دلش کیرای دیگه رو هم میخواست جنده خانوم

اسمم مسعود و 38 سال سن دارم. توی 25 سالگی یه عقد کردم که بعد از شش ماه به جدایی کشید. اون موقع مثل خیلی از جوونای هم سنم، تجربه سکس رو نداشتم وگرنه شاید به طلاق منجر نمیشد!! البته همش هم بخاطر سکس نبود ولی سرنوشت اینجور رقم خورد. بعد از طلاق، بخاطر ناراحتی

دلش کیرای دیگه رو هم میخواست جنده خانوم بیشتر بخوانید »

کون من شده بود پناهگاه کیرش

سلام. اسمم رضاس و21 سالمه تازه کون برجستم داره مو در میاره و رنگ پوستمم سبزس. از وقتی رفتم مدرسه راهنمایی حس میکردم بیشتر بچه ها به کونم نگاه میکنن حتی گاهی اوقات تو شلوغی موقع تعطیل شدن قشنگ میفهمیدم کیر راستشون رو میچسبونن به من یا انگشتم میکنن ولی من توجهی نمیکردم حتی چندبار

کون من شده بود پناهگاه کیرش بیشتر بخوانید »

سکس داغ با آبجی بزرگه

سلام به همه دوستان . اول از خودم بگم احسان هستم الاان 29 سال سن دارم مجردم شغلم آزاده این خاطره ماله همین چند ماه پیشه…   من دوتا خواهر دارم که هر دوشون از من بزرگترن اولی 11 سال و دومی 4 سال هر دوشون هم ازدواج کردن داستان من مربوط میشه به خواهر

سکس داغ با آبجی بزرگه بیشتر بخوانید »

کونمو به باد دادم

سلام من رامین هستم و 22 سالمه. من چهره خوبی دارم و از همه مهمتر یه کون خوشگل و خوش فرم و برجسته همیشه صبح سوار مترو میشم تا برم سر کار و ساعتی که میرم اوج شلوغیه مترو هست خیلی دوس دارم وقتی یه نفر تو اون شلوغی از پشت کیر راستشو میچسبونه به

کونمو به باد دادم بیشتر بخوانید »

مریم و کیر من

بعد از ظهر خسته از یه روز کاری کیفمو دم در گذاشتم لم دادم رو راحتی که هنوز ننشسته صدای غر غر ابوافضل همسایه بغلی میاد و بعدش مریم زنش تو حیاط سرش داد میزنه بیکاری و تن پروری ابوالفضل منشاء مشاجره همیشگی همسایه بود. مریم خرج خونه رو میداد و شوهرش نفسش در نمیومد…

مریم و کیر من بیشتر بخوانید »

هم منو می‌کنه هم خواهرمو

سلام خدمتت تمام دوستان من اسمم رضا هستش بچه سمنانم و یه ابجی دارم به نام محدثه من 18 سالمه و محدثه 16 سال قیافه خودم بد نیست محدثه هم قیافش عالیه قدش 168 وزنش 70 و توپور خلاصه برم سر اصل مطلب. *** من رفیقی دارم بنام مهدی یچه خوشگله و تقریبا یه سال از

هم منو می‌کنه هم خواهرمو بیشتر بخوانید »

کردن کون مشتری چشم سبز

با سلام خدمت تمامی بچه ها. من مدت زیادی تو این سایت داستان ها رو میخوندم , به همین دلیل تصمیم گرفتم یکی از خاطرات خودمو بنویسم که شما بخونید و لذت ببرید البته این رو هم اضافه میکنم که من گی نیستم و این تنها رابطه من با یک پسر بودش که اونم میشه

کردن کون مشتری چشم سبز بیشتر بخوانید »

خودارضایی با کدوی کلفت

سلام. من آیدا هستم ۲۳ سالمه از نظر قد و هیکل نرمال و لاغرم یعنی نه سینه های بزرگی دارم نه کون گنده ای که هیکلم رو سکسی کنه یه ازدواج ناموفق داشتم و یه سالی میشه که مطلقه هستم… *** بعد از طلاق دوران سختی رو داشتم و هنوزم دارم نگاه سنگین فامیل و اطرافیان

خودارضایی با کدوی کلفت بیشتر بخوانید »

یه شب عالی‌ با پسر خاله مهناز

ما  همسایه بودیم و واسه همین به مهناز خانوم میگفتیم خاله. اینکه میگم پسرخاله، واقعا پسرخالم نبود… بگذریم.. *** یه روز شوهر مهناز خانوم اومد دم درمونو گفت، مهنازدردش گرفته و باید بریم بیمارستان،آخه مهناز حامله بود و زایشگاه شهر ما هم مزخرف… واسه همین رفتن شهر دیگه ک خیلی هم دور نبود و خواهرمهناز اونجا

یه شب عالی‌ با پسر خاله مهناز بیشتر بخوانید »

مامانمو میکرد و منم نیگا می‌کردم

سلام .خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به سال 70 میشه اون موقع 10 سالم بود…   *** مامانم 32 سالش بود و فوق العاده حشری بود. یادمه وقتایی که با بابام سکس میکردن همش داد میزد سربابام که کیرتو زود نکشش بیرون و اون ته نگهش دار که حسش کنم. یا همش

مامانمو میکرد و منم نیگا می‌کردم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا