خاطرات یک قاچاقچی

سلام.داستانی که میخام تعریف کنم مر بوط به سال 94 هست.من بچه بلوچم وتو  شهر مرزی سراوان زندگی می کنم .متولد 1372مجرد … *** تو شهر ما (سراوان) شغل بیشتر از مردم قاچاقه تقریبا 50%منم سال 93 بود که با هزار جور این در و اون در زد ن و وام تونستم یه ماشین بخرم

خاطرات یک قاچاقچی بیشتر بخوانید »

کونم مال علی‌ جونمه

  با سلام من میلاد هستم ۲۱ سالمه قدم ۱۷۸ وزنم ۶۵ علی ۲۱ سالشه و ۱۸. قدشه وزنشم ۷۰ کیلوا جفتمون لاغریم همون ک خودم دوس دارم خوشکل نیسم زیاد.ولی زشتم نیسم قیافم معمولیه من از بچکی با دوستام زیاد سکس داشتمو همیشه دوطرفه بود حتی با علی.حالا بریم سر اصل داستان… *** علی

کونم مال علی‌ جونمه بیشتر بخوانید »

نصفه شب کونمو کرد

سلام  دوستان. اسمم شایانه و موضوع داستان که واقعی هستش و کس شعر نیست مال چن سال پیشه… *** الان بیست و شش سالمه ولی حدود ده سال پیش که شونزده سالم بود و انصافا خود کونی بودم یه کون گرد و قلمبه و بی مو داشتم که از ده دوازده سالگی خیلیا میخاستن بترکونن

نصفه شب کونمو کرد بیشتر بخوانید »

جندگی مامانم و گی شدن من

سلام خدمت دوستان گرامی من حسام هستم تازه وارد ۱۹سالگی شدم.داستانی ک براتون مینویسم مربوط ب پارساله من تو اون زمان کونی نبودم و سکس هم نداشتم فقط با جق خودمو خالی میکردم.حالا از ظاهرم بگم ک تپلم و گوشتی و برخلاف خیلی از افراد چاق ک فقط شکم بزرگی دارن من سینه های بزرگی

جندگی مامانم و گی شدن من بیشتر بخوانید »

به منم کون داد

…پسر شنیدی میگن این سامانه کونی شده؟؟آخرشم خوشکلیش کار دستش داد… این جمله رو نا خواسته از بچه ها شنیدم که گوشه ی حیاط مدرسه نشسته بودن و حواسشون به من نبود… از پشت یه مشت زدم تو سرش…کیرم تو اول تا آخرت تو گوه میخوری که این حرفو میزنی…کسکش چرا اسم سامان رو میاری؟؟؟دهنمو

به منم کون داد بیشتر بخوانید »

خفت شدن در روستا

سلام دوستان این خاطره  مال چن سال پیشه… *** اون زمان من نوجون بودم و شونزده هفده سالم بود فقط با هم سن خودم کونکونک بازی کدده بودم و در حد لاپایی و هنوز بدنم پر مو نشده بود و یه ذره سیبیل و ریش کم پشت که اونم با تیغ میزدم و در کل

خفت شدن در روستا بیشتر بخوانید »

زندگینامه ی یه تن‌ فروش

اسم من مگان هست.و همانطور که ازروی اسمم حدس میزنید , اسکاتلندی هستم. قدم 5.5 فییت ,بلوند و سایز 36:32:34 هستم و معمولا مردها بهم میگن که خوشکلم.اگرچه اسکاتلندی هستم ولی خانواده ام زمانی که من 5 سالم بود به لندن غربی نقل مکان کردند, به همین خاطر لهجه انگلیسی دارم.این داستان منه در مورد

زندگینامه ی یه تن‌ فروش بیشتر بخوانید »

اندر حکایت استاد ابوالفاعل طوسی

ﺍﻻ ﺍﯼ ﻣﺮﺩﮎ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﻗﺎﺭﯼ ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮐﻮﻥ ﻃﻔﻼﻥ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ؟ ﺑﺮﻭ ﺍﯼ ﻣﺮﺩﮎ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﻭ ﻣﻮﺫﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﮐﻤﯿﻦِ ﺭﺍﻩ ﮔﻮﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺖ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺍﯾﻤﻮﻥ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻥ *** ﯾﮑﯽ ﺣﺞ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺗﺎ ﺣﺞ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﭘﻠﯿﺴﯽ ﮐﻮﻥ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻟﺞ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﯾﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ ﻗﺎﺭﯼ ﺟﻨﺎﺑﻌﺎﻟﯽ ﺑﻪ

اندر حکایت استاد ابوالفاعل طوسی بیشتر بخوانید »

لذت سه‌ نفره

يكي دو ماهي ميشد كه باهم چت ميكرديم. اولش با مهران تو نت آشنا شدم و بعد از مدتي كه ازم مطمئن شد كم كم پاي زنشو وسط كشيد. رويا زن خوشگل ٢٧ ساله اي بود با قد ١٧٠ و وزن ٧٠. مهران بهم گفته بود كه همه كاره زنشه و برا اينكه رابطمون پا

لذت سه‌ نفره بیشتر بخوانید »

خودمم کونم میخارید

سلام. من ۲۶ سالمه اهل شمال شرق ایران نمیگم کجا تابلو نشه … *** خاطره کون دادنم برمیگرده به ۲۲ سالگیم که خانوادم تو یه شهری دیگه بودن و من تو یه شهری دیگه وتنها خونه داشتم ولی یه جای پرت و ناجور بود. از بعد از ظهر پنجشنبه تا نیمه های شب ساعت های

خودمم کونم میخارید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا