سكس با زن سن بالا

اسمم افشينه و ٢٥ سالمه ، كاراته كار ميكنم و خيلي اهل مسافرت كردن با تور هستم ، اين اولين بارمه كه دارم خاطره مينويسم و اين موضوع واسه دو سال پيشه كه رفته بوديم با تور غار عليصدر . توي اون تور نزديك به ١٠ تا دختر هم سن و سال خودم بودن و […]

سكس با زن سن بالا Read More »

در حسرت کون دادن

سلام من ارش هستم 25 ساله از دوران بچگیم عاشق دادن بودم ولی هیچ موقع واسم میسر نشد نمیدونم چرا شاید از کون دادن میترسیدم و شاید از اینکه ابروم بره به هرحال خودتون میدونید واسه ی پسر کون دادن ی عیب محسوب میشه منم پیش خودم میگفتم شاید با این کارم باعث ریختن ابروی

در حسرت کون دادن Read More »

کس کفتار

سلام من کیان هستم 30 ساله از جنوب ( حالا بماند کجا ولی اینوبگم که لر زبانم ) میخوام یه چیزی رو بگم که شاید خیلی از شما ممکنه اونو شنیده باشید ولی باور نداشته باشید یه موقعی کسایی که زیاد کوس باز بودند بهشون میگفتن طرف کوس کفتار داره !! من هم شنیده بودم

کس کفتار Read More »

انتقام از دختر خائن

اسمم سعید و 23 سالمه و دوستم امیر 21 سالشه..سودا دوس دختر امیر بود و چند بار دیده بودمش و 2بار هم 4تایی (سودا و امیر و من و دوس دخترم) بیرون رفته بودیم.سودا 16 سالش بود و قیافش معمولی پوستش صاف و کونش بزرگ بود و با لباسایی که میپوشید بدن سکسیش بچشم میومد.قضیه

انتقام از دختر خائن Read More »

نسخه سحرآمیز

من از بچگی قد و قواره خیلی درشتی داشتم و تو محلمون یه پسر بنام امیر بود که سه سال از من کوچکتر بود و مثل باباش خیلی قد کوتاه بود و بدن سفید و گوشتیو براقی داشت. از اونجایی که تو کوچه پسر هم سن خودش نبود همیشه با ما بازی میکرد و بزرگترین

نسخه سحرآمیز Read More »

لیلا، جنده کون گنده

سلام من کسرا هستم 18ساله داستان از اونجا شروع شد که من يه روز از مدرسه داشتم ميومدم خونه.ما تو يه آپارتمان زندگي ميکرديم..وقتي داشتم از پارکينگ به سمت آسانسور ميومدم صداي دادو هوار همسايه روبه رويمونو ميشنيدم که داشت با زنش دعوا ميکرد من داشتم هميجوري گوش ميدادم که آقا داود(همسايه روبهرويي)از خونه اومد

لیلا، جنده کون گنده Read More »

تجاوز مرد صاحبخونه به من

با سلام من که الان اين خاطره رو مينويسم 31سالمه ولى ماجرا مربوط ميشه به زمانى که 7ساله بودم وبا مادرم تنها زندگى ميکردم آخه بابام تو جنگ کشته شده بود درست يادمه سال 68بود ما مستاجر بوديم صاحبخونمون يه مردى بود حدودا چهل ساله يه زن و دو تا بچه داشت مامان من و

تجاوز مرد صاحبخونه به من Read More »

دختر چادری

سرباز بودم اونم تقريبا كارش وابسته بود چادری قيافه اش زيبا نبود بدم نبود باهام گرم ميكرفت وقتي هم كلام ميشديم خيلي جراغ سبز بود ولي اوايل خب برا سرباز يكم سخته بخواد ريسك كنه يه روز اتفاقي وقتي مرخصي شهر كرفته بودم دم در ديدمش كارش تموم شده بود همراه شديم و خلاصه با

دختر چادری Read More »

یواشکی و اولین بار

سلام   اسمم مریم 18 سالمه قدم 163 وزنم 62 کیلو خیلی خوشگل نیستم ولی ی باسن جنیفری دارم که تعریف زیاد میکنن ازش لازم نیست فش بدین اگه قرار فش همین الان از خوندن این داستان منصرف شو. خیلی دوستش داشتم از بچگی اسم محمد بود دوری ای که من 15 سالم بود اون

یواشکی و اولین بار Read More »

دختری در اتوبوس

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیای خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و

دختری در اتوبوس Read More »

Scroll to Top