یک جنده و یک شهر
سلام اسمم نازنینه 31 ساله. داستانی که میخوام براتون تعریف کنم داستان چهار سال زندگی یا بهتر بگم جندگی اجباری منه… *** 20 سالم بود ازدواج کردم و از همسرم جدا شدم و خانوادم بخاطر اینکه طلاق گرفته بودمو و ابروشونو برده بودم ترکم کرده بودن یه خونه اجاره کردم و تنها زندگی میکردم خیلی […]
