مینا و کیر عربی

من مينا 27 ساله هستم كه از چهارده سالگي به دنبال فوت والدينم در يك سانحه رانندگي تنها زندگي می كنم البته پيرزني كه خانه‌زاد پدربزرگم بوده نيز به عنوان دايه و همدم در خانه ويلايي دو طبقه و لوكس و مجهزمان در اهواز با من زندگي مي‌كند كه او را خيلي دوست دارم و

مینا و کیر عربی بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن بابک

سلام. من از 17 18 سالگی که خودمو شناختم و با چت رومای یاهو آشنا شدم همیشه دوس داشتم سکس گی رو تجربه کنم،یبار وقتی 20 سالم بود با یه پسر 19 ساله تو چت آشنا شدمو اونم گفت میده و ساک میزنه،بلاخره یه روز که خونه خالی بود و باهاش چت میکردم گفتم بیاد

اولین کون دادن بابک بیشتر بخوانید »

سکس ضربدری تو آنتالیا

سلام. من سامان هستم،٣٠ سالمه و ٥ ساله ازدواج كردم.اين اولين باره كه مي خوام راجع به سكس بنويسم… *** پارسال با زنم ميترا كه٢٩ سالشه و قد١٧٠ وزن ٥٨ و سينه ٨٠ رفتيم آنتالیا. روز اول كه باهم رفتيم ساحل ميترا خيلي دوست داشت كه خودشو برنزه كنه و لب ساحل باهم دراز كشيدم ،فقط

سکس ضربدری تو آنتالیا بیشتر بخوانید »

کون دادن بعد از هشت سال

سلام. اسمم آرش 22 سالمه قد 180 وزنمم تقریبا 77 بدن معمولی دارم کم مو تا قبل این ماجرا یه بار کون داده بودم اونم 8_9 سال پیش که اون جرقه کونی شدن من بود تو این چند سالم کون نداده بودم تادو ماه پیش که دوباره سوراخ کونم به خودش کیر دید (اسامی مستعار)

کون دادن بعد از هشت سال بیشتر بخوانید »

زندگی سکسی با خاله هام

سلام میخوام بهترین اتفاق زندگی مو واسه تون تعریف کنم… من اول از خودم و خاله هام بگم من اسمم سامان و شانزده سالمه۱۸۸ سانت و ۹۳ کیلو وزن چون کشتی گیرم و باهاش!!  ( منظورش باشگاه بوده نویسنده ی عزیزمون) بدنسازی میرم بدن فوق العاده ای دارم و خاله کوچکم که چهارده سالشه واسمش ملیکا

زندگی سکسی با خاله هام بیشتر بخوانید »

پاره کردن پرده ی نگار جونم

سلام . ارمین هستم بیست و شش ساله جریان برمی گرده به یک سال پیش…   دو سالی بود که یک دوست دختر داشتم اسمش نگار بود بیست و دو سالش بود با هم توی این دو سال صمیمی شده بودیم از تمام رازهاش با خبر بودم و با هم خیلی از سکس حرف می

پاره کردن پرده ی نگار جونم بیشتر بخوانید »

سکس با زن عمو تو انباری

نمی تونستم باور کنم… تو همون لحظه هم که داشتم اون کارو میکردم برام باور کردنی نبود. هیچ چیزی رو نمی تونستم ببینم جز کس زن عموم که رو پشت بوم خونشون توی اون انباری تاریک و کثیف جلوم باز شده بود. انگار زبون و دست و کیرم رو داشت دعوت به تو رفتن میکرد.

سکس با زن عمو تو انباری بیشتر بخوانید »

تجاوزی که زندگیمو عوض کرد

سلام.   داستانی که میخوام بگم مربوط به چند ماہ پیشه من عاطفه هستم که قبلن هم داستان سکسم با مهدی و امیر رو نوشتم اینبار میخوام این خاطرہ ی تلخ سکسی رو براتون تعریف کنم که بهم تجاوز شد و تصمیم گرفتم هرگز به سمت سکس نرم اولای آبان بود ولی ما چون جنوب

تجاوزی که زندگیمو عوض کرد بیشتر بخوانید »

کردن کس کوچولوی خواهرزادم

سلام دوستان اسم من رضاس حدود سی سالمه قدم 185 قیافم متوسطه و سبزه ولی معمولا خوش پوشم . یه خواهر دارم که بیست سال ازم بزرگتره واسه همین سن بعضی بچه هاش از من بیشتره . تو بچه هاش دوتا دختر داره به اسم زهره که یه سال از من بزرگتره پوستش خیلی سفید

کردن کس کوچولوی خواهرزادم بیشتر بخوانید »

زوری لز دادم

سلام به همه. این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به چند سال پیش وقتی من تو دانشگاه یکی از شهر های اطراف قبول شدم و رفتم دانشگاه…   راستی از خودم بگم من قدم 170 وزنم 65و پوستی سفید دارم و سینه هام هم بزرگ نیستن چون دختر ناز نازیی بودم

زوری لز دادم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا