دکترهای کار درست

سلام به همه اسم من امیر و اسم دوستم فرید هستش .منو فرید تازه پزشکی رو تموم کردیم و اهل تبریز و دانشجوی همین جا هستیم.ما دو تا همدیگرو بیشتر از برادر دوست داریم.فرید تو یکی از بیمارستانهای تبریز استخدام شد و من از دوره تخصصی قبول شدم.دوره پزشکی عمومی بخصوص انترنی دوست دختر زیاد […]

دکترهای کار درست Read More »

کردن کس و کون خاله جونم

سلام دوستان . این داستان به یه هفته پیش برمیگرده که میخوام واستون تعریف کنم….اسمم آرشه و اسم خاله جوووووووونم هم نازنیین جوووون هس. مایه ساختمونه دوطبقه داریم که باخالمون زندگی میکنیم به قولی شریک هستیم.  شوهر خالم و بابام هم با هم کار می‌کنن.شغل هر دوشون راننده بیابون هستش ( اتوبوس شریکی دارن. اولش شوهر خالم

کردن کس و کون خاله جونم Read More »

ماجرای کردن کس تنگ دختر صابخونه

سلام به همه. من رضا هستم داستان من بر میگرده به سه سال پیش موقعی که من بیست سالم بود الان بیست سه سالمه این اصلا یه داستان نیست بلکه بخشی از خاطراتمه …   سه سال پیش بود که اسباب کشی کردیم به یه خونه تو محله ای با کلاس و صابخونمون چهار تا دختر

ماجرای کردن کس تنگ دختر صابخونه Read More »

کون دادن تو کوه

سلام من مهنازم 15 سال دارم.من معمولا جلوی همه بی حجابم ولی جلوی پسر عموم خیلی بی حجابم. روز 13 به در امسال ما به کوه رفتیم.اونجا خیلی آدم بودند و من نمی تونستم خیلی بی حجاب باشم.تصمیم گرفتم برم بالای کوه ولی تنهایی نمی تونستم.به بابام گفتم گفت با پسر عموت برو.منم از خدا خواسته

کون دادن تو کوه Read More »

روز خوب برای گی‌ بازی

خونشون نزديك خونه ما بود فردا خانواده من و اون ميخواستن برن شهرستان منم طبق معمول ازسركار اومدم و شامم و خوردم روتختم دراز كشيدم اس داد فردا پايه حموم هستي منم جواب دادم عاشقتم..   صبح قرار بود ٩بياد من از هشت بلند شدم شوفاژو روشن كردم و خوابيدم زنگ زد اومد داخل گفت بريم

روز خوب برای گی‌ بازی Read More »

ایوب رکسانا رو واسه سکس باشوهرم آماده کرد

در خاطره قبلی گفتم بین منو ایوب که شوهر رکسانا دختردایی شوهرم بود رابطه ای برقرار شد که در نهایت یه شب که مهرداد خونه نبود منو ایوب با هم سکس کردیم و طعم سکس در آغوش گرم ایوب رو چشیدم ایوب هم بعدازاینکه بدن منو دید و باهام سکس کرد بقول خودش دیوونه من

ایوب رکسانا رو واسه سکس باشوهرم آماده کرد Read More »

سروش

نیلوفر با بی حالی چشمانش را باز کرد.بدنش بر اثر سکسی ک به زور داشت کوفته شده بود و درد میکرد!سرش را چرخاندو ب اطرافش نگاه کرد، کسی درون اتاق نبود! ملهفه را ب روی اندام برهنه اش کشید سرش را توی بالش فرو برد و دندانهایش را بروی هم فشرد تا بغض خفه کننده

سروش Read More »

خواست بپیچونه که پیچوندمش

نزدیک به یک سال ونیمی شده که لیلا رو ندیده بودم.دختر خاله مامانم که یه لباس فروشی باز کرده بود جنساشم خیلی زیاد بودبه مامانم و خاله هام یه خورده از جنساشو داده بود تا براش بفروشن. مشتریایی که برای مامانم میومدن از همسایه ها بودن.یه روز که داشتم از باشگاه برمیگشتم دیدم جلوی خونمون یه

خواست بپیچونه که پیچوندمش Read More »

بالاتر از لذت

تعریف جذابیت و خصوصا صدای مردانه و گرمش را زیاد از زبان دوستانش شنیده بود. بنابراین تعجب نکرد وقتی آن روز او را در رستوران دید، تمام مدت محو این کاراکتر جذاب شده بود. می دید که با دوستانش خصوصا الهه که با او نسبت فامیلی هم داشت راحت و خودمانی می گفت و می

بالاتر از لذت Read More »

قرار نبود منو بکنه ولی حسابی‌ کرد

یه چند روزی بود رفتاراش عجیب شده بود ن ک بد باشه زیادی خوب شده بود .توجه زیاد حساسیت نشون دادن خیلی زیاد قرارمون یه دوستیه ساده بود یه جورایی جفتمون میدونستیم موندنی نیستیم .من شیطنت داشتم اما اهل سکس نبودم نه اینکه ادعای خوب بود داشته باشم میترسیدم بخاطر همین سنگامو باهاش وا کندم که

قرار نبود منو بکنه ولی حسابی‌ کرد Read More »

Scroll to Top