داستان سکس من با زن دایی جونم

سلام به همه داستانی که براتون می نویسم مال 8 سال پیش هستش. اونوقت ما و دایی سعیدم تو یه ساختمون دو طبقه زندگی می کردیم که طبقه اول ما بودیم ، طبقه دوم دایی سعید. دایی سعید دو تا پسر داره به اسمهای امید و میلاد زن دایی هم که اسمش منیره. ما از […]

داستان سکس من با زن دایی جونم Read More »

برادر شوهر

از خيلي وقت پيش دلم ميخواست که من رو بکنه ولي هيچ وقت جرات نمي کردم که بهش بگم که بيا يه حالي با هم بکنيم. هر دفعه که ميرفت حموم من ميرفتم و از سوراخ در نگاهش ميکردم، ولي خوب ديگه درست و حسابي معلوم نبود. ولي تا يه لحظه کيرش رو ميديم آن

برادر شوهر Read More »

حرام زاده

با فريد تازه دوست شده بودم. اون سال دومي بود ولي از اونجايي كه درس رياضيش با ما يك روز افتاده بود ، اين درس رو برداشته بود. دوستي اون با نگار كه يكي از خوش هيكل ترين و با كلاس ترين دختر هاي رشت بود چشم همه پسر ها رو در آورده بود. همه

حرام زاده Read More »

خاله بازی در نقش شوهر

سالهای اخر جنگ بود درست وقتی که صدام شروع کرده بود به موشک باران شهرها.مدارس تعطیل شدن و خیلیها از ترس بمباران به خونه اقوام تو شهرستانها میرفتن.ما هم رفتیم به خونه یکی از اقوام پدرم که یه خونه بزرگی داشت با یه باغ بزرگ و با کلی اتاق بزرگ و کوچیک که چند تا

خاله بازی در نقش شوهر Read More »

حمام شيشه اي

اسمم نيلوفره و تقريبا دو سالي هست كه با احسان ازدواج كردم شوهر مودب و با كلاسي دارم و از دستش راضيم از زندگيم هم بطور كلي راضيم از اونجائيكه هر جفتمون شاغليم از نظر اقتصادي هم مشكل چنداني نداريم همه چيز روال عادي خودش رو طي ميكرد. تا اينكه يه روز صبح زود وقتي

حمام شيشه اي Read More »

روزی که پریا خانم شد

15سالم بود که برای اولین بار پریا رو دیدم.اما از همون لحظه عاشقش شدم.نمیدونم شاید هم معنای این علاقه تو اون سن عشق نبود.اولین بار در هیأت شطرنج دیدمش.او 2روز بعد میخواست بره مسابقات قهرمانی استان.رئیس هیأت از من خواست برای این که او و دوستاش توی جو مسابقه قرار بگیرند توی تورنومنت خیلی ساده

روزی که پریا خانم شد Read More »

سکس با خواهر شوهردار دوستم

.اسم من رضاست.این داستانی که قصد دارم براتون تعریف کنم حدود دو سه هفته قبل اتفاق افتاد.ما یه همسایه داریم که خانواده پنج نفره بودن.یه پسر و دوتام دختر.پسره چند سال پیش تویه حادثه رانندگی با نامزدش کشته میشن.خواهراشم یکیشون سپیده که 23سالشه و ازدواج کرده یکی هم ساناز که اونم 14سالشه من با سپیده

سکس با خواهر شوهردار دوستم Read More »

خدا قسمت کنه خونه خالی رو

سلام دوستانٰ این داستان مربوط میشه به تقریبا سه ماهه پیش رابطه من و غزاله .من و غزاله تقریبا یک سالی میشه که با هم دوست هستیم و همدیگرو دوست داریم و باهم چند باریرابطه محدود داشتیم. با توجه به موقعیت کاری من فقط یک هفته شهر خودمون هستم و غزاله ازاین شرایط راضی نیست

خدا قسمت کنه خونه خالی رو Read More »

این یه داستان سکسی نیست

اونایی که میگن خیانت به زنشون قابل تحملتر از سکس ضربدریه آدمای خودخواهی هستن این قابل تامل و البته ستایش است که با جرات و جسارت پا روی خودخواهی خودت بگذاری و اجازه بدهی همسر محترمت همگام با خودت از لذت سکس بهره مند بشه خیلیا عاشق پرنده هستن ولی خودخواهی اونا باعث میشه پرنده

این یه داستان سکسی نیست Read More »

سکس بینظیر سه نفره

این داستانو چند روز پش برای من و زنم اتفاق افتاده ایشون واقعا زن سکسی و زیباییه و کمتر پیش میاد تویه بیرون رفتن ساده مزاحمی نداشته باشه نزدیک 5 ساله که ازدواج کردیم عاشق همیم و از نظر سکس بسیار داغیم. حدودپنج ماهه که بی دلیل به سکس زنم با مرد دیگری فکرمیکنم و این

سکس بینظیر سه نفره Read More »

Scroll to Top