عشق بازی با نازی

با سلام خدمت دوستان . اسم من پدرامه. گرگان زندگی میکنم. 26 سالمه و توی دوستام به عنوان یه پسر آروم و خونسرد و باهوش معروفم. من عادت دارم همه چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا به فکر نوشتن داستان نبودم. […]

عشق بازی با نازی Read More »

کون دادن به خاطر ترقه

داستان من بر میگرده به 10 سال پیش 1 هفته مونده بود به چهارشنبه سوری و من برای لذت بردن از چهارشنبه سوری احتیاج به ترقه و سیگارت و یا همون کبریتی بیشتری داشتم برای همین تا جایی که میشد داشتم ترقه انبار میکردم..2 بسته با پس اندازم خریدم اما برای یک شب کیف کافی

کون دادن به خاطر ترقه Read More »

بی تالک و سکس با خانوم استاد

سلام به همه دوستان گلم. این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعی هستش بر میگدره به یک چند روز پیش من از اسم مستعار استفاده میکنم دوستان. اسم من سامان هستش 35 ساله ساکن کرج هستم متاهل هستم قد 176 وزن 75 چهره معمولی دارم میرم سر داستان از همینجا معذرت میخوام

بی تالک و سکس با خانوم استاد Read More »

حامد تو تفریحگاه منو گایید

سلام .من صادقم 21 سالمه و با افتخار ميگم که همجنسبازم و حالا ميخوام رابطه جنسيمو با دوس پسرم حامد که 23 سالش بود بگم. اين ماجرا برميگرده به پارسال… *** ارديبهشت ماه سال 1392 بود که يه شب حامد بهم اس داد که فردا صبح ميبرمت بيرون آماده باش. منم که فهميدم که قراره کاري

حامد تو تفریحگاه منو گایید Read More »

اولین مخ زنی زندگیم

سلام. میخوام داستان اولین مخ زنی زندگیمو واستون تعریف کنم.لازمه بگم شغلم راننده آژانسه.یه روز یه خانومی تماس گرفت گفت سرویس میخوام.نوبت من بود.به آدرسش مراجعه کردم.دیدم یه خانوم تپل سفید اومد سوار شد.گفتم مقصدتون کجاست؟گفت برید تا بگم.یکی دوتا خیابون رو که رد کردیم سرصحبت روباهاش باز کردم.گفتم خانوم من یه گمشده دارم که

اولین مخ زنی زندگیم Read More »

تجاوز به من در حوزه علمیه

اسم من محمد حسینه و تو یه خونواده مذهبی به دنیا اومدم اونقدر مذهبی که پدر مادرم به اصرار وقتی کلاس سوم راهنمایی رو تموم کردم منو فرستادن حوضه تا مثل داییم اخوند بشم… تو حوضه منو فرستادن تو یه حجره که اونجا سه نفر دیگه بودن یکیشون اسمش قاسم بود یه بچه دهاتی که

تجاوز به من در حوزه علمیه Read More »

کس دادن زنم به نعیمی

سلام دوستان . اسم من نیما و 28 سال سن دارم و زنم مرجان 26 سال سن داره و 56 کیلو با یه اندام کاملا سکسی.زنم خیلی حشری تو سکس و خیلی کم سیر میشه و همیشه تو کفه و شاکیه که زیاد باهاش سکس ندارم.ماجرا از اونجا شروع شد که همیشه تو سکسامون میگه

کس دادن زنم به نعیمی Read More »

کریم و کس خاله

من کریم هستم و کیرم 16 سانته و 17 سالمه و یه خاله دارم که چند سالیه بد جور تو فکرشم یه اندام سکسی محشر داره که آدمو دیونه میکنه . من هروقت که میرفتم خونهشون بدنشو دید میزدم . یه شوهر داره که ماشین بزرگ داره و بیشتر وقتا خونه نیست یه دختر کوچولو

کریم و کس خاله Read More »

پاهای سکسی و قشنگ هلیا

من مهردادم که22 سالمه 13فروردین هم میشم 23 ساله من ی دختردایی دارم که اسمش هلیاست و منم عاشق پاهای سکسی و قشنگ اونم دوست دارم اون پاهاشو اونقدر لیس بزنم تا بمیرم و وقتی که با اون سکس دارم انگار توی بهشت دارم واسه خودم حال می کنم حالا بریم سر داستان من و

پاهای سکسی و قشنگ هلیا Read More »

بعد از فرار از خانه

وقتی خواستم سوار ماشین شیک اون مرد بشم بهم گفت برو صندلی عقب سوارشو خودش تنها تو ماشین بود من رفتم عقب ماشین سوارشدم گفت سرت روپایین بنداز بیرون رو نگاه نکن مقداری که ماشین جلو رفت جایی ایستاد به من گفت از ماشین پیاده نشو خودش پیاده شد و بعد از مدتی با نایلونی

بعد از فرار از خانه Read More »

Scroll to Top