همسایهای که میخارید
سلام به همه دوستان. شهاب هستم.این جریان مال همین چند روز پیشه… *** دیگه هوا داشت تاریک می شد و منم اومدم سمتِ خونمون که برم خونه بعد از یه روز کاری استراحت کنم . دمِ در خونه ی همسایه دخترشون وایساده بود و منتظر چیزی بود … همینکه رفتم کلید بندازم صدام کرد . سلام […]
همسایهای که میخارید Read More »
