سکس وحشیانه با دوست داداشم

سلام من اسمم عسله قدم 160 و موی بور و چشم سبز و پوست سفیدی دارم کمر باریک و کون قلمبه ی خیلی تابلویی دارم جوری که اگه لباسم تنگ باشه هر مردی کونمو ببینه راست میکنه… القصه… من یه داداش شوخ و شنگ دارم که خیلی دوسش دارم از من ده سال بزرگتره و

سکس وحشیانه با دوست داداشم بیشتر بخوانید »

اینبار مهدی از کونم پذیرایی کرد

سلام. من عاطفه هستم که داستان سکس از کونم با امیر رو نوشتم اینبار میخوام داستانم رو با مهدی پسر همسایه بگم که مربوط چند روز پیش میشه… *** مهدی یک پسرہ سفید با موهای قہوہ ای20ساله قد بلند و اندام خیلی قشنگی دارہ و چهرہ ی دخترکشی دارہ خونه ی ما یکی از شهر های

اینبار مهدی از کونم پذیرایی کرد بیشتر بخوانید »

کون مریم

سلام دوستان.من پیمانم و داستانی که میخوام بگم براتون چند سال پیش و زمان مجردی برام اتفاق افتاده… *** من یک دوست داشتم به اسم مجید که از بچگی باهم بزرگ شدیم ولی یک سالیه دیگه باهم رابطه نداریم القصه یک تایپ و تکثیر نزدیک خونمون بود که یک شاگرد داشت به اسم مریم (مستعار)

کون مریم بیشتر بخوانید »

گاییدن دختردایی مطلقه

سلام. اسم من رضاس ٢٠سالمه قدم١٧٩وزنم٧١ اين داستاني ك ميخوام بگم واسه ١ماه پيشه … دختر دايي من اسمش ماراله ٢٥سالشه واز شوهرش طلاق گرفته و تنها زندگي ميكنه البته چن تا خونه با داييم اينا فاصله داره منم بيشتر اوقات ميرم ب داييم اينا سر بزنم پيش اونم ميرم مارال زني خوشگل قد١٧٥وزن٦٦-٧پوسته سفيد

گاییدن دختردایی مطلقه بیشتر بخوانید »

سکس عموم و مامان مذهبیم

بالاخره بعد از چند وقت کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم این خاطره رو بنویسم و واقعیت داره…   من 22 سالمه و مامانم 48 سال یه زن مومن چادری و نماز خون و عموم 50 سال داره. بابام مسافرت بود و من مامانم تنها خونه بودیم صبح جمعه بود که من واسه چند تا کار

سکس عموم و مامان مذهبیم بیشتر بخوانید »

عشقی‌ سوزان از نوعی دیگر

سلام من نیما هستم یه کونی که به کونی بودنم افتخار میکنم. همیشه دنبال یک عشق بودم عشقی که نامحدود باشه و الان ان عشق را دارم همان عشق کون دادن زمانی که یک نفر از جنش خودم در اغوشم قرار میگیرد احساس خیلی خوبی میکنم و سکس آغاز میشود آن مرد اول من را

عشقی‌ سوزان از نوعی دیگر بیشتر بخوانید »

سکس با دختر داییم شیلا

سلام .من فرشیدم که بیشتر منو فری صدا میکنن 22 ساله با قد 180 وزن حدود 60 کیلو هستم داستان از اونجا شرو شد که من در دوران بلوغ بودم و تو.اون دوران خیلی دنبال سکس بودم و وقتی دستم به جایی بند نبود مجبور بودم جق برنم سال 89 بود پاییز اوایل باز شدن

سکس با دختر داییم شیلا بیشتر بخوانید »

تجربه‌های جنسی‌ دوران کودکی

سلام. سامان هستم 26 سالمه .حرفام داستان نیس یه نوشتس که همیشه خواسم یجا بنویسم همین تمامشم تجربه شخصی دوران بچگی خودمه و واقعی … *** من تو یکی ازشهرکهای حاشیه شهر مشهدبزرگ شدم اولین باری رو که کنجکاوی جنسیم گل کرد رو یادم نمیاد ولی ما2 تا خواهربودیم و5 برادربعضی وقتا تو بچگیهامون وقتی

تجربه‌های جنسی‌ دوران کودکی بیشتر بخوانید »

دیگه پامو تو ایران نمیزارم

سلام اسم واقعيمو نميكم ميزارم سحر اينجا و اينكه املا من ضعيفه تا حدودى چون ايران نيستم اين داستان براى چند سال پيش هست كه امده بودم ايران و براى من تهران خيلى عوض شده بود تو اين ١٠ سال خيلى جاها نميشناختم و اينكه نبايد سوار هر ماشينى بشى من يك روز از خونه

دیگه پامو تو ایران نمیزارم بیشتر بخوانید »

زیر کیر آقا جلال

سلام دوستان.   من کاوه هستم 20 سال داستان برای 2 سال پیش هست. من تک فرزند هستم و پدر و مادر کارمند وتو یه شهر کوچک زندگی می کنیم و اکثر اوقات تو خونه تنها هستم از زمانی که فهمیدم سکس چیه تو خونه با خودم ور میفتم همیشه لخت تو خونه میچرخیدم وقتی

زیر کیر آقا جلال بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا