدام زد، رفتم جلوش ایستادم، یه لباس آستین بلند صورتی و بنفش با یه شلوار بلند از همون پارچه تنش بود، روی مبل نشسته بود و پاهاش رو روی هم انداخته بود،

یک روز معمولی بیشتر بخوانید »

کس کردن برای زن گرفتن

بلههههههههه…..آقا شدیم -20-19 ساله درسم خوندیم سراسری قبول شدیم نرفتیم گفتن باید 2 سال بشینی در انتظار کنکور. گفتیم بریم 6 ماه استراحت کنیم بعدش دوباره سوراخ مبارک رو بذاریم در خدمت کتاب و تست و… اینا …..اینام که حالا نکن کی بکن…خلاصه 1 هفته از انصراف دانشگاه که گذشت گفتیم بریم با بچه ها

کس کردن برای زن گرفتن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا