دردی لذت بخش

سلام، من مانی 19 سالمه، توی یه آپارتمانه چند واحدی با خانوادم زندگی میکنم. توی یکی از واحدها یه خانواده ی 5 نفره زندگی میکنن که بچه ی ارشدشون یه دختر خوشگل و جوونه که فکر کنم 20 سالی داشته باشه. اسمش عسله و همیشه با داداشش که 9 سالشه و خواهر کوچیکشون که 6

دردی لذت بخش بیشتر بخوانید »

کونی‌ کردیم و کونی‌ دادیم

سلام به دوستان جقی .   سال هفتاد شش بود که ما از خونه سازمانی ارتش به خاطر بازنشستگی بابام و خونه نداشتن اومدیم خونه بابابزرگ من تو خونه سازمانی که بودم با اینکه شونزده سال داشتم تقریبا از همه بزرگتر بودم با چنتا از بچه ها ولی همه سنا کم بود و ما چنتا

کونی‌ کردیم و کونی‌ دادیم بیشتر بخوانید »

سکس زوری با فروشنده ی دزد مغازم

یه دختر جوان و خوش اندام و زیبا فروشنده فروشگاهم بود. چند وقتی بود متوجه کم آمدن حساب هام شدم،دوربین را چک کردم دیدم،کار خودشه…   فیلمشو ریختم  تو موبایل و بهش گفتم در فروشگاهو  ببند،می خوایم بریم از انبار جنس بیاریم… بردمش تو انبار و فیلم را نشونش دادم،گفتم چرا دزدی میکنی می خوای،پدرت را در بیارم،گفت

سکس زوری با فروشنده ی دزد مغازم بیشتر بخوانید »

خانوم معلم کلاس اول

سلام دوستان عزیز. نیما هستم 26 سالمه مهندسی برق خوندم و کارم در زمینه شبکه های کامپیوتریه . داستان ماله دوران دانشجوییمه سال سوم بودم اگر اشتباه نکنم ، من یه عمو دارم که مدرسه غیر انتفاعی داره و اون سال تازه دبستان ها باید هوشمند میشدن و مجهز به کامپیوتر و پروژکتور و …

خانوم معلم کلاس اول بیشتر بخوانید »

چاره‌ای نبود باید کس و کونو میدادم

سلام من فرزانه هستم. 39 سالمه و دوتا پسر17 و 10ساله دارم.خودم هم شاغل هستم.این داستانی که براتون تعریف میکنم برمیگرده به چندماه پیش.در ضمن من ادم مذهبی و چادری هستم ولی روابط عمومی خوبی دارم و به اصطلاح خشک مقدس نیستم.پسر بزرگ من که سال دوم بودش توی مدرسه با یکی از دانش اموزان

چاره‌ای نبود باید کس و کونو میدادم بیشتر بخوانید »

سکس‌های عالی‌ من و خواهرم

خواهرم ازدواج کرد و خیلی زود بخاطر اعتیاد شوهرش به شیشه طلاق گرفت و اومد دوباره خونه…   بعد یه مدت از جدایی ابجی آیدا،نتایج کنکور و بعدشم جایی که قبول شده بودیم اومد.هر دومون تو یه شهر توی ۳۰۰ کیلومتری خونمون،من کارشناسی صنایع غیرانتفاعی و خواهرم هم ارشد آزاد. با اینکه بابا و مامان

سکس‌های عالی‌ من و خواهرم بیشتر بخوانید »

استخر پارتی و سکس

سلام عرض ادب و احترام داستانی ک میخوام براتون شرح بدم یکی از لذت بخش ترین خاطره های زندگیمه من کامران هستم 27 ساله از تهران کار من ماساژه تو استخری مشغول ب کار هستم ینی ی جورایی شغل دومم محسوب میشه صبح تا بعدازظهرمغازم غروب هم تا نیمه های شب استخر هستم و تفریح

استخر پارتی و سکس بیشتر بخوانید »

بهترین هدیه برای تولدم

من کیوان هستم و الان 17 سالمه و یه مامان 38 ساله دارم . خوش هیکل سبزه موهای مشکی بلند چشمای درشت مثل این نقاشیای مینیاتور که تو کتاب حافظ هستش…. *** یه روز بعد ازهنرستان اومدم خونه  کسی خونه نبود به غیر از مامان و فردا هم روز تولدم بود و خوشحال تر بودم .

بهترین هدیه برای تولدم بیشتر بخوانید »

ترس از سکس

دوست دخترم تازه وارد پیش دانشگاهی شده بود و از سکس میترسید،آوردمش خونه بعد کلی مخ زنی،باهاش حرف زدم گفتم از چی میترسی، آخه مگه ما هم دیگه را دوست نداریم،گفت چرا ولی سکس نه،گفتم آخه دلیلش چیه؟گفت نمیییییییکنم!گفتم خوب یعنی دوستم نداری ؟گفت:ولی تا وقتی که این حرفها نباشه!،گفتم مگه نباید دو دوست از

ترس از سکس بیشتر بخوانید »

اول تجاوز و جندگی بعد شروع زندگی‌

سلام فاطمه هستم 24 سالمه و اصفهان زندگی میکنم ، قدم معمولیه (170) و سینه هام (70) ، وزنم 56 پوستم سفیده و موهام قهوه ای (خرمایی) از نظر زیبایی واقعا خوشکلم و هیکلم متناسبه !  اول یکم از خودم بگم بیشتر با زندگی من اشنا بشید : قبل ازدواج تو یکی از استان های

اول تجاوز و جندگی بعد شروع زندگی‌ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا