اینم یه راهشه برای سکس

من بچه اون شهر نبودم ولی مجبور بودم مدتی تو اون شهر زندگی کنم.یه روز از اون روز ها که فکر میکردم بعد از مدتی باید دوباره یه رابطه سکسی داشته باشم به خودم قول داده بودم سریع دست به کار شم…دم عصر بود نزدیک خونه دختری رو دیدم که باسن خوبی از رو مانتو […]

اینم یه راهشه برای سکس Read More »

بالاخره کردمش

  سلام بکس :دی خوبید ؟ منم خوبم چوکس :دی حقیقتش که تا جایی که یادمه از اول دبیرستان که بودم پدر و مادرم به خاطر شغل پدرم همیشه سالی یه بار آبان ماه میرن مسافرت . منم به بهانه درس و این کوس شرا نمیرم :دی سال اول که بودم سرم تو عشق و

بالاخره کردمش Read More »

سكسي ترين سكسم

  من اسمم شيداست متولد 71ام، يعني 20سالمه و جون تنها عشقم يعني مامانمو قسم ميخورم كه يه كلمشم دروغ نيست! اگه نگارشم بده شرمنده! من 3ساله با يه پسري دوستم كه واقعا دوسش دارم و اولين كسي بود كه باهاش سكس داشتم توي 17 سالگيم تقريبا! فكر ميكردم خيلي خوب سكس ميكنه چون فقط

سكسي ترين سكسم Read More »

مهسا جیگر همسایه خونگرم

  سلام دوستان اسم من آرمین من 20 سال دارم تازگیها با این سایت ها آشنا شدم این داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم برای یک سال پیشه یعنی سال 90. من 2 ساله بدن سازی در سطح حرفه ای کار میکنم تعریف از خود نباشه خیلی بدن خوبی دارم ما یه همسایه داریم درست

مهسا جیگر همسایه خونگرم Read More »

کاندوم تاخیری

  سلام دوستان سکس دوست. من شانو هستم 28 سالمه … این اولین داستانیه که براتون مینویسم البته کاملا واقعی و مال 08/10/91 هستش. من تو غرب ایران زندگی میکنم . حدود 7 سال و نیم هست که با دوست پسرم دوستم . ما سکس های زیادی رو با هم داشتیم به قول خودش دست

کاندوم تاخیری Read More »

من و حسرت کس سارا

  سلام به همگی خاطره ای که دارم تعریف میکنم براتون بر میگرده به اسقند ماه سال 90 من کارشناس IT هستم و تو تهران کار میکنم البته باید بگم انزلی دنیا اومدم یه شب سرد زمستونی که حوصله خوابیدن رو نداشتم و طبق معمول داشتم با رایانه شخصیم ور میرفتم که هوس کردم یه

من و حسرت کس سارا Read More »

سکس با دو تا خانوم با شخصیت

این دفعه میخوم درباره ی یکی از فامیلام براتون بنویسم. مهوش 40 سالش و از شوهرش جدا شده و یه دختر 21 ساله هم داره. صورت زیبایی داره هیکل قلمی سینه های گرد و میزون و رون ساق فوق العاده . اون یه 14 سالی کانادا زندگی کرده و الان 3 سال اومده ایران. فوق

سکس با دو تا خانوم با شخصیت Read More »

رفت و من هنوز باورم نميشه

سلام دوستان عزیز علی هستم 20 سال از تهران . خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به اسفند سال 1390 . تقریبا دو سه روز بیشتر به عید نمونده بود . من و آناهیتا از بچگی با هم دوست بودیم . یعنی از همون موقع که میرفتم آمادگی . آنا 1

رفت و من هنوز باورم نميشه Read More »

سکس با آیدا

داستان به چند روز پيش بر ميگرده عموي من يه منزل مسكوني داره كه اونو اجاره ميده به دانشجويان كه قشر بسيار محترمي هستند، از دار دنيا فقط يه دختر يه ساله داره كه من واسش ميميرم و اكثر روزها هم به خواطر دختر عموي كوچولوم خونشونم البته اينو عرض كنم كه زن عموي بنده

سکس با آیدا Read More »

سکس زوری عمم با مامانم

سلام امروز ميخوام واستون خاطره ای بگم که هم بهترين خاطرم بوده هم بدترين.من يه عمه دارم به اسم طاهره که شهرستان زندگی می کنه و هر هفته 5 شنبه جمعه مياد تهران سنشم 43 ساله. مامان من هم 45 ساله داره.عمم به مامانم خيلي حسوديش مي شد آخه مامانم بهش سربود اینم بگم که

سکس زوری عمم با مامانم Read More »

Scroll to Top