گزارش لحظه به لحظه از کون دادن

سلام اسمم محسنه .همین الان که دارم این خاطر رو مینویسم ده دقیقه پیش یه کیر کلفت تو کونم بود و میخوام با جزییات کون دادنمو تعریف کنم… *** تو نت دنبال کسی بودم که کونم بزاره همیشه نزدیکم باشه که هر موقع اوکی بود برم بدم کونمو گشاد کنه خیلی وقت بود میگشتم تا

گزارش لحظه به لحظه از کون دادن بیشتر بخوانید »

لب گرفتن از پسرخاله

سلام من اسمم میتراس . من یه پسرخاله دارم که اسمش مهدی هستش . این پسرخالم 16 سالشه و مثل دختر بچه میمونه . پوستش صافه لبای گوشتی داره و بینیش ظریفه . چشماشم روشنه . خیلی هم زودباوره …   حقیقتش مدتی بود رفته بودم تو نخ لباش . یه بار نهار دعوتش کردم

لب گرفتن از پسرخاله بیشتر بخوانید »

لذت سکس با دختر خوانده ی قشنگم

شش سال بیشتر نداشت که بعد از تصادف و فوت ‍پدر و مادرش ما سرپرستیش رو به عهده گرفتیم. یه دختر معصوم و ناز که بعد از سالها تلاش برای بچه دار شدنمون خدا بهمون هدیه کرده بود. روز های سختی رو سپری می کرد. با تنها بازمانده از خانواده ای که داشت زندگی میکرد

لذت سکس با دختر خوانده ی قشنگم بیشتر بخوانید »

همکاری لذت بخش با زنم تو جنده بازیاش

یه روز زنم اماده شد بریم خرید بازار…   اون روز یه مانتو جلو باز با یه ساپورت فاق کوتاه مشکی بدون زیر سارافونی پوشیده بود لامصب از دور بزرگی کسش خودنمایی میکرد رفتیم مترو طرف مردا سوار شدیم نزدیکای ولیعصر خیلی شلوغ شد با زنم رفتیم گوشه واگن یارو خاس جاشو بما بده من بهش

همکاری لذت بخش با زنم تو جنده بازیاش بیشتر بخوانید »

گی‌ در کارگاه

سلام به همه . این داستانی که میخوام براتون بنویسم مال چند سال پیش هست … *** من اسمم محمده سنم سی ساله. چند سال پیش در یک کارگاه خیاطی کار میکردم از انجا که مشکلات زیادی داشتم گاهی اوقات شبها هم میموندم و تا دیر وقت کار میکردم و شب توی کارگاه میخوابیدم کارگاه

گی‌ در کارگاه بیشتر بخوانید »

کون دادن اول صبح

چند هفته ای میشد که من و فرهاد با هم آشناشده بودیم اونم بخاطربازیگوشیای من بود که اومددنبالم،اول من بش زنگیدم و به شوخی باهاش حرفیدم و بعد تبدیل به دوستی شد. ماه های اول،خیلی صمیمی وبدون هیچ حرف سکسی گذشت تا اینکه کم کم پشت تلفن سکس کردنمون شروع شد.اس دادنی هی حرف از

کون دادن اول صبح بیشتر بخوانید »

یه خط رو صورتم

گفته بودم سکس خشن دوس دارم اونم تمام تلاششو میکرد که خشن باشه! و بود!! اول مجبورم کرد واسش ساک بزنم نه که ازم بخواد،رسیدم تو خونه اش،گفت یالا بخورش!حموم رفته بود و حسابی تر وتمیز کرده بود.زانو زدم کیر کلفتشو کردم تو دهنم،سرمو عقب جلو میبرد،گاهی هم فشار میداد که کیرش بره ته حلقم،چند بار

یه خط رو صورتم بیشتر بخوانید »

کاری که باید می‌کردم

بعد از خدمت سربازی و رفتن سر کار، خانواده دست به کار برای ازدواج من شدند، برعکس خیلی از نویسندگان این سایت، توی یک خانواده سنتی و به دور از حاشیه های جنسی، بزرگ شدم، تو خونه، مادر و خواهرم رعایت پوشش کامل رو میکردن و من هیچ‌وقت اونها رو با لباس باز یا حتی

کاری که باید می‌کردم بیشتر بخوانید »

سمیرا شهوتی

من و سمیرا باهم 9 سال رابطه داشتیم.همسایه دیواربه دیواربودیم. خونه های ماپشت بومشم کامل چسبیده بهم.یه شب بهم گفت ما که تواین شهرلعنتی نمیتونیم باهم قراربزاریم و بریم بیرون حداقل آخر شبا وقتی همه خوابن بیا بالا ببینمت.شب اول ساعت 1شب اس دادم میتونم بیام اونم یه اتاق بالا براش ساخته بودن برادرس خوندن

سمیرا شهوتی بیشتر بخوانید »

سکس با دختر عموم مهری

سلام به همه دوستان عزیز من مهران ۳۵ سالمه یه دختر عمو دارم به اسم مهری که حدود ۴۰ سالشه مطلقه ویه پسر دانشجو داره… *** این دختر عموم بعد از جدا شدن از شوهرش مشغول کار آرایشگری شد و وضع و اوضاع مالیش روبراه شد. چند باری شنیده بودم که اگه کیس مناسبی گیرش بیاد

سکس با دختر عموم مهری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا