همه چیز از اون ویلا شروع شد

سلام.من رضام 29 سالمه واهل زنجان. تازه با این سایت آشنا شدم دیدم بد نیست منم یکی از داستانام رو براتون بنویسم این داستان برمیگرده به سال 81 که تازه تو دانشگاه رشت قبول شده بودم ولی بابام میگفت نرو بیا پیشم کار کن ولی من میخواستم چند سال بدون آقا بالا سر برای خودم […]

همه چیز از اون ویلا شروع شد Read More »

گاییده شدن من در باغ

سلام دوستان. من يه پسر 15 هستم و خيلي خوش قيافه و استايل خوبي دارم ولي از وضعيت بد خانوادمون مجبورم كار كنم باور كنيد ك حتي پول اينترنت خودم رو هم به زور جور ميكنم يك روز پدرم بهم گفت كه از فردا قراره بري توي يه باغ كار كني و تا عصر.منم كه

گاییده شدن من در باغ Read More »

کون دادن به لوله کش و نگهبان افغانی

سلام . پسری هستم 18 ساله مرتب وتمیز .این کون دادن من برمیگرده به چند ماه پیش تو روزایی که هوا گرم بود.من پیش یه اوستا که کارش لوله کشی ساختمونی بود کارمیکردم.کار ماهم تو ساختمونای نیمه کاره بود.اوستام یه مرد جا افتاده 35 ساله متاهل بود قد و هیکل بزرگی داشت.این اوستا یه برادر

کون دادن به لوله کش و نگهبان افغانی Read More »

بار اول با مهراد

با سلام خدمت همه دوستان. من سعید هستم 22 سالمه از اطراف کرج ما یه همسایه داریم به اسم مینا که 17سالشه و یه داداش داره به اسم مهراد که اونم 15سالش این مینا جون ما خیلی دختر ناز و خوشگلی هستش کل محل تو کفشن منم جزو اونام ولی اون اصلا اهمیتی به ما

بار اول با مهراد Read More »

راز کوچیک ما

اسمم مریمه 20 سالمه ساکن فرمانیه تهران.قدم165 وزنم 68 کیلو.از 18سالگی تاحالا با پسرای زیادی سکس داشتم اما همیشه کیلیپای لز رو میدیدم دوس داشتم منم لز داشته باشم چون خوابیدن بغل همجنسه خودت ارامشو حسه خاصی داره همیشه لزو دوس داشتم اما آدمش پیدا نمیشد هرکیم بود یا تو نت بود یا فیسبوکو نیمبازو

راز کوچیک ما Read More »

عشق به همسایه حشری

شهرام هستم و این چندمین خاطره هست که برای شما مینویسم. این اتفاق سال گذشته در همین ایام اتفاق افتاد. چند ماهی میشد که دستی به پنجره های خونه نکشیده بودم و با نزدیک شدن عید یک روز جمعه از پنجره اشپزخانه که انتهای ساختمان و رو به آپارتمان پشتی میشد کار را شروع کردم.

عشق به همسایه حشری Read More »

سکس تو کتابخونه

سلام. من اهل ساری هستم و دانشجو.چندباری براتون خاطره هامو نوشتم،این داستان واس دیروزه که داشتم تو کتابخونه شهرمون درس میخوندم که یهو نمیدونم چی شد که حسابی شهوتی شدم،که اگه دوربین مداربسته و بچه ها نبودن پامیشدم میزُ سوراخ می کردم،کتابخونه نسبت به روزای قبل خلوت بود،دوتا میز اونطرف تر از میز خودم یه

سکس تو کتابخونه Read More »

دختری که به فنا رفت

امیر رو که یادتونه؟عکاسم… همون که قبلا جرم داده بود… مدتی بود رابطمون خیلی بهتر شده بود…سعی میکرد بشه آدم ایده آلی که من می خوام.یه روز بهم زنگ زد گفت برم پیشش،گفت کارم داره.وقتی رسیدم فضای خونه غیر عادی به نظرم رسید،امیر هیج وقت انقدر مرتب نبود..هیچ وقت بار مخصوصش رو منتقل نمیکرد تو

دختری که به فنا رفت Read More »

سرزمین شیواها

سلام به دوستان عاشق سکس…نمیدونم چطور شروع کنم،تا حالا نویسندگی نکردم ولی خیلی دوست داشتم خاطره ی فراموش نشدنی یکی از سکسامو تعریف کنم. من شیوا،22سالمه و الان تو اتاقم نشستم و شدیدا تو کفم و متاسفانه دوست پسرمم در دسترس نیست: ))) ما تو یکی از شهرای مازندران زندگی میکنیم،پدر و مادرم هردو مهندسن

سرزمین شیواها Read More »

ضربدری با زوج باکلاس

نمی دونم چرا از اول ازدواجمون کنه شده بود … می گفت هر کاری که می کنی منم باید بکنم . نمی ذاشت برم فیسبوک یاسایتهای سکسی . می گفت منم باید باشم منم باید بیام… اگه داستان سکسی میخونی منم باید همراه تو و در کنار تو بخونم . تا یه مدتی منم بی

ضربدری با زوج باکلاس Read More »

Scroll to Top