زنی در نزدیکی
میلاد دوستم بود همیشه وقتایی که به خونه خالی احتیاج داشتم هوای منو داشت اون روز میخواست زنی رو که باهاش دوست شده بود ببره خونه، از من خواسته بود مواظب کوچه باشم منم قبول کرده بودم، قرار بود زنه رو که برد خونه من برم و مواظب باشم، اما مامانش قبل اومدن اون […]
