من و زن دایی

این داستان واقیت داره و امید وارم که توی سایتتون بذارینش 2سال پیش بود که دائیم صبح امد دنبال و به من گفت بیا همراه من بریم دانشگاه دائی من استاد دانشگاه بود من سریع اماده شدم و رفتم همراش توی دانشگاه رفت توی مرکز اموزش و اسم یک دختر رو داد و یک پرینت […]

من و زن دایی بیشتر بخوانید »

من و ساحل

یادمه بهاره پارسال ساحل دختری که اشنایه خانوادگیه ما بود قرار شد بره فرانسه من و ساحل قبلا 1/2 بار همو دیده بودیم اما خوب اصلا با هم حرف نزده بودیم روزه قبل از اینکه بخاد بره Good Bye Party گرفت خوب ما هم دعوت بودیم و رفتیم همه مشغوله رقصیدن بودن من خواستم برم

من و ساحل بیشتر بخوانید »

مهرناز و نازی

تازه ماشين رو از تعمير گاه گرفته بودم و داشتم ميرفتم و با يكي از دوستام هم تلفني حرف ميزدم و ميخواستم برم پيش اون به همين خاطر سرعتم كم بود كنار يكي از خروجي‌هاي اتوبان يهو چشمم به يه زن جون افتاد نا خودآگاه چون سرعتم هم كم بود ايستادم و از تو آينه

مهرناز و نازی بیشتر بخوانید »

نمی بخشمت

اومدم توی اتاق گوشیم زنگ میزد، رفتم سمتش، شماره رو که دیدم جا خوردم اصلا انتطارشو نداشتم حمید بود!! همونطور زل زدم به شماره تا قطع شد. بعد از چند دقیقه بازم زنگ زد، بازم جواب ندادم، تو دلم گفتم با چه رویی زنگ زده؟! با صدای مامان به خودم اومدم ندااااااا بیا شام رو

نمی بخشمت بیشتر بخوانید »

پلیس لعنتی

ساعت 8 شب بود،بعد کلی ولگردی تو خیابونای تهران حسابی خسته شده بودم.کم کم وقتمون داشت تموم میشد چون مهتاب باید ساعت 9 برمیگشت خونه منو مهتاب هفته ای یک بار بیشتر همو نمیدیدیم چون من سر کار میرفتم وقت نداشتم همیشه هم قبل از جداشدنمون برام جق میزد و اگه موقعیتش بود ساک. من

پلیس لعنتی بیشتر بخوانید »

لذت اولین سکس با زن عموی مهربون

سلام. من اولین باره میخوام که میخوام خاطره بنویسم و از اولین خاطره سکسیم بگم که برام خیلی لذت بخش بوده و همیشه به یادم میمونه. ولی قبلش میخواستم یه چیزی خدمت این دوستانی که خاطره دروغ می نویسند بگم: آخه باباجون کسی که برای اولین بار با یه زن تماس پیدا میکنه خیلی سریع

لذت اولین سکس با زن عموی مهربون بیشتر بخوانید »

چرا سکس کردم؟

نمیدونم چی شد که الان تصمیم گرفتم خاطره یکی از سکسامو واستون بنویسم…من دو سال شاید هم بیشتر میشه که با این سایت آشنام،اما هیچوقت فکر نکردم که تجربیاتم رو واسه کسی بگم،همیشه جز کسایی که باهاشون سکس کردم کس دیگه ای از ماجراهایی که واسم اتفاق افتاده خبر نداشته،آخه میدونید من دختر خیلی تنهایی

چرا سکس کردم؟ بیشتر بخوانید »

گاییدن زن یک آخوند

با عرض سلام و درود خدمت شما دوستان عزیز اول باید بگم که ذکر این خاطره سکسی بدور از هرگونه جهت گیری سیاسی یا نفرت پراکنی از قشر خاص روحانی محبوب یا نامحبوب هست و صرفا یک خاطره و تجربه متفاوت که ترجیح دادم که بدلیل متفاوت بودم تقدیم شما می کنم من امیر هستم

گاییدن زن یک آخوند بیشتر بخوانید »

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد

سلام سال 83 بود و من تازه 2 هفته بود که 23 سالم شده بود که پدر مادرم توی یه تصادف عمرشون رو به شما دادن و از این دنیا رفتن ، بعد از فوت اونها چون من تنها وارث اونها بودم و تنها پسر تمامیه ارث پدرم به من رسید ، البته چیز زیادی

دنیا پیادم کرد ، قطار سرنوشت سوارم کرد بیشتر بخوانید »

دید زدن خواهر زنم آیدا

با سلام داستان من بر عکس تمام داستانا که زود مخ میزنن نیست من یه خواهر زن دارم که 2 سال از من کوچکتره و دو سال از زنم بزرگتره اسمش ایداست خوشگله اوایل اصلا هیچ احساسی بهش نداشتم تا این که به دلیل یه سری مشکلات مجبور شد مدتی رو خونه ما بگذرونه یه

دید زدن خواهر زنم آیدا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا